صفحه سیاست بررسی می کند؛

انسجام داخلی؛ ضرورت عبور ایران از وضعیت فرسایشی

اظهارات اخیر بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، را می‌توان فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی معمول ارزیابی کرد؛ سخنانی که در مرکز آن یک دغدغه راهبردی قرار دارد: فرسوده شدن ظرفیت‌های داخلی ایران در شرایطی که کشور هم‌زمان با فشارهای خارجی، مسائل اقتصادی و تنش‌های سیاسی و اجتماعی مواجه است.

انسجام داخلی؛ ضرورت عبور ایران از وضعیت فرسایشی
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

نگاهداری با اشاره به تجربه تاریخی ایران، بر این نکته تأکید کرده است که آنچه در نهایت در حافظه تاریخ باقی می‌ماند، نه نام افراد و جریان‌های سیاسی، بلکه نتیجه تصمیم‌هایی است که در مقاطع حساس برای کشور گرفته می‌شود. از این منظر، اختلافات جناحی و رقابت‌های سیاسی زمانی به مسئله تبدیل می‌شوند که جای منافع ملی و اولویت‌های راهبردی کشور را بگیرند.

مسئله اصلی؛ جنگی برای فرسوده کردن ایران

یکی از محورهای مهم این اظهارات، اشاره به تلاش دشمن برای قرار دادن ایران در یک وضعیت دائمیِ «نه جنگ و نه صلح» است؛ وضعیتی که در آن کشور نه با یک جنگ تمام‌عیار مواجه است و نه فرصت کافی برای بازسازی، توسعه و تمرکز بر مسائل داخلی دارد.

چنین شرایطی می‌تواند به مرور منابع اقتصادی، ظرفیت حکمرانی و توان اجتماعی کشور را تحلیل ببرد. از همین منظر، نگاهداری معتقد است شکستن این چرخه فرسایشی، نیازمند تقویت انسجام داخلی، تصمیم‌گیری حساب‌شده و فعال کردن ظرفیت‌های ملی است.

در واقع، در این نگاه، تهدید صرفاً در میدان نظامی تعریف نمی‌شود. فرسایش داخلی نیز می‌تواند به یک مسئله امنیت ملی تبدیل شود. کشوری که بخش قابل‌توجهی از انرژی خود را صرف اختلافات درونی و منازعات سیاسی کند، در برابر فشار خارجی آسیب‌پذیرتر خواهد شد.

«اقتصاد توجه» و تغییر اولویت‌های افکار عمومی

بخش دیگری از سخنان نگاهداری به مسئله‌ای بازمی‌گردد که در فضای رسانه‌ای امروز اهمیت زیادی پیدا کرده است: «اقتصاد توجه».

در این چارچوب، الزاماً مهم‌ترین مسئله، همان موضوعی نیست که بیشترین بازدید، بازنشر یا هیاهوی رسانه‌ای را ایجاد می‌کند. ممکن است یک حاشیه سیاسی یا اجتماعی به دلیل تکرار گسترده در شبکه‌های اجتماعی، بسیار بزرگ‌تر از وزن واقعی خود در جامعه به نظر برسد.

نگاهداری هشدار داده است که بزرگ‌نمایی مسائل فرعی می‌تواند موجب جابه‌جایی اولویت‌های افکار عمومی شود؛ یعنی موضوعات اصلی کشور در حاشیه قرار بگیرند و انرژی جامعه صرف منازعاتی شود که الزاماً مسئله اصلی ایران نیستند.

البته این رویکرد به معنای نادیده گرفتن مطالبات اجتماعی یا نقدهای سیاسی نیست. مسئله مهم‌تر، تفکیک میان نقد واقعی و تصویری است که از واقعیت در فضای رسانه‌ای ساخته می‌شود.

جنگ شناختی؛ وقتی روایت از درون جامعه بازتولید می‌شود

نگاهداری همچنین بر اهمیت جنگ شناختی تأکید کرده و معتقد است یکی از خطرناک‌ترین حالت‌ها زمانی شکل می‌گیرد که روایت مطلوب طرف مقابل، از زبان نیروهای داخلی بازتولید شود.

در جنگ شناختی، هدف صرفاً تغییر یک تصمیم سیاسی نیست؛ بلکه تغییر ادراک جامعه از واقعیت، اولویت‌ها و حتی تعریف منافع ملی است. به همین دلیل، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به همان اندازه میدان نظامی، در شکل‌دهی به نتیجه یک منازعه اثرگذار باشند.

با این حال، مواجهه با چنین تهدیدی نیز نیازمند مرزبندی دقیق است. هر انتقاد یا مخالفتی را نمی‌توان به «جنگ شناختی» نسبت داد. جامعه سالم به نقد، مطالبه‌گری و امکان بیان دیدگاه‌های متفاوت نیاز دارد. چالش اصلی، تشخیص مرز میان نقد سازنده، اعتراض اجتماعی و تلاش هدفمند برای ایجاد شکاف و بی‌اعتمادی است.

شور اجتماعی در میدان، عقلانیت در تصمیم‌گیری

یکی از نکات قابل توجه در سخنان رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، تفکیک میان «میدان اجتماعی» و «میدان تصمیم‌گیری» است.

به اعتقاد او، دفاع از کشور به حضور، انگیزه و ایستادگی مردم نیاز دارد، اما تصمیم‌های راهبردی نمی‌توانند صرفاً بر اساس هیجان اتخاذ شوند. تصمیم‌گیران باید پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت اقدامات خود را بسنجند و از تبدیل فضای احساسی جامعه به مبنای تصمیم‌گیری‌های کلان پرهیز کنند.

این تفکیک در شرایط بحرانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا در دوره‌های پرتنش، فاصله میان واکنش احساسی و تصمیم راهبردی ممکن است بسیار کوتاه شود.

انسجام؛ از شعار تا کارآمدی حکمرانی

در نهایت، پیام اصلی این اظهارات را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد: ایران برای عبور از شرایط فرسایشی، بیش از هر چیز به انسجام، عقلانیت و کارآمدی نیاز دارد.

انسجام البته صرفاً به معنای یکدست شدن فضای سیاسی یا کنار گذاشتن اختلاف‌نظرها نیست. انسجام پایدار زمانی شکل می‌گیرد که رقابت‌های سیاسی، اختلافات جناحی و مطالبات اجتماعی، در چارچوب منافع ملی مدیریت شوند و اختلاف نظرها به فرسایش ظرفیت‌های کشور منجر نشوند.

از این منظر، چالش امروز فقط این نیست که ایران چگونه با فشار خارجی مقابله کند؛ مسئله مهم‌تر آن است که چگونه اجازه ندهد فشار خارجی به شکاف داخلی و شکاف داخلی به فرسایش قدرت ملی تبدیل شود.

تجربه تاریخی ایران نیز نشان می‌دهد که در مقاطع حساس، نتیجه تصمیم‌ها بسیار فراتر از عمر دولت‌ها و جریان‌های سیاسی باقی می‌ماند. به همین دلیل، اگر قرار است یک مقطع پرتنش در آینده به عنوان نقطه‌ای از ایستادگی و عبور موفق از بحران ثبت شود، شرط آن فقط مقاومت در برابر فشار بیرونی نیست؛ مدیریت اختلافات داخلی، حفظ سرمایه اجتماعی و اتخاذ تصمیم‌های سنجیده نیز بخشی از همان میدان است.

 

اخبار مرتبط
  • اظهارات رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، جنگ رمضان را صرفاً یک تقابل نظامی میان ایران و آمریکا یا متحدانش توصیف نمی‌کند؛ بلکه آن را نقطه آغاز تغییری راهبردی در معادلات غرب آسیا می‌داند. از نگاه بابک نگاهداری، آنچه امروز در میدان نبرد جریان دارد، بیش از آنکه درباره پیروزی نظامی باشد، به رقابت بر سر شکل‌دهی نظم آینده منطقه مربوط است؛ نظمی که ایران تلاش دارد آن را بر پایه استقلال کشورهای منطقه، کاهش نفوذ قدرت‌های فرامنطقه‌ای و همکاری‌های تمدنی بازتعریف کند.

  • بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، در تازه‌ترین اظهارات خود با تشریح مفهوم «دولت فرومانده»، این واژه را صرفاً یک اصطلاح سیاسی ندانست و هشدار داد که دشمنان ایران پس از ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی، تلاش دارند با فرسایش ظرفیت‌های حکمرانی، اعتماد عمومی و توان تصمیم‌گیری کشور را تضعیف کنند. سخنانی که در شرایط پس از جنگ اخیر و تداوم فشارهای سیاسی و اقتصادی، بار دیگر بحث درباره جنگ ترکیبی و الزامات تقویت حکمرانی را به کانون توجه آورده است.

  • مرکز پژوهش‌های مجلس با برگزاری نشست تخصصی «بازسازی خسارات جنگ در اصلاح برنامه هفتم پیشرفت» از ضرورت بازتعریف اولویت‌های توسعه کشور در شرایط پساجنگ سخن گفته است. بررسی‌های این مرکز نشان می‌دهد تحولات امنیتی اخیر، برنامه هفتم را وارد مرحله‌ای جدید کرده؛ مرحله‌ای که در آن بازسازی زیرساخت‌ها، افزایش تاب‌آوری ملی، تأمین منابع مالی و اصلاح نظام حکمرانی باید در کانون سیاست‌گذاری قرار گیرد.

ارسال نظر