صفحه سیاست گزارش می دهد؛

تغییر فاز در راهبرد منطقه‌ای واشنگتن؛ ابعاد مواضع جدید کاخ سفید در تقابل با ایران

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا مدعی ورود تقابل با ایران به «مرحله‌ای بسیار متفاوت» شد و گفت پایان درگیری‌ها پس از انتخابات میان‌دوره‌ای، نشان‌دهنده گره خوردن صریح ملاحظات انتخاباتی واشنگتن با تحولات میدانی در خلیج فارس و شاهراه ترانزیت انرژی است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
تغییر فاز در راهبرد منطقه‌ای واشنگتن؛ ابعاد مواضع جدید کاخ سفید در تقابل با ایران
صفحه سیاست-

اظهارات اخیر جی‌دی ونس در گفتگو با «نیویورک پست» ابعاد تازه‌ای از نگاه کاخ سفید به مدیریت پرونده ایران را عیان کرد. ونس با تاکید بر اینکه «جنگ ظرف چند ماه آینده وارد مرحله‌ای بسیار متفاوت خواهد شد»، رویکرد واشنگتن را به تصمیمات دونالد ترامپ به‌عنوان «فرمانده کل قوا برای تعیین زمان آغاز و پایان درگیری‌ها» پیوند زد. وی همچنین ادعا کرد که ایران تا زمان انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر «کنترل خود را بر تنگه هرمز از دست خواهد داد»؛ ادعاهایی که نشان می‌دهد واشنگتن تلاش می‌کند موازنه قدرت در منطقه را متناسب با تقویم سیاسی داخلی خود بازتعریف کند.

پیوند زمان‌بندی تقابل با تقویم انتخاباتی آمریکا

از منظر ریشه‌ای، اذعان ونس به اینکه «مردم آمریکا تا حدی بی‌طاقت شده‌اند» و هم‌زمانی افق پایان درگیری‌ها با انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر، گویای تأثیر مستقیم افکار عمومی آمریکا بر خط‌مشی خارجی کاخ سفید است.

ونس با توصیف شرایط موجود مبنی بر اینکه «ایالات متحده درگیر عملیات تهاجمی نیست» و کاهش ابعاد تقابل به ادعای «شلیک گاه‌وبیگاه به سمت کشتی‌های تجاری»، می‌کوشد حضور آمریکا را صرفاً ماهیتی بازدارنده و پدافندی جلوه دهد. این نحوه تاپیرگذاری و قاب‌بندی، تلاشی برای مهار نارضایتی‌های داخلی از هزینه‌های فرسایشی و جلوگیری از جهش قیمت سوخت در آستانه رای‌گیری است.

واقعیت‌های میدانی در شاهراه هرمز و بازتعریف نقش آمریکا

از بعد فنی و میدانی، ادعای ونس درباره افت تسلط ایران بر تنگه هرمز، با واقعیت‌های پیچیده ناوبری و موازنه قدرت در خلیج فارس مقایسه می‌شود. اگرچه معاون رئیس‌جمهور آمریکا با عبارت «نمی‌توانیم آینده را پیش‌بینی کنیم» نوعی احتیاط دیپلماتیک را در سخنانش گنجانده است، اما ادعای بی‌اثری اقدامات ترانزیتی و تغییر تسلط بر تنگه هرمز، بیش از آنکه بر داده‌های قطعی میدانی استوار باشد، کارکردی تبلیغاتی برای کاخ سفید دارد تا حضور پرهزینه نظامی خود در منطقه را برای افکار عمومی داخلی توجیه کند.

در افق آینده، تأکید بر ورود به یک «فاز متفاوت» پس از انتخابات نوامبر، می‌تواند نشان‌دهنده آماده‌سازی واشنگتن برای تغییر تاکتیک باشد. این مرحله جدید می‌تواند طیفی از سناریوها از گذار به دیپلوماسی مدیریت بحران تا جابه‌جایی ابزارهای فشار به حوزه تحریم‌های اقتصادی، سایبری و حقوقی را شامل شود. واگذاری اختیار تعیین زمان پایان درگیری به ترامپ توسط ونس، نشان‌دهنده باز بودن دست کاخ سفید برای مانورهای تاکتیکی پس از عبور از بزنگاه انتخابات است.

در نهایت، بازخوانی سخنان معاون رئیس‌جمهور آمریکا نشان می‌دهد که مدیریت پرونده ایران بیش از هر چیز تابع محاسبات درون‌پارلمانی و افکار عمومی ایالات متحده است. در چنین شرایطی، آیا تغییر فاز ادعاشده از سوی ونس، زمینه‌ساز گامی واقع‌بینانه برای کاهش تنش‌ها خواهد شد یا صرفاً بازتنظیم تاکتیکی ابزارهای فشار در چارچوب رقابت‌های سیاسی واشنگتن است؟

اخبار مرتبط
ارسال نظر