افزایش قیمت نفت در پی جنگ و اختلال در جریان انتقال انرژی در منطقه، اکنون به یکی از دغدغههای جدی دولت آمریکا تبدیل شده است.
بلومبرگ گزارش داده که دولت ترامپ در حال بررسی مجموعهای از گزینهها برای مهار جهش قیمت گازوئیل است؛ از جمله تعلیق مالیات بر سوخت و تسهیل یا لغو محدودیتهای فروش نوع خاصی از گازوئیل معاف از مالیات که عمدتاً در بخش کشاورزی استفاده میشود.
اهمیت موضوع از آنجا بیشتر میشود که بحث تنها درباره قیمت بنزین مصرفکنندگان نیست؛ گازوئیل سوخت اصلی بخش بزرگی از حملونقل جادهای، کشاورزی و زنجیره توزیع کالا در آمریکاست و افزایش قیمت آن میتواند بهصورت زنجیرهای هزینه حملونقل و قیمت کالاها را افزایش دهد.
گزینهای که واشنگتن را در برابر یک انتخاب دشوار قرار داده است
یکی از پیشنهادهای مطرحشده در دولت ترامپ، محدود کردن صادرات گازوئیل آمریکا است.
بلومبرگ گزارش داده که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، از اقداماتی در این زمینه حمایت کرده و رایزنیهایی میان مقامهای وزارتخانههای انرژی، کشور و خزانهداری آمریکا انجام شده است. همچنین کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در روزهای اخیر به مدیران صنعت نفت درباره احتمال اعمال محدودیت بر صادرات گازوئیل هشدار داده است.
اما این سیاست یک تناقض مهم دارد: کاهش صادرات میتواند عرضه داخلی آمریکا را افزایش داده و به کاهش قیمت در داخل کمک کند، اما همزمان عرضه جهانی گازوئیل را کاهش میدهد و ممکن است فشار قیمتی در بازارهای خارجی را بیشتر کند.
بلومبرگ نیز در بررسی خود درباره ممنوعیت صادرات گازوئیل به همین مسئله اشاره کرده و هشدار داده است که چنین اقدامی حتی میتواند پیامدهایی برای قیمت سایر سوختها در آمریکا داشته باشد.
اروپا هم هزینه انرژی جنگ را میپردازد
این فشار تنها محدود به آمریکا نیست.
در آلمان، دولت برای کاهش فشار ناشی از افزایش قیمت بنزین و گازوئیل، کاهش مالیات انرژی را تصویب کرده است. بر اساس گزارش دویچهوله، از اول اکتبر مالیات انرژی بر بنزین و گازوئیل حدود ۱۴ سنت به ازای هر لیتر کاهش مییابد و با احتساب اثر مالیات بر ارزش افزوده، میزان کاهش قابل پرداخت به مصرفکننده حدود ۱۷ سنت در هر لیتر خواهد بود.
این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که قیمت سوخت در آلمان تحت تأثیر جنگ و اختلال در عرضه نفت افزایش قابل توجهی داشته است.
مسئله فقط قیمت نفت نیست؛ هزینه انتقال انرژی هم افزایش یافته است
یکی از ابعاد مهم بحران کنونی، افزایش هزینه حملونقل نفت است.
بلومبرگ گزارش داده هزینه اجاره نفتکشها در برخی مسیرها به بیش از یک میلیون دلار در روز رسیده است؛ موضوعی که نشان میدهد حتی در صورت وجود نفت، انتقال آن به بازار مقصد با هزینه و ریسک بیشتری انجام میشود.
از سوی دیگر، حملونقل نفت در مسیرهای جایگزین نیز با محدودیت مواجه شده است. عربستان سعودی در پی حملات اخیر، خط لوله شرق به غرب خود را که یکی از مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت و دور زدن تنگه هرمز محسوب میشود، موقتاً متوقف کرد.
بنابراین بحران انرژی را نمیتوان صرفاً با افزایش یا کاهش قیمت نفت خام توضیح داد؛ امنیت مسیرهای انتقال، هزینه بیمه و حملونقل، ظرفیت پالایشگاهها و دسترسی به فرآوردههایی مانند گازوئیل نیز در تعیین قیمت نهایی نقش دارند.
تناقض بزرگ سیاست انرژی آمریکا
تحولات اخیر یک تناقض مهم را برای واشنگتن آشکار کرده است.
آمریکا از یک سو تلاش میکند با افزایش تولید و فشار بر پالایشگاهها قیمت سوخت داخلی را پایین بیاورد. ترامپ نیز پیشتر از مدیران صنعت نفت آمریکا خواسته بود تولید بنزین و گازوئیل را افزایش دهند.
از سوی دیگر، اکنون گزینهای مانند محدود کردن صادرات گازوئیل مطرح شده است؛ اقدامی که نشان میدهد بازار داخلی آمریکا نیز از شوکهای ناشی از بحران انرژی جهانی مصون نمانده است.
این مسئله همچنین نشان میدهد فشار اقتصادی ناشی از بحران هرمز تنها به کشورهای واردکننده نفت محدود نمیشود و حتی تولیدکنندگان بزرگ انرژی نیز ناچار به اتخاذ سیاستهای مداخلهای برای کنترل پیامدهای آن هستند.
هرمز؛ یک تنگه و یک معادله جهانی
تنگه هرمز همچنان یکی از نقاط تعیینکننده بازار جهانی انرژی است. حتی با افزایش عبور نفتکشها در روزهای اخیر، بازار جهانی همچنان نسبت به پایداری جریان انرژی از این مسیر حساس است. بلومبرگ گزارش داده که حجم انتقال نفت و LNG از هرمز در دو هفته منتهی به ۱۹ سپتامبر به بالاترین سطح شش ماه گذشته رسیده، اما بازار همچنان با اختلالات و ریسکهای قابل توجه مواجه است.
از این منظر، آنچه در واشنگتن و برلین اتفاق میافتد را میتوان بخشی از صورتحساب اقتصادی بحران انرژی دانست؛ صورتحسابی که از بازار نفت آغاز میشود، به قیمت گازوئیل میرسد و در نهایت میتواند خود را در هزینه حملونقل، تولید، کشاورزی و قیمت کالاهای مصرفی نشان دهد.
جمعبندی
بحث بر سر تعلیق مالیات سوخت، کاهش مالیات در اروپا و حتی احتمال محدودیت صادرات گازوئیل در آمریکا، یک پیام روشن برای بازار جهانی دارد: جنگ و بحران در مسیرهای انرژی، حتی برای اقتصادهای بزرگ و تولیدکنندگان نفت نیز هزینهزا است.
واشنگتن اکنون میان حفظ جریان تجارت جهانی انرژی و کنترل قیمت سوخت در داخل آمریکا با یک انتخاب دشوار روبهروست؛ انتخابی که نشان میدهد پیامدهای اقتصادی بحران هرمز، بسیار فراتر از قیمت روزانه نفت خام رفته است.