صفحه سیاست گزارش می دهد؛

جنگی که معادلات امنیتی خلیج فارس را تغییر داد؛ وقتی اعراب فهمیدند ایران حذف‌شدنی نیست

جنگ مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تنها یک رویارویی نظامی میان تهران و واشنگتن و تل‌آویو نبود؛ این جنگ، معادلات امنیتی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داد. آن‌گونه که پایگاه «العربی الجدید» در گزارشی به قلم «جورجو کافیه‌رو» نوشته است، پایتخت‌های عربی حاشیه خلیج فارس بیش از گذشته با یک واقعیت ژئوپلیتیکی مواجه شده‌اند: ایران یک همسایه دائمی و یک بازیگر غیرقابل حذف از معادلات امنیتی منطقه است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
جنگی که معادلات امنیتی خلیج فارس را تغییر داد؛ وقتی اعراب فهمیدند ایران حذف‌شدنی نیست
صفحه سیاست-

سال‌ها یکی از مهم‌ترین مفروضات امنیتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، اتکا به چتر امنیتی ایالات متحده و حضور نظامی این کشور بود. پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، خرید گسترده تسلیحات غربی و همکاری‌های اطلاعاتی، بخش مهمی از این ساختار را شکل داده است.

اما جنگ اخیر نشان داد که اتکا به قدرت خارجی لزوماً به معنای مصون ماندن کشورهای منطقه از پیامدهای یک درگیری نیست.

ایران در واکنش به حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، توانست دامنه پاسخ خود را به زیرساخت‌ها و پایگاه‌های نظامی طرف مقابل در منطقه بکشاند؛ موضوعی که برای کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی، یک پیام روشن داشت: جنگی که در تهران، تل‌آویو یا واشنگتن تصمیم‌گیری می‌شود، می‌تواند هزینه‌های آن را در خلیج فارس و کشورهای عربی نشان دهد.

از همین منظر، بخشی از پایتخت‌های عربی اکنون به دنبال آن هستند که ضمن حفظ روابط خود با آمریکا، وابستگی امنیتی مطلق به واشنگتن را کاهش دهند.

تهران؛ بازیگری که نمی‌توان از معادله منطقه حذف کرد

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در گزارش العربی الجدید برجسته شده، تغییر نگاه برخی کشورهای عربی به جایگاه ایران است.

مواضع اخیر مقاماتی مانند شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر و انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات نشان می‌دهد که ایده گفت‌وگو با تهران و ایجاد سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

امیر قطر در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل از ایجاد یک «سامانه امنیت دسته‌جمعی منطقه‌ای» سخن گفت و بر راه‌حل‌های دیپلماتیک برای بحران‌های منطقه تأکید کرد.

قرقاش نیز بر ضرورت گفت‌وگوی مستقیم کشورهای عربی با ایران و شکل‌گیری «ذهنیتی تازه» درباره مناسبات منطقه تأکید کرده است.

این مواضع الزاماً به معنای تغییر کامل سیاست خارجی کشورهای عربی یا فاصله گرفتن آنها از آمریکا نیست؛ اما می‌تواند نشانه یک بازنگری مهم باشد: امنیت پایدار خلیج فارس بدون در نظر گرفتن ایران امکان‌پذیر نیست.

در واقع، جغرافیا چیزی نیست که بتوان با قراردادهای تسلیحاتی یا حضور ناوگان‌های خارجی تغییر داد. ایران و کشورهای عربی خلیج فارس همسایه یکدیگرند و هر ترتیبات امنیتی پایدار، ناگزیر باید این واقعیت را در نظر بگیرد.

امنیت منطقه‌ای؛ تهران سال‌هاست چه می‌گوید؟

نکته قابل توجه اینجاست که ایده ایجاد سازوکار امنیتی منطقه‌ای، موضوع تازه‌ای برای جمهوری اسلامی ایران نیست.

تهران بارها اعلام کرده است که امنیت خلیج فارس و منطقه باید توسط کشورهای منطقه و بدون تحمیل ترتیبات امنیتی از سوی قدرت‌های فرامنطقه‌ای تأمین شود.

اکنون بخشی از تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌ها و اندیشکده‌های عربی و غربی نیز به همین نقطه نزدیک شده‌اند؛ اینکه حضور قدرت‌های خارجی نه‌تنها الزاماً به معنای امنیت بیشتر نیست، بلکه در شرایط بحران می‌تواند کشورهای میزبان را در معرض پیامدهای جنگی قرار دهد که تصمیم‌گیر اصلی آن نیستند.

از این منظر، اختلاف اصلی فقط بر سر حضور یا عدم حضور آمریکا نیست؛ بلکه بر سر تعریف امنیت منطقه است.

مدلی که واشنگتن طی دهه‌های گذشته دنبال کرده، عمدتاً بر حضور نظامی، فروش تسلیحات، ائتلاف‌های امنیتی و وابستگی دفاعی متحدان عرب استوار بوده است. در مقابل، دیدگاه ایران بر این اصل تأکید دارد که کشورهای منطقه باید خود مسئول تأمین امنیت منطقه باشند.

تسلیحات بیشتر؛ تضمین امنیت بیشتر؟

جنگ اخیر یک پرسش مهم دیگر را نیز پیش روی کشورهای عربی قرار داده است: آیا خرید میلیاردها دلار تسلیحات پیشرفته، بدون ایجاد یک معماری امنیتی بومی، می‌تواند امنیت پایدار ایجاد کند؟

کشورهای عربی خلیج فارس طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در حوزه نظامی انجام داده‌اند. با این حال، تهدیدات موشکی، پهپادی و اختلال در مسیرهای انرژی نشان داده است که برخورداری از تجهیزات پیشرفته با توانایی مستقل برای مدیریت یک بحران منطقه‌ای یکسان نیست.

از همین رو، بحث درباره تنوع‌بخشی به شرکای نظامی و دفاعی، توسعه صنایع دفاعی بومی و برقراری روابط امنیتی گسترده‌تر با کشورهایی مانند چین، فرانسه، روسیه، ترکیه و پاکستان جدی‌تر شده است.

این روند البته به معنای کنار گذاشتن آمریکا نیست؛ بلکه بیشتر نشانه تلاش کشورهای عربی برای کاهش ریسک وابستگی مطلق به یک قدرت خارجی است.

هرمز؛ جغرافیایی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت

یکی از مهم‌ترین پیام‌های جنگ اخیر برای کشورهای عربی، اهمیت تنگه هرمز بود.

این آبراه نه صرفاً یک مسیر دریایی، بلکه یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. هرگونه اختلال جدی در آن می‌تواند مستقیماً بر صادرات انرژی، حمل‌ونقل دریایی، بازارهای جهانی و اقتصاد کشورهای منطقه اثر بگذارد.

بنابراین حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌های تسلیحاتی نیز نمی‌توانند یک واقعیت جغرافیایی را تغییر دهند: اقتصاد کشورهای عربی خلیج فارس به امنیت آبراه‌هایی وابسته است که ایران در یکی از مهم‌ترین نقاط آن حضور دارد.

همین مسئله باعث شده است که موضوع امنیت انرژی، امنیت کشتیرانی و امنیت اقتصادی بیش از گذشته به مسئله روابط سیاسی با تهران گره بخورد.

نه جدایی از آمریکا، نه نادیده گرفتن ایران

با این حال، نباید تحولات اخیر را به معنای خروج کشورهای عربی از مدار آمریکا تفسیر کرد.

وابستگی‌های نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و سیاسی میان کشورهای شورای همکاری و واشنگتن طی چند دهه ایجاد شده و به سادگی قابل حذف نیست. از سوی دیگر، بسیاری از این کشورها همچنان آمریکا را یکی از مهم‌ترین شرکای امنیتی خود می‌دانند.

بنابراین آنچه در حال شکل‌گیری است، بیشتر از آنکه یک «چرخش کامل» باشد، تلاش برای ایجاد توازن جدید است؛ حفظ شراکت با آمریکا در کنار توسعه روابط با سایر قدرت‌ها و در عین حال، باز کردن کانال‌های ارتباطی با تهران.

این روند می‌تواند به معنای پایان تدریجی یک تصور قدیمی باشد؛ تصوری که امنیت منطقه را عمدتاً از بیرون منطقه تعریف می‌کرد.

معادله جدید خلیج فارس؛ ایران حذف‌شدنی نیست

گزارش العربی الجدید در نهایت تصویری از منطقه‌ای ارائه می‌دهد که پس از جنگ اخیر، دیگر نمی‌تواند به سادگی به وضعیت پیش از جنگ بازگردد.

حتی اگر روابط کشورهای عربی با آمریکا همچنان گسترده باقی بماند، تجربه جنگ یک واقعیت مهم را برجسته کرده است: هیچ ترتیبات امنیتی پایدار در خلیج فارس بدون مشارکت و در نظر گرفتن ایران قابل طراحی نیست.

از این منظر، مسئله اصلی برای آینده منطقه، انتخاب میان «ایران یا آمریکا» نیست؛ بلکه شکل‌گیری یک معماری امنیتی جدید است که در آن کشورهای منطقه نقش اصلی را بر عهده داشته باشند و قدرت‌های فرامنطقه‌ای نتوانند به تنهایی قواعد امنیتی خلیج فارس را تعیین کنند.

ایران نیز سال‌هاست بر همین اصل تأکید دارد: امنیت منطقه باید در خود منطقه و توسط کشورهای منطقه تأمین شود، نه اینکه نسخه آن در واشنگتن نوشته و به پایتخت‌های خلیج فارس تحمیل شود.

جنگ اخیر، فارغ از نتیجه نهایی آن، این بحث را از سطح یک موضع سیاسی به سطح یک مسئله عینی ژئوپلیتیکی منتقل کرده است؛ مسئله‌ای که اکنون حتی برخی تحلیلگران و پایتخت‌های عربی نیز ناگزیرند آن را جدی‌تر از گذشته بررسی کنند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر