مقاومت؛ شبکه‌ای فراتر از میدان جنگ

جریان مقاومت به یک مؤلفه قدرت در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است

معاون هماهنگ‌کننده نیروی قدس سپاه با تشریح مأموریت این نیرو، جریان مقاومت را مجموعه‌ای فراتر از گروه‌های مسلح و تحولات میدانی توصیف کرد و گفت که این جریان طی سال‌های گذشته به یک مؤلفه اثرگذار در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است. ایرج مسجدی همچنین با اشاره به تحولات یمن، لبنان و غزه تأکید کرد که فراز و فرودهای نظامی را نباید به معنای پایان یا تضعیف جریان مقاومت تلقی کرد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
جریان مقاومت به یک مؤلفه قدرت در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است
صفحه سیاست-

ایرج مسجدی، معاون هماهنگ‌کننده نیروی قدس سپاه، در چهل‌وپنجمین دوره مسابقات قرآنی کارکنان و پایوران این نیرو در حرم عبدالعظیم حسنی(ع)، مأموریت اصلی نیروی قدس را «مقاومت» عنوان کرد.

به گفته او، همان‌گونه که نیروی هوافضای سپاه مأموریت مشخصی در حوزه موشکی و پهپادی دارد، نیروی قدس نیز مأموریت مشخص خود را در حوزه جریان‌های مقاومت دنبال می‌کند.

مسجدی دامنه این مأموریت را گسترده توصیف کرد و گفت حمایت، سازماندهی، آموزش، مدیریت، عملیات، اطلاعات و ایجاد ساختار برای جریان‌ها و نیروهای مقاومت، بخشی از وظایفی است که نیروی قدس در این چارچوب دنبال می‌کند.

از این منظر، آنچه جمهوری اسلامی ایران «محور مقاومت» می‌نامد، صرفاً یک ائتلاف نظامی کلاسیک نیست؛ بلکه شبکه‌ای از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی، اجتماعی و نظامی در نقاط مختلف منطقه است که در برخی اهداف و منافع مشترک با یکدیگر همکاری می‌کنند.

از یک شبکه منطقه‌ای تا یک مؤلفه قدرت

مسجدی با اشاره به دوره فعالیت شهید قاسم سلیمانی و پس از آن فعالیت سردار اسماعیل قاآنی، معتقد است جریان مقاومت در این سال‌ها از یک مجموعه پراکنده منطقه‌ای به مؤلفه‌ای اثرگذار در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است.

این ادعا را می‌توان در چارچوب تحول نقش بازیگران غیردولتی در غرب آسیا بررسی کرد. تحولات لبنان، فلسطین، عراق، سوریه و یمن نشان داده است که بازیگران غیردولتی می‌توانند در کنار دولت‌ها، بر معادلات امنیتی منطقه اثر بگذارند و هزینه‌های تصمیمات نظامی قدرت‌های خارجی را افزایش دهند.

به روایت معاون هماهنگ‌کننده نیروی قدس، این شبکه بر چند نقطه اشتراک استوار است؛ مقابله با آمریکا و اسرائیل، همکاری و حمایت متقابل در شرایط بحرانی و همچنین حمایت از جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدها و فشارهای خارجی.

یمن و باب‌المندب؛ یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت

بخش دیگری از سخنان مسجدی به تحولات یمن اختصاص داشت. او با اشاره به درگیری مستقیم آمریکا با نیروهای یمنی، مدعی شد که واشنگتن پس از هفته‌ها عملیات نظامی نتوانست اهداف خود را محقق کند و در نهایت از ادامه جنگ عقب‌نشینی کرد.

مسجدی همچنین به عملیات نیروهای یمنی و تحولات مرتبط با باب‌المندب اشاره کرد و این رخدادها را بخشی از تغییر موازنه در منطقه دانست.

اهمیت این بخش از سخنان او در آن است که تنگه‌های راهبردی منطقه، از هرمز در جنوب ایران تا باب‌المندب در جنوب دریای سرخ، تنها گذرگاه‌های جغرافیایی نیستند؛ بلکه در معادلات انرژی، تجارت جهانی و امنیت دریایی نقش تعیین‌کننده دارند.

از همین زاویه، تحولات یمن را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک جنگ داخلی یا درگیری محدود میان بازیگران محلی بررسی کرد. هرگونه اختلال پایدار در مسیرهای دریایی این منطقه می‌تواند مستقیماً بر زنجیره تجارت، انتقال انرژی و محاسبات امنیتی قدرت‌های خارجی اثر بگذارد.

شکست و عقب‌نشینی؛ پایان مقاومت نیست

یکی از محورهای اصلی سخنان مسجدی، رد این برداشت بود که تلفات، عقب‌نشینی یا از دست دادن برخی فرماندهان می‌تواند به معنای پایان جریان مقاومت باشد.

او با مقایسه تحولات امروز با دوران دفاع مقدس، استدلال کرد که جنگ ماهیتی نوسانی دارد و در آن پیشروی و عقب‌نشینی، آفند و پدافند و پیروزی و شکست در کنار یکدیگر رخ می‌دهد.

این نگاه در واقع بر یک گزاره راهبردی استوار است: قدرت یک جریان سیاسی ـ نظامی را نمی‌توان صرفاً بر اساس یک نبرد یا یک مقطع زمانی ارزیابی کرد.

مسجدی همین منطق را درباره حزب‌الله لبنان نیز به کار گرفت و گفت شهادت فرماندهان این جنبش، به اعتقاد او، به معنای پایان یا فروپاشی آن نیست و این جریان همچنان ظرفیت سازماندهی و جذب نیرو دارد.

مسئله اصلی؛ آینده شبکه مقاومت

سخنان مسجدی در نهایت به یک گزاره محوری ختم می‌شود: مقاومت، از نگاه جمهوری اسلامی ایران، یک پروژه کوتاه‌مدت یا صرفاً نظامی نیست؛ بلکه یک شبکه منطقه‌ای با پیوندهای ایدئولوژیک، امنیتی و سیاسی است که طی چند دهه شکل گرفته است.

بر همین اساس، حتی اگر بخشی از این شبکه در مقاطعی با فشار نظامی یا سیاسی مواجه شود، نمی‌توان صرفاً بر اساس یک شکست یا یک تغییر میدانی درباره آینده آن قضاوت کرد.

البته میزان توانایی هر یک از گروه‌های مقاومت، سطح سازماندهی، دسترسی آنها به تجهیزات و میزان حمایت مردمی و سیاسی‌شان در کشورهای مختلف، موضوعاتی مستقل هستند و نمی‌توان شرایط همه این گروه‌ها را یکسان در نظر گرفت.

با این حال، آنچه از سخنان معاون هماهنگ‌کننده نیروی قدس برمی‌آید این است که تهران همچنان مقاومت را یکی از عناصر اصلی راهبرد منطقه‌ای خود می‌داند؛ راهبردی که طی سال‌های گذشته تلاش کرده است با ایجاد پیوند میان بازیگران مختلف، معادلات امنیتی غرب آسیا را از انحصار قدرت‌های فرامنطقه‌ای خارج کند.

در چنین چارچوبی، میدان‌هایی مانند غزه، لبنان، سوریه، عراق و یمن صرفاً پرونده‌های جداگانه نیستند؛ بلکه بخشی از یک محیط امنیتی به‌هم‌پیوسته‌اند که در آن، تحولات یک میدان می‌تواند بر محاسبات میدان‌های دیگر اثر بگذارد.

از این منظر، پیام اصلی سخنان مسجدی را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: جریان مقاومت ممکن است در میدان با تغییرات، هزینه‌ها و عقب‌نشینی‌های مقطعی مواجه شود، اما از نگاه جمهوری اسلامی ایران، این تحولات به معنای پایان یک شبکه منطقه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از یک رقابت بلندمدت بر سر نظم امنیتی غرب آسیاست.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر