علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، با اشاره به سفر اخیر ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران اعلام کرد که مقامهای ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان نیز برای حضور در یک نشست مشترک به ایران سفر خواهند کرد.
بر اساس اظهارات باقری، خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، از مقامهایی هستند که قرار است در این نشست حضور داشته باشند.
ترکیب مقامهای مورد اشاره نشان میدهد که موضوع صرفاً به رایزنیهای معمول دیپلماتیک محدود نیست و ابعاد امنیتی و دفاعی، جایگاه مهمی در دستور کار احتمالی این گفتوگوها دارد.
حضور مقامهای ارشد امنیتی و نظامی چهار کشور در یک چارچوب مشترک، میتواند فرصتی برای بررسی نگرانیهای متقابل، کاهش سوءتفاهمها و ایجاد کانالهای ارتباطی مؤثرتر میان بازیگران مهم غرب آسیا فراهم کند.
با این حال، اهمیت واقعی این نشست به نتایج آن بستگی دارد؛ اینکه آیا گفتوگوها در سطح تبادل دیدگاه باقی میماند یا به تدوین سازوکارهایی عملی برای همکاری امنیتی منجر خواهد شد.
امنیت منطقهای بدون آمریکا؛ راهبرد تهران برای تغییر معادلات غرب آسیا
یکی از محورهای اصلی این ابتکار، تأکید ایران بر ضرورت تأمین امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه است؛ رویکردی که بر اساس آن، دولتهای غرب آسیا باید به جای اتکای مستمر به قدرتهای خارجی، مسئولیت بیشتری در مدیریت بحرانها و مقابله با تهدیدهای مشترک بر عهده بگیرند.
از نگاه تهران، حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقهای، بهویژه آمریکا، نهتنها لزوماً به ایجاد ثبات پایدار منجر نشده، بلکه در مواردی به پیچیدهترشدن معادلات امنیتی و افزایش رقابتهای منطقهای دامن زده است.
در این چارچوب، همکاری ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان میتواند تلاشی برای افزایش ظرفیت تصمیمگیری مستقل کشورهای منطقه باشد؛ مسیری که در صورت برخورداری از اراده سیاسی مشترک، امکان مدیریت بخشی از اختلافات و بحرانها را بدون وابستگی به میانجیگری قدرتهای خارجی فراهم میکند.
البته تحقق چنین هدفی آسان نیست. اختلاف در روابط سیاسی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و تفاوت دیدگاهها درباره برخی پروندههای منطقهای، همچنان از موانعی هستند که هر ابتکار امنیتی مشترک باید برای عبور از آنها راهکاری عملی ارائه دهد.
ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان؛ چهار بازیگر با منافع مشترک و اختلافات راهبردی

اهمیت نشست احتمالی تهران را باید در جایگاه چهار کشور حاضر در معادلات غرب آسیا جستوجو کرد. ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان هرکدام از ظرفیتهای سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی قابلتوجهی برخوردارند و تصمیمها و تعاملات آنها میتواند بر روند تحولات منطقه اثرگذار باشد.
ایران به دلیل موقعیت راهبردی، توانمندیهای دفاعی و نقش خود در معادلات خلیج فارس و غرب آسیا، یکی از بازیگران اصلی امنیت منطقهای محسوب میشود. عربستان نیز بهواسطه جایگاه خود در جهان عرب، منابع انرژی و نفوذ اقتصادی، نقشی مهم در معادلات منطقه دارد.
ترکیه با برخورداری از ظرفیتهای نظامی و موقعیت جغرافیایی میان آسیا و اروپا، از بازیگران تأثیرگذار در پروندههای امنیتی منطقه است. پاکستان نیز با توانمندیهای نظامی و پیوندهای سیاسی و امنیتی خود با کشورهای منطقه، میتواند در شکلگیری ترتیبات جدید همکاری نقشآفرینی کند.
با وجود این ظرفیتها، نباید تفاوت منافع این چهار کشور را نادیده گرفت. آنها در برخی پروندهها دیدگاههای متفاوتی دارند و لزوماً درباره همه تهدیدها و اولویتهای امنیتی به برداشت مشترکی نرسیدهاند.
از این رو، نقطه قوت چنین نشستی نه در نادیدهگرفتن اختلافات، بلکه در یافتن زمینههای همکاری با وجود این اختلافات است؛ از مدیریت بحرانهای منطقهای و مقابله با تروریسم گرفته تا افزایش ارتباطات امنیتی و جلوگیری از گسترش درگیریها.
رژیم صهیونیستی و معادله بیثباتی در غرب آسیا
در اظهارات معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، نقش رژیم صهیونیستی در تحولات منطقه بهعنوان یکی از عوامل تهدیدکننده امنیت و ثبات مورد توجه قرار گرفته است.
از نگاه تهران، تداوم حملات نظامی، گسترش دامنه درگیریها و تشدید تنشها در غرب آسیا نشان میدهد که امنیت منطقه نمیتواند صرفاً بر مبنای ترتیبات نظامی متکی به قدرتهای خارجی تعریف شود.
در چنین شرایطی، گفتوگوی میان کشورهای منطقه میتواند فرصتی برای بررسی راهکارهای جلوگیری از گسترش بحرانها و افزایش هزینه اقدامات بیثباتکننده فراهم کند.
با این حال، تبدیل این نگرانی مشترک به یک موضع عملی و هماهنگ، مستلزم توافق درباره تعریف تهدیدها و تعیین اولویتهای امنیتی است. بدون چنین توافقی، حتی نشستهای سطح بالا نیز ممکن است به نتایج محدود و موقت منجر شوند.
امنیت درونزا؛ از یک ایده سیاسی تا سازوکار اجرایی
علی باقری با اشاره به تجربه جمهوری اسلامی ایران در حوزه امنیت ملی، بر اتکا به توانمندیهای داخلی و ظرفیتهای درونی کشور تأکید کرده است. این رویکرد در سطح منطقهای نیز با مفهوم «امنیت درونزا» پیوند میخورد؛ مفهومی که بر نقشآفرینی مستقیم کشورهای منطقه در تأمین امنیت خود تأکید دارد.
اما امنیت درونزا زمانی میتواند از سطح یک شعار سیاسی فراتر برود که با برنامههای مشخص و همکاریهای مستمر همراه شود.
ایجاد کانالهای ارتباطی میان نهادهای امنیتی، توافق بر سر اصول مدیریت بحران، تقویت همکاریهای اطلاعاتی در چارچوب توافقات دوجانبه و چندجانبه و شکلگیری سازوکارهایی برای جلوگیری از محاسبات اشتباه، از جمله اقداماتی است که میتواند به عملیاتیشدن این رویکرد کمک کند.
همچنین تداوم گفتوگوها و تعریف منافع مشترک، برای جلوگیری از آن ضروری است که همکاری امنیتی صرفاً در واکنش به یک بحران مقطعی شکل بگیرد و با تغییر شرایط سیاسی به حاشیه برود.
به بیان دیگر، آزمون اصلی ابتکار تهران نه برگزاری یک نشست، بلکه توانایی کشورهای شرکتکننده برای ایجاد چارچوبی پایدار جهت مدیریت اختلافات و مقابله با تهدیدهای مشترک خواهد بود.
پیام تهران به واشنگتن؛ کشورهای منطقه باید درباره امنیت خود تصمیم بگیرند
ابتکار برگزاری نشست امنیتی میان ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان را میتوان در چارچوب تلاش تهران برای افزایش نقش کشورهای منطقه در تعیین آینده امنیتی غرب آسیا ارزیابی کرد.
این رویکرد در شرایطی مطرح میشود که رقابت قدرتهای جهانی، منازعات منطقهای و نگرانی از گسترش درگیریها، امنیت خاورمیانه را به یکی از موضوعات مهم سیاست بینالملل تبدیل کرده است.
از منظر ایران، تقویت همکاریهای منطقهای میتواند وابستگی به ترتیبات امنیتی خارج از منطقه را کاهش دهد و به کشورهای غرب آسیا امکان دهد درباره چالشهای مشترک، نقش مستقلتری ایفا کنند.
با این حال، نباید از یک نشست احتمالی بهتنهایی نتیجه گرفت که کشورهای حاضر به توافقی جامع برای کنارگذاشتن ترتیبات امنیتی موجود رسیدهاند. تحقق چنین تغییری به تداوم رایزنیها، شکلگیری اعتماد متقابل و توافق بر سر سازوکارهای اجرایی نیاز دارد.
در واقع، پیام راهبردی تهران این است که امنیت پایدار غرب آسیا باید بیش از گذشته بر گفتوگو و همکاری کشورهای منطقه استوار باشد؛ نه بر رقابت قدرتهای خارجی و معادلاتی که بدون مشارکت مؤثر بازیگران منطقهای طراحی میشوند.
جمعبندی؛ موفقیت نشست تهران به عبور از اختلافات بستگی دارد
برنامه رایزنی مقامهای ارشد ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان را میتوان نشانهای از اهمیت فزاینده گفتوگوهای امنیتی منطقهای دانست؛ گفتوگوهایی که در صورت تداوم و برخورداری از دستور کار مشخص، میتوانند زمینهساز همکاری بیشتر میان چهار بازیگر مهم غرب آسیا شوند.
با این حال، دستیابی به یک سازوکار امنیتی پایدار، بهمراتب دشوارتر از برگزاری نشستهای سیاسی است. اختلافات راهبردی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و تفاوت برداشتها از تهدیدهای منطقهای، همچنان موانعی جدی در مسیر همکاریهای گستردهتر به شمار میروند.
برای تهران، اهمیت این ابتکار در آن است که ایده امنیت منطقهای به دست کشورهای منطقه را از سطح موضعگیری سیاسی به مرحله گفتوگوی عملی نزدیک کند.
اگر این رایزنیها به توافقهای مشخص، ارتباطات مستمر و سازوکارهای مشترک برای مدیریت بحران منجر شوند، میتوانند گامی در جهت تقویت استقلال امنیتی غرب آسیا باشند؛ در غیر این صورت، خطر محدودماندن این ابتکار به سطح دیدارهای دیپلماتیک همچنان وجود خواهد داشت.