پیمان مکه در ماههای اخیر تلاش کرده از یک توافق سیاسی به چارچوبی برای همکاری دفاعی و امنیتی میان عربستان، ترکیه و پاکستان تبدیل شود؛ توافقی که در ظاهر با هدف تقویت بازدارندگی و مقابله با تهدیدهای علیه عربستان شکل گرفته، اما در عمل هنوز با یک پرسش اساسی روبهروست: آیا ریاض واقعاً میتواند روی ورود نظامی دو شریک خود در زمان بحران حساب کند؟
یونی بن مناخم، تحلیلگر صهیونیست، در گزارشی با تمرکز بر این توافق، یمن را نخستین آزمون واقعی پیمان مکه میداند؛ آزمونی که میتواند مشخص کند این توافق صرفاً یک چارچوب سیاسی است یا قرار است به یک ائتلاف امنیتی با توان عملیاتی تبدیل شود.
از بیانیه سیاسی تا آزمون میدانی
سه کشور بر دفاع جمعی، افزایش هماهنگی امنیتی و تقویت ظرفیتهای نظامی تأکید کردهاند. حتی موضوع استقرار نیرو و تجهیزات نظامی در عربستان و ایجاد سازوکارهای دائمی برای هماهنگی دفاعی نیز مطرح شده است.
اما مسئله اصلی همچنان پابرجاست: در لحظه حمله، چه کسی وارد میدان میشود؟
عربستان با تهدید موشکی و پهپادی یمنیها مواجه است و برای مقابله با این تهدید، تنها به سامانههای رهگیری نیاز ندارد؛ بلکه به اطلاعات، هشدار زودهنگام، تسلیحات دقیق و توان پاسخ متقابل نیازمند است.
در این میان، ترکیه ظرفیتهایی مانند پهپاد، تسلیحات، فناوری دفاعی و آموزش نظامی را در اختیار دارد و پاکستان نیز از توان نظامی قابل توجهی برخوردار است. اما تبدیل این ظرفیتها به یک تعهد عملیاتی مشترک، هنوز اثبات نشده است.
ترکیه و پاکستان؛ متحدان روی کاغذ؟
پیمان مکه در شرایطی بر دفاع جمعی تأکید میکند که منافع راهبردی سه عضو آن کاملاً یکسان نیست.
عربستان دغدغه امنیت خلیج فارس، دریای سرخ و زیرساختهای انرژی را دارد؛ ترکیه اولویتهای امنیتی خود را در مناطق دیگری دنبال میکند و پاکستان نیز همچنان رقابت با هند را در صدر محاسبات امنیتی خود دارد.
همین تفاوت منافع، یک سؤال جدی ایجاد میکند: آیا آنکارا و اسلامآباد حاضرند برای دفاع از عربستان وارد یک درگیری مستقیم منطقهای شوند؟
اگر پاسخ منفی باشد، پیمان مکه در نخستین آزمون خود با همان مشکلی مواجه میشود که بسیاری از ائتلافهای منطقهای پیش از آن با آن روبهرو شدهاند؛ فاصله میان «تعهد سیاسی» و «اراده نظامی».
چرا ایران در مرکز این معادله قرار دارد؟
سه کشور رسماً اعلام کردهاند که پیمان مکه علیه ایران شکل نگرفته است. با این حال، معادلات میدانی تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
تقویت توان عربستان برای مقابله با یمنیها، در نهایت میتواند یکی از مهمترین اهرمهای فشار منطقهای ایران را هدف قرار دهد. از همین رو، اهمیت پیمان مکه فقط در روابط میان سه عضو آن خلاصه نمیشود؛ بلکه باید آن را در رقابت گستردهتر بر سر موازنه قدرت در منطقه دید.
ایران در تنگه هرمز از یک اهرم راهبردی برخوردار است و یمنیها نیز با موقعیت خود در بابالمندب و دریای سرخ، بر یکی دیگر از گلوگاههای حیاتی منطقه اثر میگذارند.
به همین دلیل، هرگونه تلاش برای محدودکردن توان یمنیها میتواند بخشی از معادله فشار منطقهای علیه ایران را تغییر دهد.
پیشنهاد سیاسی ایران در برابر گزینه نظامی
در مقابل این روند، ایران پیشنهاد بررسی مسیر سیاسی در قبال یمن را مطرح کرده است؛ پیشنهادی که به گفته وزیر خارجه پاکستان در جریان گفتوگوهای دیپلماتیک مطرح شده است.
اکنون پیمان مکه عملاً میان دو مسیر قرار گرفته است؛ مسیر نظامی برای تقویت بازدارندگی در برابر یمن و مسیر سیاسی برای مدیریت بحران از طریق گفتوگو.
این دو مسیر میتواند آینده واقعی پیمان را مشخص کند. اگر اعضای توافق به سمت ایجاد ظرفیت نظامی مشترک حرکت کنند، پیمان مکه وارد مرحله جدیدی خواهد شد. اما اگر اختلاف دیدگاهها و ملاحظات ملی مانع اقدام مشترک شود، این توافق در سطح یک چارچوب سیاسی باقی خواهد ماند.
اسرائیل چرا این توافق را دنبال میکند؟
از نگاه اسرائیل، پیمان مکه میتواند نشانهای از تغییر تدریجی معماری امنیتی خاورمیانه باشد؛ تغییری که در آن عربستان تلاش میکند برای تأمین امنیت خود به یک بازیگر خارجی واحد وابسته نباشد.
ترکیه با صنعت دفاعی و فناوری نظامی، پاکستان با ظرفیت نظامی و عربستان با منابع مالی و موقعیت ژئوپلیتیک، در صورت هماهنگی واقعی میتوانند ترکیبی متفاوت از توانمندیهای امنیتی ایجاد کنند.
اما این ظرفیت زمانی اهمیت پیدا میکند که در میدان به کار گرفته شود.
توپ در زمین پیمان مکه
اکنون یمن به نقطهای تبدیل شده که آینده پیمان مکه را محک خواهد زد.
اگر در حمله بعدی به عربستان، ترکیه و پاکستان وارد عمل شوند و سازوکار دفاع جمعی فعال شود، میتوان گفت این توافق از مرحله بیانیه عبور کرده و به یک ائتلاف عملیاتی نزدیک شده است.
اما اگر بار دیگر عربستان در برابر حملات قرار گیرد و دو شریک آن صرفاً به حمایت سیاسی و دیپلماتیک بسنده کنند، مشخص خواهد شد که فاصله میان «ائتلاف روی کاغذ» و «ائتلاف در میدان» همچنان جدی است.
در نهایت، پرسش اصلی درباره پیمان مکه این نیست که سه کشور در بیانیههای خود چه نوشتهاند؛ پرسش این است که هنگام شلیک موشک یا پرواز پهپاد بعدی به سمت عربستان، چه کسی واقعاً وارد میدان خواهد شد.
پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند پیمان مکه آغاز یک معماری امنیتی جدید در منطقه است یا صرفاً یکی دیگر از توافقهای سیاسی خاورمیانه که میان متن بیانیه و واقعیت میدان فاصلهای طولانی دارد.