صنعت گردشگری ایران در فاصلهای کمتر از یک سال، دو شوک امنیتی را تجربه کرده است؛ نخست جنگ ۱۲روزه از ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴ و سپس دور دوم درگیریهای نظامی از ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز سفرهای نوروزی ۱۴۰۵. پیامد این شرایط، توقف کامل سفر نبود، بلکه تغییر در انتخاب مقصد، شیوه جابهجایی و نوع اقامت بود.
در جریان این تحولات، سفرهای منطقهای و تردد گردشگران در سراسر کشور تحت تأثیر قرار گرفت. اختلال در حملونقل و نگرانیهای امنیتی، مستقیماً بر رزرو هتلها و تورها اثر گذاشت و در مقابل، مقصدهایی که از دسترسی جادهای مناسبتر، جاذبههای طبیعی و امکان سفر خانوادگی برخوردار بودند، توانستند بخشی از تقاضای جابهجاشده را جذب کنند.
یکی از نکات مهم این دادهها آن است که ضریب اشغال مراکز اقامتی صرفاً یک عدد نیست؛ این شاخص میتواند تصویری از رفتار مسافر، میزان حساسیت او به امنیت، توان اقتصادی خانوار، دسترسی به مسیرهای جادهای و هوایی، جذابیت مقصد و ظرفیت اقامتی ارائه کند. بنابراین تغییر این شاخص، نشانهای از تغییر رفتار بازار سفر نیز محسوب میشود.
بررسی شهریور نشان میدهد استانهای شمالی در میان مقصدهای دارای تقاضای بالاتر قرار گرفتهاند. اردبیل با ۸۹ درصد، مازندران با ۸۸ درصد و گیلان با ۸۵ درصد، سه رقم برجسته ثبتشده را به خود اختصاص دادهاند. در این میان، مزیت مسیرهای جادهای و تنوع مقصدها اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا در دوره اختلال در پروازها، امکان سفر زمینی میتواند تصمیم خانوادهها را تغییر دهد.
این وضعیت تنها به شهریور محدود نیست. در ایام نوروز نیز حدود ۲۹.۷ میلیون نفرشب اقامت در مراکز رسمی ثبت شده است. در عین حال، بخشی از مسافران در شرایط جنگی، اقامت نزد خانواده و آشنایان را انتخاب کردهاند؛ موضوعی که نشان میدهد آمار مراکز رسمی، همه ابعاد جابهجایی و اسکان مسافران را پوشش نمیدهد.
در میان مقصدهای شمالی، مازندران تصویر متفاوتی از استمرار تقاضا ارائه میکند. از ابتدای خرداد تا پایان شهریور ۱۴۰۵، بیش از ۳۴ میلیون نفرشب اقامت در مراکز اقامتی استان ثبت شده و بیش از ۹۰ درصد ظرفیت اقامتی رسمی آن در این دوره تکمیل شده است. این ارقام، نقش مازندران را فراتر از یک مقصد صرفاً تفریحی نشان میدهد و جایگاه آن را در گردشگری داخلی برجسته میکند.
مقایسه جغرافیایی نیز حاکی از توزیع نامتوازن تقاضاست. در نقشه اقامت، استانها در چهار سطح بیش از ۸۰ درصد، ۶۰ تا ۸۰ درصد، ۴۰ تا ۶۰ درصد و کمتر از ۴۰ درصد دستهبندی شدهاند. در نتیجه، همه مقصدهای کشور از تغییر رفتار مسافران به یک اندازه بهرهمند نشدهاند و فاصله برخی استانها با سطح مطلوب اشغال همچنان محسوس است.
تقویم سفر نیز در این میان اهمیت تعیینکنندهای دارد. اسفند ۱۴۰۴ و نوروز ۱۴۰۵ مقطع اوج سفرهای نوروزی و خرداد و تیر ۱۴۰۴ فصل اوج سفر تابستانه بودهاند. در هر دو بازه، هرگونه اختلال امنیتی یا حملونقلی میتواند بهسرعت بر تصمیم گردشگران، رزرو اقامتگاهها و مسیر انتخابی آنها اثر بگذارد. به همین دلیل، امنیت به یکی از متغیرهای مهم تصمیمگیری در بازار سفر تبدیل شده است.
از سوی دیگر، افزایش اشغال الزاماً به معنای رونق یکسان تمام بخشهای گردشگری نیست. مدت اقامت، هزینه حملونقل، قیمت خدمات، نوع اقامت و سهم اسکان نزد بستگان، همگی بر تصویر نهایی بازار اثر دارند. ممکن است مسافر سفر خود را حفظ کند اما مقصد نزدیکتر، مسیر زمینی یا اقامت کمهزینهتری را انتخاب کند. در چنین شرایطی، شکل سفر تغییر میکند، اما اصل سفر از بین نمیرود.
این تغییر رفتار، برای سیاستگذاران و فعالان گردشگری یک پیام روشن دارد: مقصدهایی که امنیت، دسترسی جادهای، تنوع اقامت و جاذبههای طبیعی را همزمان در اختیار دارند، در دورههای بحرانی امکان بیشتری برای حفظ تقاضا پیدا میکنند. تجربه ماههای اخیر نشان داده است که جغرافیای سفر در ایران میتواند در واکنش به تحولات امنیتی، با سرعت قابل توجهی بازآرایی شود.
در نهایت، تصویری که از بازار اقامت ایران به دست میآید، تصویر صنعتی نیست که در برابر بحران متوقف شده باشد؛ بلکه بازاری است که خود را با شرایط جدید تطبیق داده است. مقصد تغییر میکند، مسیر تغییر میکند و نوع اقامت تغییر مییابد؛ اما تقاضای سفر همچنان وجود دارد. در این میان، استانهای شمالی و مقصدهای برخوردار از دسترسی جادهای مناسب، یکی از مهمترین کانونهای حفظ جریان گردشگری داخلی شدهاند.