دونالد ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود، حضور متفاوتی در شبکههای اجتماعی به نمایش گذاشته است. صفحه او در تروثسوشال به محلی برای انتشار مواضع سیاسی، حمله به مخالفان، واکنش به اخبار، اظهارنظر درباره انتخابات و البته ارسال پیامهای مربوط به سیاست خارجی تبدیل شده است.
بررسی واشنگتنپست از ۲۲۶۲ پست ترامپ در ۱۳۲ روز نخست دوره دوم ریاستجمهوری نشان داد که حجم فعالیت او در این دوره بیش از سه برابر مدت مشابه در دوره نخست ریاستجمهوری بوده است.
اما سؤال مهم اینجاست: آیا این حجم از پیامها صرفاً حاصل واکنشهای لحظهای ترامپ است یا اینکه پشت این رگبار رسانهای، یک سازوکار مشخص برای تولید و بازتولید روایتها وجود دارد؟
پاسخ گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، دستکم بخشی از این معما را روشن میکند.
اتاق پیامرسانی ترامپ چگونه کار میکند؟
واشنگتنپست در بررسی فعالیت ترامپ در تروثسوشال به نقش یک تیم کوچک در مدیریت حضور رسانهای او اشاره کرده است.
در این میان، نام «ناتالی هارپ» بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است؛ دستیار نزدیک ترامپ که بر اساس گزارش این روزنامه، در بسیاری از موارد متن پیامهای ترامپ را هنگام دیکته کردن او تایپ میکند.
هارپ حتی به دلیل همراه داشتن یک چاپگر کوچک و رساندن نسخه چاپی اخبار و مطالب مورد توجه ترامپ، در اطراف کاخ سفید به «چاپگر انسانی» معروف شده است.
در کنار او، «دن اسکاوینو» نیز نقش مهمی در مدیریت حضور ترامپ در شبکههای اجتماعی دارد. بر اساس گزارش واشنگتنپست، اسکاوینو بخش عمده فعالیت آنلاین رئیسجمهور را مدیریت میکند.
با این حال، این تصویر به معنای آن نیست که ترامپ کنترل صفحه خود را به طور کامل به دیگران سپرده است. گزارش واشنگتنپست نشان میدهد او همچنان شخصاً بسیاری از پیامهایش را منتشر میکند؛ بهخصوص در ساعات پایانی شب و بامداد، زمانی که اخبار تلویزیونی را دنبال میکند.
بنابراین، آنچه در صفحه ترامپ دیده میشود، ترکیبی از پیامهای مستقیم رئیسجمهور و یک فرایند رسانهای پیرامون او است.
یک پست ترامپ چگونه به یک روایت سیاسی تبدیل میشود؟

شاید مهمترین بخش ماجرا نه در خود تروثسوشال، بلکه در اتفاقی باشد که بعد از انتشار یک پیام رخ میدهد.
ترامپ یک پیام منتشر میکند؛ حسابهای نزدیک به جریان «ماگا» آن را بازنشر میکنند؛ رسانههای همسو درباره آن گزارش میدهند؛ رسانههای منتقد واکنش نشان میدهند و مخالفان سیاسی نیز وارد میدان میشوند.
در این مرحله، یک پست چندخطی دیگر صرفاً یک پست نیست؛ تبدیل به موضوعی خبری میشود.
واشنگتنپست نیز در بررسی خود به همین نقش تروثسوشال اشاره کرده و نوشته است که با وجود مخاطب بسیار کمتر نسبت به شبکههایی مانند ایکس، محتوای منتشرشده در این پلتفرم میتواند از طریق شبکه حامیان ترامپ به مخاطبان بسیار گستردهتری برسد.
به این ترتیب، تروثسوشال را میتوان یکی از نقاط آغاز چرخهای دانست که در آن پیام تولید میشود، بازنشر میشود، رسانهای میشود و دوباره به فضای سیاسی بازمیگردد.
ایران؛ یکی از ثابتترین موضوعات پیامرسانی ترامپ
این سازوکار در پرونده ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بررسی منتشرشده در اوت ۲۰۲۶ نشان میدهد ترامپ از ۲۸ فوریه تا ۲۵ اوت ۲۰۲۶ دستکم ۴۱۸۹ پست در تروثسوشال منتشر کرده که ۳۱۹ مورد از آنها مستقیماً به ایران مربوط بوده است.
یعنی به طور میانگین، تقریباً هر ۱۴ ساعت یک پیام درباره ایران منتشر شده است.
این اعداد به تنهایی نمیگویند که چرا ترامپ چنین الگویی را دنبال کرده، اما نشان میدهند ایران در این بازه زمانی یک موضوع مقطعی در صفحه رئیسجمهور آمریکا نبوده است.
تهدید نظامی، موضوع تنگه هرمز، برنامه هستهای ایران، تحریمها، ادعای پیروزی، مذاکره و بازگشت به سیاست فشار، در دورههای مختلف در پیامهای ترامپ تکرار شدهاند.
نکته مهم همینجاست: ممکن است محتوای پیام تغییر کند، اما خود موضوع همچنان در مرکز توجه باقی بماند.
تکرار یک پیام؛ ساختن یک واقعیت رسانهای
در سیاست رسانهای، تکرار یک موضوع میتواند اهمیت آن را در دستور کار خبری افزایش دهد؛ حتی اگر هر بار اطلاعات کاملاً جدیدی ارائه نشود.
وقتی رئیسجمهور آمریکا درباره یک موضوع پیام میدهد، پیام او معمولاً با یک چرخه چندمرحلهای روبهرو میشود: هواداران آن را بازنشر میکنند، رسانهها دربارهاش گزارش میدهند، مخالفان واکنش نشان میدهند و همین واکنشها دوباره موضوع را به صدر اخبار برمیگرداند.
در نتیجه، یک پیام ممکن است بارها و در قالبهای مختلف دیده شود.
در مورد ایران، این چرخه میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد؛ زیرا پیامهای ترامپ درباره تهران فقط مخاطب داخلی ندارند. دولتهای منطقه، متحدان آمریکا، بازارهای انرژی و دیگر بازیگران بینالمللی نیز این پیامها را دنبال میکنند.
از تروثسوشال تا بازار نفت و سیاست خارجی

البته میان «تولید روایت» و «تغییر واقعیت» تفاوت مهمی وجود دارد.
ترامپ میتواند درباره ایران بارها هشدار بدهد، از گزینه نظامی سخن بگوید یا از پیروزی آمریکا صحبت کند؛ اما تحقق این پیامها به عوامل دیگری وابسته است.
رفتار دولت ایران، واکنش بازیگران منطقهای، وضعیت مذاکرات، تحولات نظامی و شرایط بازار انرژی، همگی میتوانند فاصله میان یک پیام سیاسی و نتیجه واقعی آن را تعیین کنند.
حتی واکنش بازارها نیز الزاماً با هر پیام ترامپ به یک اندازه تغییر نمیکند. هرچه یک تهدید یا ادعا بیشتر تکرار شود، ممکن است واکنش مخاطبان حرفهای و بازارها نیز از شدت اولیه فاصله بگیرد؛ زیرا آنها میان «پیام سیاسی» و «تحقق عملی آن» تفاوت قائل میشوند.
به همین دلیل، اثرگذاری واقعی پیامهای ترامپ را نمیتوان تنها با تعداد پستها سنجید؛ بلکه باید دید این پیامها تا چه اندازه توانستهاند بر تصمیم دولتها، رفتار بازارها و دستور کار رسانهها اثر بگذارند.
تروثسوشال؛ صفحه شخصی یا مرکز ثقل روایتسازی؟
تصویری که از مجموع این دادهها به دست میآید، فراتر از یک حساب شخصی در شبکههای اجتماعی است.
ترامپ همچنان مستقیماً پیام منتشر میکند، اما در کنار او تیمی از دستیاران و مدیران رسانهای فعالیت دارند و پس از انتشار نیز شبکهای از حسابها، فعالان سیاسی و رسانههای همسو به بازنشر و تقویت پیامها کمک میکنند.
به این ترتیب، یک پیام میتواند از صفحه ترامپ آغاز شود اما پایان آن الزاماً در همان صفحه نیست.
ممکن است یک پست درباره ایران، ابتدا در تروثسوشال منتشر شود، سپس در ایکس بازنشر شود، به تیتر رسانههای آمریکایی تبدیل شود، واکنش تهران را به دنبال داشته باشد و بعد دوباره به صفحه ترامپ بازگردد.
این همان نقطهای است که تروثسوشال از یک شبکه اجتماعی شخصی فاصله میگیرد و وارد ساختار بزرگتری از تولید و بازتولید روایت سیاسی میشود.
ترامپ فقط پیام نمیدهد، موضوع میسازد
رگبار پیامهای ترامپ در تروثسوشال را نمیتوان فقط با تعداد پستها توضیح داد. اهمیت اصلی این شبکه برای رئیسجمهور آمریکا در آن است که میتواند پیام را مستقیماً منتشر کند، بدون آنکه الزاماً از فیلتر رسانههای سنتی عبور کند؛ سپس همان پیام توسط شبکهای از هواداران و رسانهها بازنشر شود و دوباره به دستور کار خبری بازگردد.
در این میان، پرونده ایران نمونه روشنی از استمرار یک موضوع در پیامرسانی ترامپ است. انتشار ۳۱۹ پیام مرتبط با ایران در فاصله شش ماه نشان میدهد این پرونده بارها به صفحه رئیسجمهور آمریکا بازگشته است.
اما یک نکته نباید فراموش شود: تکرار یک روایت، لزوماً آن را به واقعیت تبدیل نمیکند.
قدرت واقعی این ماشین پیامرسانی زمانی مشخص میشود که بتواند میان فضای مجازی و تصمیمهای واقعی سیاسی، اقتصادی و امنیتی پل بزند. در غیر این صورت، تروثسوشال ممکن است بیش از آنکه «اتاق فرمان» سیاست خارجی آمریکا باشد، یک موتور قدرتمند برای تولید و تقویت روایتهای سیاسی رئیسجمهور این کشور باقی بماند.