در سالهای گذشته، نام انصارالله یمن بیشتر با حملات موشکی و پهپادی علیه اهدافی در عربستان و امارات گره خورده بود؛ حملاتی که نشان داد این گروه توانسته با استفاده از تسلیحات کمهزینه اما اثرگذار، فاصله میان توان نظامی خود و ارتشهای مجهز منطقه را کاهش دهد.
اما ورود به حوزه دریایی، نشانه تغییر در رویکرد عملیاتی این گروه است. تهدید مسیرهای کشتیرانی و ایجاد محدودیت برای تردد شناورها، به معنای انتقال نبرد از سطح حملات نقطهای به یک جنگ چندلایه است؛ جنگی که در آن اقتصاد، انرژی و تجارت جهانی نیز تحت تأثیر قرار میگیرند.
«معادله دریا در برابر هوا»؛ پاسخ نامتقارن به برتری هوایی
یکی از مهمترین مفاهیمی که در تحلیل این تحول مطرح میشود، «معادله دریا در برابر هوا» است. بر اساس این نگاه، بازیگران فاقد نیروی هوایی پیشرفته تلاش میکنند با توسعه توانمندیهای دریایی، موشکی، پهپادی و اطلاعاتی، هزینه استفاده از قدرت هوایی را برای طرف مقابل افزایش دهند.
در شرایطی که کشورهای منطقه و آمریکا از برتری هوایی گسترده برخوردارند، انصارالله تلاش میکند با انتقال درگیری به محیط دریایی، یک نقطه ضعف برای رقبای خود ایجاد کند؛ چراکه امنیت مسیرهای دریایی، بهویژه در مناطق حساسی مانند بابالمندب، اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی بالایی دارد.
بابالمندب؛ نقطه اتصال جنگ منطقهای با اقتصاد جهانی
اهمیت اقدام اخیر انصارالله تنها به تقابل با عربستان محدود نمیشود. دریای سرخ و تنگه بابالمندب یکی از مسیرهای مهم تجارت جهانی است و هرگونه ناامنی در این منطقه میتواند هزینه حملونقل، بیمه کشتیها و جریان انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
عربستان سعودی بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان، وابستگی قابل توجهی به امنیت مسیرهای صادراتی خود دارد. از همین رو، تهدید دریایی میتواند فشار جدیدی بر ریاض وارد کند و آن را در برابر یک چالش امنیتی متفاوت قرار دهد.
ورود جنگ به مرحله تصعید؛ از دفاع سرزمینی تا فشار منطقهای
تحلیلگران معتقدند اگر حملات گذشته انصارالله عمدتاً در قالب واکنش به عملیات ائتلاف سعودی تعریف میشد، تهدید دریایی نشانه حرکت به سمت یک الگوی تهاجمیتر است.
در این مرحله، هدف تنها پاسخ به حملات نیست؛ بلکه ایجاد بازدارندگی از طریق تهدید زیرساختهای اقتصادی و مسیرهای حیاتی طرف مقابل است. چنین تغییری میتواند سطح درگیری را از یک منازعه محدود منطقهای به یک بحران چندساحتی افزایش دهد.
معمای واشنگتن؛ مداخله مستقیم یا پذیرش هزینههای جدید؟
آمریکا اکنون در برابر یک انتخاب دشوار قرار دارد. از یک سو، واشنگتن خود را متعهد به حمایت از متحدان منطقهای مانند عربستان میداند و حضور نظامی گستردهای در آبهای منطقه دارد؛ از سوی دیگر، ورود مستقیم به یک درگیری دریایی با انصارالله میتواند هزینههای نظامی و سیاسی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
هرگونه عملیات گسترده علیه یمن ممکن است دامنه بحران را افزایش دهد و پای بازیگران بیشتری را به میدان باز کند. در مقابل، واکنش محدود نیز ممکن است این پیام را منتقل کند که توان آمریکا برای تضمین امنیت دریایی منطقه با چالش مواجه شده است.
نقش ایران؛ افزایش فشارها در جنگ چندلایه منطقه
در این میان، ایران نیز بهعنوان یکی از بازیگران اثرگذار منطقهای، در مرکز توجه قرار میگیرد. منتقدان و رقبای تهران، اقدامات انصارالله را بخشی از راهبرد گستردهتر محور مقاومت میدانند و احتمال افزایش فشارهای سیاسی و نظامی علیه ایران را مطرح میکنند.
با این حال، واقعیت میدانی نشان میدهد که جنگ منطقهای در حال حرکت به سمت الگویی پیچیدهتر است؛ الگویی که در آن پهپاد، موشک، دریا، جنگ اطلاعاتی و فشار اقتصادی همزمان نقشآفرینی میکنند.
آیا خطوط قرمز منطقه تغییر کرده است؟
اقدام اخیر انصارالله را میتوان نشانهای از تغییر قواعد بازی در خاورمیانه دانست؛ جایی که گروههای غیردولتی با توسعه توان نظامی خود توانستهاند بر محاسبات قدرتهای بزرگ اثر بگذارند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمال دارد شاهد افزایش حضور نظامی آمریکا و متحدانش، تشدید فشارها علیه ایران و شکلگیری دور تازهای از رقابت امنیتی در آبراههای منطقه باشیم.
در شرایطی که دریای سرخ و خلیج فارس بیش از گذشته به میدان رقابت تبدیل شدهاند، یک واقعیت بیش از پیش آشکار است: جنگهای آینده منطقه تنها در آسمان و زمین تعیین نمیشوند؛ دریا نیز به یکی از اصلیترین میدانهای قدرت تبدیل شده است.