سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در اظهاراتی درباره تجربه جنگ ۴۰ روزه، تأکید کرد که استفاده آمریکا از پیشرفتهترین فناوریهای نظامی نتوانست مانع عملکرد نیروهای مسلح ایران شود.
او در تشریح این موضوع، به جنگنده F-35 اشاره کرد و گفت این جنگنده از فناوریهای پیشرفته در حوزههایی مانند طراحی بدنه، رادارگریزی، ارتفاع پروازی و حمل مهمات برخوردار است، اما به گفته او، همین جنگنده توسط پدافند نیروی هوافضای سپاه هدف قرار گرفته است.
F-35؛ نماد فناوری پیشرفته در برابر پدافند ایران
اهمیت این ادعا صرفاً به سرنوشت یک جنگنده محدود نمیشود. F-35 در سالهای گذشته به یکی از مهمترین نمادهای برتری فناوری هوایی آمریکا تبدیل شده و بخش قابل توجهی از مزیت آن بر پایه ترکیبی از رادارگریزی، حسگرهای پیشرفته، ارتباط شبکهای و قابلیتهای چندمنظوره تعریف شده است.
از این منظر، تأکید سخنگوی سپاه بر هدف قرار گرفتن F-35 را باید در چارچوب یک پیام بزرگتر تحلیل کرد: برتری فناورانه الزاماً به معنای مصونیت در میدان نبرد نیست.
در واقع، جنگهای جدید نشان دادهاند که نتیجه نبرد تنها به کیفیت یک سامانه وابسته نیست؛ بلکه مجموعهای از عوامل شامل کشف و شناسایی، شبکه فرماندهی، جنگ الکترونیک، پدافند چندلایه، اطلاعات و توان واکنش سریع در تعیین نتیجه نقش دارند.
زیرسطحی آمریکایی؛ اهمیت یک غنیمت فناورانه
بخش دیگری از اظهارات محبی به موضوع بهدست آمدن یک زیرسطحی آمریکایی مربوط میشود. او اعلام کرد این سامانه به دست نیروی دریایی سپاه افتاده و قرار است فرآیند مهندسی معکوس آن آغاز شود.
این موضوع در صورت تکمیل و تأیید جزئیات فنی، از منظر فناوری دفاعی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تجهیزات زیرسطحی بدونسرنشین به دلیل استفاده از حسگرها، سامانههای ناوبری، ارتباطی و جمعآوری اطلاعات، صرفاً یک وسیله شناور محسوب نمیشوند و میتوانند حامل مجموعهای از فناوریهای قابل مطالعه باشند.
سخنگوی سپاه پیشتر نیز درباره شکار یک زیرسطحی هوشمند آمریکایی در تنگه هرمز گفته بود که هیچ فناوری پیشرفتهای توان عبور از لایههای رصدی ایران در این منطقه را ندارد.
از مقابله با تجهیزات دشمن تا ایجاد «کلکسیون» فناوری
محبی در بخش دیگری از سخنان خود به وجود مجموعهای از هواپیماهای جنگی، پشتیبانی، ترابری و شناسایی و همچنین شناورهای بدونسرنشین اشاره کرده است.
این گزاره را میتوان در چارچوب رویکردی گستردهتر در صنایع دفاعی ایران بررسی کرد؛ رویکردی که طی سالهای گذشته تلاش کرده است به جای اتکا صرف به خرید تجهیزات خارجی، بر شناخت فناوری، تولید داخلی، ارتقای سامانههای موجود و توسعه تجهیزات بدونسرنشین تکیه کند.
تجربه جنگ ۴۰ روزه نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. طبق روایت محبی، در این جنگ، مسئله اصلی فقط مقابله با تعداد مشخصی از تجهیزات آمریکایی نبوده، بلکه مواجهه با یک معماری نظامی متکی بر فناوریهای پیشرفته، شبکه اطلاعاتی و سامانههای شناسایی و تهاجمی بوده است.
جنگ جدید؛ نبرد میان «فناوری» و «ترکیب فناوری»
یکی از مهمترین درسهایی که از جنگهای مدرن میتوان گرفت این است که دیگر نمیتوان یک سامانه تسلیحاتی را بهتنهایی معیار برتری نظامی قرار داد.
یک جنگنده پیشرفته بدون پشتیبانی اطلاعاتی، سوخترسانی، ارتباطات امن، فرماندهی و کنترل و پوشش مناسب، بخشی از توان واقعی خود را از دست میدهد. در مقابل، یک شبکه دفاعی که بتواند لایههای مختلف شناسایی، رهگیری و مقابله را به یکدیگر متصل کند، میتواند حتی در برابر تجهیزات گرانقیمت و پیشرفته نیز چالش ایجاد کند.
در همین چارچوب، اظهارات اخیر سخنگوی سپاه درباره جنگ ۴۰ روزه نیز بر تغییر شیوه عملیات تأکید دارد؛ او پیشتر گفته بود که در این مرحله تمرکز از صرف هدف قرار دادن پایگاهها به سمت شناسایی شبکه، نرمافزار و پشتیبانی عمق راهبردی دشمن حرکت کرده است.
پیام اصلی تهران؛ فناوری بهتنهایی تعیینکننده نیست
آنچه از مجموعه اظهارات محبی میتوان برداشت کرد، تلاش برای برجستهکردن یک تغییر در معادله بازدارندگی است: ایران میخواهد نشان دهد فاصله فناورانه با آمریکا، لزوماً به فاصله تعیینکننده در میدان نبرد تبدیل نمیشود.
این برداشت البته باید میان «ادعای رسمی» و «واقعیت فنی قابل راستیآزمایی» تفکیک شود. جزئیات عملیاتی مربوط به نحوه هدف قرار گرفتن F-35 یا مشخصات دقیق زیرسطحی مورد اشاره، در اظهارات منتشرشده ارائه نشده است و بنابراین ارزیابی مستقل درباره جزئیات فنی این موارد نیازمند اطلاعات و شواهد بیشتری است.
با این حال، در سطح راهبردی، پیام سخنگوی سپاه روشن است: جنگ اخیر از نگاه تهران صرفاً یک رویارویی تسلیحاتی نبود؛ بلکه آزمونی برای سنجش توان شناسایی، پدافند، شبکه فرماندهی، جنگ الکترونیک و فناوریهای بدونسرنشین نیز محسوب میشد.
از همین زاویه، F-35 و زیرسطحی آمریکایی در روایت سپاه، تنها دو قطعه از یک پازل بزرگتر هستند؛ پازلی که موضوع اصلی آن عبور از تصور «انحصار فناوری پیشرفته» در میدان نبرد است.