سردار سرتیپ پاسدار رمضان شریف:

آمریکا در جنگ با ایران به اهداف خود نرسید؛ ابهت پوشالی دشمن فرو ریخت

سردار سرتیپ پاسدار رمضان شریف، مشاور فرمانده و رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه، اظهار کرد: در ۴۷ سال گذشته، ایران در مقاطع مختلف، گاه با شدت بیشتر و گاه با شرایط متفاوت‌تر، با دشمنان خود دست‌وپنجه نرم کرده است. آمریکایی‌ها از ابتدای انقلاب تا امروز تقریباً هر کاری را که از دستشان برمی‌آمده، برای متوقف کردن پیام انقلاب، بازگشت مجدد به ایران و به تعبیر رهبر شهید، بلعیدن کشور، در دستور کار داشته‌اند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
آمریکا در جنگ با ایران به اهداف خود نرسید؛ ابهت پوشالی دشمن فرو ریخت
صفحه سیاست-

تا پیش از جنگ ۱۲روزه، عمدتاً نواب و عوامل خود را از نقاط مختلف و به بهانه‌های گوناگون وادار می‌کردند با ایران درگیر شوند تا از این طریق کشور را تضعیف و به اهداف خود دست پیدا کنند. بارزترین و طولانی‌ترین نمونه آن، جنگ تحمیلی صدام علیه ایران بود.

همه می‌دانیم که در این جنگ صرفاً صدام حضور نداشت و تمامی کشورهایی که در اردوگاه آمریکا و مخالفان انقلاب اسلامی قرار داشتند، به نوعی در آن جبهه حضور داشتند. شاهد این موضوع نیز تجهیزات و غنائمی است که در دوران دفاع مقدس از ۸۳ تا ۸۴ کشور به دست آمد و همچنین میزان حمایت‌های مادی، معنوی، تبلیغاتی و حقوقی ـ دیپلماتیک از صدام که امری روشن است.

خداوند اراده کرده بود که راه پیروزی را به ایران و راه شکست را به دشمن بیاموزد و این اتفاق در دفاع مقدس رخ داد. دفاع مقدس یکی از مقاطع درخشان انقلاب اسلامی در ۴۷، ۴۸ سال گذشته است.

انتظار می‌رفت بسیاری از کشورها، به‌ویژه کشورهای پیرامونی ایران که انواع و اقسام کمک‌ها را در بالاترین سطح به صدام ارائه کردند، از این تجربه عبرت بگیرند. اما از آنجا که در ایران، هم رهبر کبیر و بنیانگذار انقلاب و هم رهبر شهید همواره بر اتحاد مسلمانان و جلوگیری از ایجاد اختلاف و کینه میان مسلمانان تأکید داشتند و مسئله فلسطین را به عنوان مسئله اول جهان اسلام مطرح می‌کردند، شاید در بسیاری از مقاطع کشورهای پیرامونی ایران بیش از اندازه علیه ایران ظلم کردند، اما در ایران صبری وجود داشت تا این موضوع به یک مناقشه پدرکشی تبدیل نشود.

جنگ ۱۲روزه و ادعای فراهم شدن مقدمات شکست جمهوری اسلامی

در جنگ ۱۲روزه، برآورد این بود که آمریکایی‌ها تقریباً همه راه‌ها را رفته بودند. با شیطنتی که صهیونیست‌ها انجام دادند، جنگی علیه ایران آغاز شد. آنها از قبل نیز با یک عملیات ترکیبی، از نظر خودشان، همه مقدمات لازم را برای شکست جمهوری اسلامی فراهم کرده بودند؛ از شهادت فرماندهان نظامی گرفته تا اوج آن، یعنی شهادت رهبر معظم انقلاب، با این هدف که شیرازه کشور از هم بپاشد و به نیت شوم خود، یعنی تجزیه کشور و بلعیدن منابع آن، دست پیدا کنند.

در این زمینه، یک جمله تاریخی نیز وجود دارد که اشاره به آن قابل توجه است. از کارتر پرسیدند چه شد که عملیات شما در طبس شکست خورد و پیروز نشدید. جمله ماندگاری از او نقل شده که بر اساس آن، همه مقدمات لازم برای موفقیت عملیات و شکست جمهوری اسلامی فراهم شده بود. حتی گفته شده بود که با اتحاد جماهیر شوروی نیز در موضوع عملیات طبس هماهنگی صورت گرفته بود. کشورهای منطقه نیز در جای خود، در ابعاد نظامی، دفاعی و هماهنگی، همه مقدمات لازم را فراهم کرده بودند.

عناصر نفوذی نیز در داخل ایران وجود داشتند، اما تنها یک مشکل پیدا شد و آن مشکل این بود که «خدا با خمینی بود». این عین عبارتی است که از کارتر پس از شکست عملیات نجات گروگان‌ها نقل شده است.

همین موضوع را باید به ترامپ نیز گفت؛ خدا با خامنه‌ای، با مردم ایران و با انقلاب اسلامی بود و هست و آمریکا مجدداً شکست خورد. اتفاقی تکرار شد که نتیجه آن نیز بار دیگر شکست بود.

با وجود این، کسی منکر خسارات واردشده به کشور نیست. تعدادی از فرماندهان برجسته ایران به شهادت رسیدند. رهبر عزیز انقلاب اسلامی که سرمایه‌ای عظیم نه فقط برای ایران، بلکه برای امت اسلامی بود، به شهادت رسید. بخشی از منابع و تجهیزات نیز آسیب دید.

اما طرف مقابل نه‌تنها به هدف خود نرسید، بلکه هژمونی آن نیز آسیب دید. این دیدگاه مطرح شده است که آمریکا دیگر از نظر قدرت و هژمونی نظامی به آمریکای پیش از جنگ ۱۲روزه بازنمی‌گردد. این موضوع از سوی افرادی که در حوزه نظامی، دفاعی و امنیتی مطالعه دارند، مطرح شده و گفته شده است قدرتی که آمریکایی‌ها از خود به تصویر کشیده بودند، فرو ریخت.

در گذشته، زمانی که آمریکا با کشوری دچار مشکل می‌شد، اعلام می‌کرد که مثلاً فلان ناو از فلان نقطه به سمت آن کشور حرکت کرده است و همه، به تعبیر ما، «ماست‌ها را کیسه می‌کردند». این بار نیز چنین موضوعی اعلام شد، اما به محض اینکه ناوها به نزدیکی مرز ایران رسیدند، با شلیک‌هایی که به سمت آنها صورت گرفت، مجبور شدند هزاران کیلومتر از مرز ایران فاصله بگیرند.

این موضوع نشان داد ابهت پوشالی و تصویری که آمریکایی‌ها از خود ساخته بودند، یعنی همان تصویر هالیوودی، فرو ریخته است.

با وجود این، قدرت نظامی آمریکا همچنان قدرت مسلط نظامی جهان و از نظر اقتصادی قدرت برتر است، اما در مقابله با جمهوری اسلامی نمی‌تواند کاری از پیش ببرد؛ زیرا ایران طی ۴۷ سال گذشته نهادسازی و قدرت‌افزایی کرده و مقدماتی را فراهم آورده است که در برابر بزرگ‌ترین ارتش جهان، یعنی آمریکا و ترکیب آن با رژیم صهیونیستی و سایر هم‌پیمانانشان، توان خود را نشان دهد.

این در حالی است که همه آنها می‌گویند جنگ را برای پنج تا هفت روز پیش‌بینی کرده بودند و امروز در آستانه هشتمین ماه این داستان، یعنی جنگ رمضان، قرار داریم.

مردم باید این موضوع را به خوبی به ذهن بسپارند که توان بیشتری برای آمریکایی‌ها، فراتر از آنچه در ابتدای جنگ ۱۲روزه و در طول جنگ ۴۰روزه به میدان آوردند، وجود ندارد و حتی آنچه برخی نسبت به ایران تصور می‌کردند نیز فرو ریخت.

برخی تصور می‌کردند جنگ آغاز می‌شود و پنج روز بعد چیزی به نام جمهوری اسلامی و کشور ایران وجود نخواهد داشت، اما همه دنیا فهمیدند این یک محاسبه غلط و برآوردی اشتباه بود.

خدا را شاکریم که به برکت الطاف حضرت ولی‌عصر، به برکت خون شهدای عزیز و به برکت استقامت مردم که واقعاً در طول این ۲۱۳ شب در میدان حضور پیدا کردند و یک پتانسیل و سرمایه عظیم اجتماعی برای انقلاب خلق کردند و همچنین به برکت شهامت و میدان‌داری جانانه رزمندگان نیروهای مسلح، این محاسبه تحقق پیدا نکرد.

ایران تجربه یک جنگ هشت‌ساله را نیز دارد. تعداد زیادی از جانبازان و رزمندگان، با وجود اینکه ریه‌هایشان پر از مواد شیمیایی و بدنشان پر از ترکش است، همچنان زنده و حاضرند و برای تداوم انقلاب و آرمان‌ها و امنیت کشور جانفشانی می‌کنند.

سرمایه انسانی و تجربه رزمندگان ایران

هیچ کشوری در دنیا به اندازه ایران فرمانده، رزمنده و نیروی آموزش‌دیده در یک جنگ واقعی، نه رزمایش، نداشته است. جنگ اوکراین و روسیه تقریباً چهار سال است که ادامه دارد، اما ایران هشت سال، آن هم با دست خالی و در شرایطی که طرف مقابل با تمام سازوبرگی که برایش فراهم کرده بودند، مقابله کرد.

این نیروی انسانی را نباید دست‌کم گرفت. در کنار لانچر و شلیک، فعالیت نیروهای مهندسی برای فراهم کردن مقدمات این شلیک‌ها، دست‌کمی از کار تکنسین‌های لانچرها نداشت. بخش عمده این نیروها از بچه‌های جنگ بودند که در واحدهای مهندسی رزمی دوران دفاع مقدس، تجربه کار نظامی و عملیاتی داشتند و دشمن آنها را دست‌کم گرفته بود.

از این بابت خدا را شاکریم که از ظرفیت دفاع مقدس استفاده شد. در طول سال‌های پس از دفاع مقدس نیز فکر و ذکر فرماندهان نیروهای مسلح، به‌ویژه در سپاه، این بود که روزی رویارویی میان ایران و آمریکا صورت خواهد گرفت و برای آن روز آماده بودند.

هرچند ممکن است در تشخیص تاکتیک آمریکایی‌ها اشکالاتی وجود داشته باشد، اما در اصل موضوع، وقتی جهت‌گیری‌های رزمایش‌های هجده‌گانه پیامبر اعظم سپاه را که عمدتاً در منطقه خلیج فارس انجام می‌شد، مشاهده کنیم، می‌بینیم این رزمایش‌ها عیناً شبیه صحنه واقعی بود که امروز ایران با آن روبه‌رو شد.

از همان نقطه‌ای که طراحی شده بود اگر روزی قرار باشد تنگه هرمز به صورت هوشمند کنترل شود، بیش از ۱۰ رزمایش در همان نقطه انجام شده بود.

آمریکایی‌ها مدام می‌گویند تنگه را باز کردیم، باز می‌کنیم، اسکورت کردیم و موارد دیگر، اما نمی‌توانند؛ زیرا از قبل برای هر رفتار آنها در حوزه نظامی، یک پیش‌بینی، اشراف اطلاعاتی و تجهیزات مناسب برای مختل کردن کار آنها وجود دارد.

خوشبختانه همه، نه فقط مردم ایران بلکه مردم سراسر دنیا، شاهد هستند که علی‌رغم ادعاهای مکرر آمریکایی‌ها، تسلط ایران بر منطقه خلیج فارس یک امر ثابت‌شده است.

ضرورت تقویت روایت داخلی و نقش نهادهای فرهنگی

در پاسخ به این موضوع، برآورد ارائه‌شده این بود که در جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، موسوم به جنگ رمضان، شرایط ایران در فهم افکار عمومی نسبت به این اتفاق بهتر بوده است.

مردم ایران به‌وضوح دیدند که رئیس‌جمهور آمریکا با یک قلدری محض و همچنین رژیم صهیونیستی وارد این میدان شدند. مردم و افکار عمومی، به‌ویژه جوانانی که در فضای شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، دشمنی دشمن، قلدری آن و بی‌توجهی به قوانین و مقررات بین‌المللی را بیشتر حس کردند؛ در حالی که این طرف‌ها پیش از این خود را پرچمدار حقوق بشر و قوانین بین‌المللی معرفی می‌کردند.

صرف‌نظر از حرفه‌ای بودن در انتقال روایت واقعه، خود این اتفاق به روشن شدن افکار عمومی درباره مظلومیت ایران، ظالم بودن دشمن و در مرحله بعد، توانمندی ایران در استقامت و ایستادگی کمک کرد.

پیش از این برخی می‌گفتند آمریکایی‌ها تجهیزاتی دارند که با فشار دادن یک دکمه می‌توانند تمام توان ایران را نابود کنند، اما مردم در عمل دیدند که ۱۴ یا ۱۴ تا ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه مورد حمله قرار گرفت. این موضوع شوخی نیست.

بعد از جنگ جهانی دوم، کشوری جرئت نکرده بود یک تیر کلاش به سمت پایگاه‌های آمریکایی‌ها شلیک کند. این یک واقعیت است که اتفاق افتاده است.

پایگاه‌های آمریکایی‌ها در اطراف ایران، چه در نقاط نزدیک و چه در نقاط دورتر، و همچنین تجهیزات خاص آمریکایی‌ها مورد حمله قرار گرفت. این اتفاق برای افکار عمومی یک روایت عینی و ملموس بود.

دشمن تلاش کرد در حوزه رسانه‌ای این موضوع را تخفیف دهد، توانمندی‌های ایران را ضعیف و توانمندی خود را برجسته کند. این طبیعت جنگ است. زمانی که جنگ رخ می‌دهد، طرفین تلاش می‌کنند داشته‌های طرف مقابل را ضعیف و داشته‌های خودشان را قدرتمند جلوه دهند. این امری بدیهی و طبیعی است.

در این مقطع، تا اینجای کار، ایران خیلی از روایت دشمن عقب نیست؛ اما در ادامه، لازم است حرفه‌ای‌تر و هوشمندانه‌تر به اصل تبیین این واقعه، پیامدهای آن و بسترها و زمینه‌هایی که این اتفاق را رقم زد، پرداخته شود.

هر جنگی یک بسترسازی اولیه، یک عملیات اجرایی و پس از پایان نیز پیامدهایی دارد. در فهم اصل تقابل ایران با آمریکایی‌ها، به نظر می‌رسد ایران خیلی از روایت دشمن عقب نیست، اما در بسترسازی عقب است.

ضرورت روایت بسترهای جنگ ترکیبی

اگر ایران می‌توانست نیات دشمن را که بعدها بسیاری از آنها به آن اشاره کردند، بهتر تبیین کند، شرایط متفاوت بود. نتانیاهو رسماً اعلام کرد که اغتشاشات دی‌ماه را آنها طراحی و پشتیبانی کرده‌اند. آمریکایی‌ها نیز با صراحت این موضوع را بیان کردند.

بنابراین نباید آن موضوع را جدا از جنگ ۱۲روزه دانست. یک جنگ ترکیبی با مقدماتی آغاز شد و همچنان استمرار دارد.

پس از ناامیدی طرف مقابل در یک تقابل نظامی، محاصره دریایی و در روزهای اخیر محاصره هوایی مطرح شده و اگر احساس کنند کاری از دستشان برمی‌آید، محاصره زمینی نیز مطرح خواهد شد. این پارادایم آنهاست، اما اینکه این موضوع تا چه اندازه واقعیت دارد، به رفتار ایران در روایت‌سازی بستگی دارد.

اکنون ایران جامعه‌ای با ۹۰ میلیون نفر جمعیت است و در هیچ زمینه‌ای کمبود وجود ندارد. مسئولان کشور، اداره‌کنندگان کشور، دولت و سایر اجزای آن، به اعتقاد مطرح‌شده، در این حوزه خوب عمل کرده‌اند و مردم با تنگنای خاصی مواجه نیستند.

البته فشارهای دشمن در زمینه محدودیت‌های دارویی، درمانی و بعضاً پروازها و اختلالاتی که در حوزه محاصره دریایی ایجاد می‌کنند، وجود دارد، اما این موارد برای ایران بی‌سابقه نیست. ایران بارها در دوران دفاع مقدس و پس از آن، تحریم، محاصره و ایجاد مشکل را تجربه کرده و راه‌های گریز از آن را نیز به خوبی آموخته است.

در طول ماه‌های اخیر نیز دشمن نتوانست از این ناحیه کار خاصی انجام دهد.

ضرورت مستندسازی بسترها و پیامدهای جنگ

آنچه در روایت مهم است، روایت بسترها و زمینه‌هاست. باید تلاش شود مشخص شود چه شد که این اتفاق رخ داد.

در جنگ ایران و عراق نیز همین موضوع وجود دارد. برای فهم اینکه چرا جنگ رخ داد، باید بسترهای حمله صدام و حزب بعث به ایران بررسی شود و سپس نحوه اداره جنگ و در نهایت پیامدهای آن مورد توجه قرار گیرد.

در خصوص جنگ ایران و عراق، تکلیف روشن است؛ بسترها مشخص است، نحوه مقابله ایران، جانفشانی رزمندگان با دست خالی و مقاومت مردم مشخص است و سرنوشت جنگ نیز روشن است. اکنون نه از حزب بعث خبری است، نه از صدام و نه از آمال و آرزوهایی که آنها در سر داشتند.

درباره این جنگ نیز باید همین رویکرد دنبال شود.

اکنون یکی از موضوعات مهم، کار کردن روی بسترها و زمینه‌های جنگ است که در این حوزه خلأ وجود دارد. به‌ویژه در تشریح جنگ ترکیبی دشمن با خلأ مواجه هستیم.

در مورد نحوه مقابله، تا اینجای کار عملکرد خوب بوده است، هرچند هنوز جا دارد بسترهای بیشتری درباره ایثار نیروهای مسلح، ایثار مردم، استقامت و پایمردی مردم و فداکاری مسئولان در اداره کشور مورد توجه قرار گیرد. همه این موارد نیازمند کار تکمیلی و ارائه به افکار عمومی است.

نکته بعدی، فصل مستندسازی این موضوع است؛ اینکه دشمن در میناب چه کرده، در لامرد چه کرده و در تهاجم به درمانگاه‌ها، بیمارستان‌ها و ورزشگاه‌ها چه اتفاقی افتاده است.

اگر این موارد مستند شوند و سپس با زبان رسانه، که زبانی بسیار تأثیرگذار است، تبیین شوند، شرایط بهتری ایجاد خواهد شد.

موضوع دیگر، جهانی کردن میناب است. متأسفانه نتوانستیم سردشت را به معنای واقعی جهانی کنیم و این واقعیت تلخی است، اما اکنون بهترین فرصت وجود دارد که نهادهای فرهنگی، به‌ویژه مجموعه‌هایی مانند مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه که در زمینه تولید آثار فعالیت دارند، در مستندسازی این موضوع نقش داشته باشند.

حلبچه نیز باید جهانی می‌شد و سردشت نیز همین‌طور. امپراتوری رسانه‌ای دشمن اجازه نداد و اکنون نیز همین کار را انجام می‌دهد.

با این حال، شرایط رسانه‌ها نسبت به گذشته متفاوت شده است. شبکه‌های اجتماعی مفرهایی ایجاد کرده‌اند. رژیم صهیونیستی در طول هفتاد و چند سال گذشته با استفاده از همین امپراتوری رسانه‌ای توانسته بود خود را مظلوم جلوه دهد و برخورد با فلسطینی‌ها را اقدامی محقانه نشان دهد.

اکنون همین روزنه‌های رسانه‌ای، حتی با همین حداقلی که از دست صهیونیست‌ها خارج شده و بخش‌هایی از واقعیت را منعکس کرده‌اند، شرایط افکار عمومی درباره رژیم صهیونیستی را تغییر داده‌اند. این قدرت رسانه است.

مقاومت فلسطینی‌ها از روز نخست اشغال وجود داشته، شهادت آنها نیز وجود داشته و تخریب منازلشان هم وجود داشته است. آن چیزی که امروز فشار را بر اسرائیلی‌ها تحمیل کرده، کارکرد رسانه‌هاست.

پس از آن نیز دانشجویان، استادان و مردم به میدان آمدند و در زمان حضور این فرد به عنوان نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، ۷۷ هیئت دیپلماتیک دنیا صحنه سخنرانی او را ترک کردند. این موضوع را باید به حساب آمریکایی‌ها نیز گذاشت؛ همان نفرت از ترامپ و آمریکایی‌ها نیز وجود دارد.

نقش رسانه در روایت واقعیت‌های جنگ

روایت و رسانه موضوعی نیست که فقط امروز بر اهمیت آن تأکید شود، بلکه باید به حرفه‌ای بودن، به‌موقع بودن، هنگام عمل کردن و مستند کار کردن رسانه توجه شود.

سوژه‌های بسیار زیادی وجود دارد. آن پرده حقوق بشری آمریکایی‌ها و چهره‌ای که از خود ساخته بودند؛ چهره‌ای که مدعی آزادی ملت‌ها، رفاه ملت‌ها و آسایش ملت‌ها بود و با حکومت‌ها برخورد می‌کرد، اکنون باید در معرض روایت قرار گیرد.

اگر ملت و افکار عمومی دنیا حادثه میناب و لامرد را ببینند، به اضافه ده‌ها ورزشگاه، بیمارستان، درمانگاه و مدرسه‌ای که مورد تهاجم قرار گرفتند و همچنین منازل مردم، موضوع روشن‌تر خواهد شد.

فردی به جرم فیزیک خواندن و داشتن دانش فیزیک ترور می‌شود؛ خودش، خانواده‌اش و همسایه‌هایش. این پرسش مطرح است که چنین اتفاقی در کجای دنیا رخ می‌دهد و اینکه دیگر وقاحت از حد گذشته است.

موضوع مهم این است که بتوان این واقعیات را منعکس کرد. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی وسیله‌ای را که برای رفاه همه مردم دنیاست، یعنی پیجر، به عنوان یک ابزار کشتار به کار می‌گیرد و به این موضوع افتخار می‌کند.

تمام قواعد دنیا در این حوزه‌ها به هم ریخته است. فلسفه سازمان ملل، جلوگیری از جنگ و تلاش برای ایجاد صلح است، اما یک جنایتکار جنگی که دادگاه بین‌المللی لاهه او را محکوم کرده، پشت این تریبون سخنرانی می‌کند.

اگر این واقعیات منعکس شود، بخش زیادی از مسیر طی شده است.

بعد از جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه و حوادث پس از جنگ ۴۰روزه، برای آگاهی ملت ایران و شناخت چهره دشمن، اتفاقات بسیار مثبتی رخ داده است.

میلیاردها هزینه شده بود تا از خودشان چهره‌ای حقوق‌بشری، رئوف، مهربان و همراه با مردم ایران بسازند. این سرمایه عظیمی بود که ملت ایران با واقعیت عریان آنها روبه‌رو شد و دید آنها چه کسانی هستند، چه هستند و با چه منطقی با دنیا برخورد می‌کنند.

این سرمایه، سرمایه‌ای بسیار ماندگار است و رسانه‌ها می‌توانند در تثبیت، تداوم و گسترش آن نقش فوق‌العاده‌ای ایفا کنند.

مرکز اسناد نیز فعلاً در مرحله جمع‌آوری و تدوین روزشمارهای این حوادث است و در ادامه، با کمک مجموعه‌های فرهنگی و رسانه‌ای، امکان گسترش این اقدامات وجود خواهد داشت.

تاریخ شفاهی همسران فرماندهان دفاع مقدس

بر اساس پژوهش‌ها و تحقیقات علمی دشمن، دلیل پیروزی ایران در دفاع مقدس علیه حزب بعث و صدام و حامیانش، استحکام بنیان خانواده در ایران تشخیص داده شده است.

بر اساس این دیدگاه، خانواده‌ها فرزندانی را تربیت کردند که به کشورشان، رهبرشان، دینشان، آیینشان و غیرتشان پایبند بودند. این تحقیق نیز درباره شهدای ۱۷ تا ۲۳ ساله انجام شده است.

از این نتیجه، راهکاری برای آمریکایی‌ها استخراج شده که اگر نقطه قوت کشوری مانند ایران بنیان خانواده است، چگونه می‌توان این بنیان را متزلزل کرد. انواع و اقسام شگردهای تهاجم فرهنگی دشمن که همواره مورد تأکید رهبر شهید در طول این سال‌ها بوده، با یک طراحی از سوی دشمن دنبال می‌شود.

مرکز اسناد، از منظر نقش زنان و خانواده در دفاع مقدس و مقابله با عملیات روانی دشمن علیه خانواده فرماندهان شاخص سپاه، وارد این موضوع شده است تا نشان دهد خانواده سردار صفوی، سردار جعفری و سایر فرماندهان برجسته چگونه زندگی خود را در دوره دفاع مقدس آغاز کردند، چگونه آن را ادامه دادند، با چه امکاناتی روبه‌رو بودند و چه مشکلاتی داشتند.

از این منظر، ۱۰ نفر از فرماندهان شاخص مشخص شدند تا با همسران آنها گفت‌وگو صورت گیرد. چند مورد چاپ شده و چند مورد نیز در آستانه چاپ است تا واقعیت زندگی یک سردار و فرمانده در دوره دفاع مقدس به نسل جوان منتقل شود.

این آثار نکات بسیار آموزنده‌ای درباره تشویق به ازدواج، همراهی و معاضدت در زندگی و تشریک مساعی میان زوجین دارد.

تقریباً در همه این آثار یک موضوع مشترک وجود دارد و آن نقش جدی همسران در تربیت فرزندان و اداره خانواده است. همچنین همسران نقش زیادی در ایجاد روحیه برای اینکه فرمانده در میدان جنگ بماند و بتواند در حوزه مسئولیت خود با محدودیت‌های دوران دفاع مقدس به خوبی عمل کند، بر عهده داشتند.

این آثار برای نسل جوان می‌تواند مفید باشد و به نوعی با عملیات روانی دشمن که این ذهنیت را ایجاد می‌کند که این افراد در ناز و نعمت به سر می‌بردند، مقابله می‌کند.

تاریخ شفاهی فرماندهان نیز بخش دیگری از فعالیت مرکز اسناد است که به خود فرمانده مربوط می‌شود. فرمانده در آن، هم زندگی شخصی خود را توضیح می‌دهد و هم عملکردش را در دفاع مقدس بیان می‌کند. اکنون بیش از ۸۰ تا ۹۰ مورد از این آثار چاپ شده است.

این آثار گنجینه‌ای بسیار ارزشمند برای جوانانی هستند که می‌خواهند از افرادی که هم در زندگی خود موفق بوده‌اند و هم برای کشور، امنیت کشور و آینده آن مؤثر بوده‌اند، الگو بگیرند.

تاریخ شفاهی خود فرماندهان و خاطرات و تاریخ شفاهی همسران آنها مکمل یکدیگر هستند. تا اینجای کار، برآورد این است که این آثار مورد استقبال قرار گرفته‌اند، البته این فعالیت در این بخش هنوز در آغاز راه است.

مرکز اسناد فعلاً در بخش نخست این طرح ورود پیدا کرده است و رسانه‌ها و مسئولان فرهنگی کشور نیز باید کمک کنند. این موضوع سرمایه‌ای گران‌سنگ برای امنیت کشور، آینده کشور، عمران و آبادانی و استحکام کشور است و می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

این آثار الگوهای خوبی هستند و در شرایطی که گاهی به دنبال برخی الگوها می‌رویم که معمولاً سراب هستند و به جایی نمی‌رسند، اینها واقعیت‌های تجربه‌شده‌ای هستند که می‌توانند کمک کنند.

باید از ظرفیت نمایشگاه‌هایی که برگزار می‌شود، هفته‌های فرهنگی و آغاز سال تحصیلی استفاده کرد. تولید یک بحث است و توزیع، انتشار و مخاطب‌یابی بحث دیگری.

نمی‌خواهم اصطلاح بازاریابی را به کار ببرم، اما حداقل باید مخاطب‌یابی انجام شود. در این حوزه پیشرفت قابل توجهی وجود نداشته است و آمار نوبت‌های چاپ کتاب نیز این موضوع را نشان می‌دهد.

نقش نیروهای مهندسی و رزمندگان دوران دفاع مقدس در جنگ اخیر

یکی از دلایل اینکه آمریکایی‌ها در جنگ اخیر شکست خوردند و به اهداف خود نرسیدند، همین موضوع است.

ده‌ها نفر از نیروهای مهندسی دوران دفاع مقدس که بازنشسته بودند، در جنگ به میدان آمدند تا برای باز کردن دهانه تونل‌ها و فراهم کردن امکان شلیک موشک، با لودر و بیل مکانیکی کمک کنند که تعدادی از آنها نیز به شهادت رسیدند.

این موضوع بسیار ارزشمند است. فردی که هیچ ضرورت و وظیفه سازمانی برای حضور ندارد، جدا از وظیفه شرعی، دینی و ملی، حتی بدون فراخوان، داوطلبانه آمده و از مسئول مهندسی می‌پرسد اکنون چه کاری می‌تواند انجام دهد.

به او گفته شده مثلاً به فلان پایگاه برود و دهانه تونلی را که دشمن بمباران کرده، با بیل مکانیکی و لودر باز کند تا لانچر بتواند بیرون بیاید و شلیک کند.

اینها سرمایه‌های کشور هستند و آمریکایی‌ها این موضوع را نمی‌فهمند و حالا حالاها هم نخواهند فهمید. تا زمانی که این موضوع را درک نکنند، خودشان را علاف کرده‌اند.

تأکید بر نقش مردم و نیروی انسانی در مقابله با دشمن

با توجه به بضاعت موجود در کشور، پتانسیل و نیروی انسانی و انگیزه‌ای که وجود دارد و همچنین با توجه به مردمی که در میدان حاضر هستند، این دیدگاه مطرح شده است که آمریکایی‌ها هرگز طعم پیروزی بر ایران را نخواهند چشید و شکست قطعاً از آن آمریکایی‌هاست.

این موضوع به اراده خداوند نسبت داده شده و در عین حال تأکید شده است که این شرایط تا زمانی برقرار است که رفتار ایران مطابق منطقی باشد که قرآن و فرهنگ اهل بیت بیان کرده‌اند و تا زمانی که اجازه داده نشود سخن رهبر روی زمین بماند و برای تحقق آن تلاش شود.

بر اساس این نگاه، تا زمانی که این شرایط برقرار باشد، معادله مثبت است و خداوند متعال راه‌های تفوق بر دشمن را نشان می‌دهد. این موضوع به عنوان آیه صریح قرآن مطرح شده است که راه را خداوند نشان می‌دهد.

تلاش‌های دنیایی انجام می‌شود، درس خوانده می‌شود، نقشه بررسی می‌شود و از تجربه گذشتگان استفاده می‌شود، اما راه اصلی را خداوند نشان می‌دهد؛ همان‌طور که در دفاع مقدس نشان داد، همان‌طور که در مقابله با داعش نشان داد و همان‌طور که در مقابل کومله، دموکرات، خلق عرب و ترکمن صحرا نشان داد.

در نهایت نیز در شرایطی که ایران بی‌خبر بود، خداوند شن‌ها را مأمور کرد و بزرگ‌ترین عملیات آمریکایی‌ها در طبس را به شکست کشاند.

همین‌طور عملیات آنها در اصفهان و دشت مهیار نیز به شکست انجامید و جمله معروف «خدا با جمهوری اسلامی است» مطرح شد. بر اساس این دیدگاه، ان‌شاءالله نصرت الهی همچنان شامل رزمندگان اسلام و جبهه حق خواهد شد.

 

منبع: ایسنا
اخبار مرتبط
ارسال نظر