یادداشت مدیرمسئول؛

آیا جنگ جهانی سوم شروع شده است؟

از هرمز و باب‌المندب تا اوکراین و تایوان؛ جهان در حال جبهه‌ای‌شدن است. آیا آنچه امروز در خاورمیانه، اروپا و شرق آسیا جریان دارد، صرفاً مجموعه‌ای از بحران‌های جداگانه است یا قطعات یک پازل بزرگ‌تر را شکل می‌دهد؟

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
آیا جنگ جهانی سوم شروع شده است؟
صفحه سیاست-

از خاورمیانه و تنگه هرمز تا جنگ اوکراین و رقابت آمریکا و چین بر سر تایوان، نقاط مختلف جهان بیش از گذشته به یکدیگر متصل شده‌اند. انرژی، مسیرهای دریایی، تجارت، فناوری، تسلیحات و ائتلاف‌های امنیتی، مرز میان بحران‌های منطقه‌ای و رقابت قدرت‌های بزرگ را کم‌رنگ کرده‌اند.

تنگه هرمز نمونه روشنی از این پیوند است. طبق داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ حدود یک‌چهارم تجارت دریابرد نفت جهان از این مسیر عبور کرده و بخش عمده این جریان به آسیا اختصاص داشته است. اختلال در هرمز بنابراین فقط یک مسئله خاورمیانه‌ای نیست؛ مستقیماً بر بازار انرژی و اقتصاد کشورهای مختلف اثر می‌گذارد. 

در سوی دیگر، باب‌المندب و دریای سرخ نیز به همین زنجیره متصل شده‌اند. کاهش عبور کشتی‌ها از هر دو مسیر نشان می‌دهد که امنیت انرژی و تجارت جهانی اکنون به امنیت چند گلوگاه دریایی وابسته است. 

در اروپا نیز جنگ اوکراین همچنان یکی از محورهای اصلی رقابت امنیتی روسیه و غرب است؛ در شرق آسیا نیز تایوان، فناوری و رقابت آمریکا و چین به یکدیگر گره خورده‌اند. حتی در روزهای اخیر، دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ در شرایطی برگزار شد که موضوعاتی مانند تایوان، فناوری و تجارت در مرکز گفت‌وگوهای دو کشور قرار داشت. 

اما اگر این قطعات به هم متصل شده‌اند، چه کسی می‌تواند بر چنین صحنه پیچیده‌ای اثرگذارتر باشد؟

پاسخ دیگر صرفاً در تعداد هواپیما، ناو یا موشک خلاصه نمی‌شود. قدرت آینده ترکیبی از توان نظامی، امنیت انرژی، کنترل یا اثرگذاری بر مسیرهای راهبردی، قدرت اقتصادی و صنعتی، فناوری، ائتلاف‌سازی و توان تحمل فشارهای طولانی‌مدت خواهد بود.

در این معادله، آمریکا، چین و روسیه هرکدام بخشی از این مؤلفه‌ها را در اختیار دارند؛ اما ایران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در مجاورت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، در محاسبات منطقه‌ای و جهانی نقش مهمی پیدا می‌کند.

بنابراین شاید جهان به سمت جنگی نرود که یک روز مشخص آغاز شود و یک جبهه مشخص داشته باشد؛ بلکه با جنگی چندلایه و شبکه‌ای مواجه باشیم که در آن میدان نظامی، خیابان، انرژی، اقتصاد، فناوری و دیپلماسی همزمان فعال‌اند.

جنگ جهانی شاید هنوز به معنای کلاسیک آن شکل نگرفته باشد؛ اما قواعد بازی جهانی در حال تغییر است. سؤال اصلی اکنون این نیست که چه کسی فقط قدرت بیشتری دارد؛ بلکه چه کسی می‌تواند در این جهانِ به‌هم‌پیوسته، همزمان چند میدان را مدیریت و بر قواعد آن اثر بگذارد؟

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر