سرتیپ «مجیب شمسان»، کارشناس امور نظامی و راهبردی، در گفتوگو با شبکه المسیره، این تصمیم را نتیجه پایان یافتن فرصتهای سیاسی و آغاز مرحله جدیدی از فشار علیه ریاض دانسته و تأکید کرده است که یمن گزینههای بیشتری برای افزایش سطح تنش در اختیار دارد.
از تهدید دریایی تا جنگ اقتصادی
یکی از مهمترین ابعاد این تحول، تلاش یمن برای استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در مجاورت بابالمندب است؛ گذرگاهی که یکی از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی و انتقال انرژی محسوب میشود. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند هزینههای حملونقل دریایی را افزایش داده و زمان انتقال کالا و انرژی را طولانیتر کند.
شمسان مدعی شده است که محدود شدن مسیرهای دریایی برای کشتیهای سعودی، شرکتهای حملونقل را ناچار به استفاده از مسیرهای جایگزین در اطراف قاره آفریقا میکند؛ مسیری که میتواند زمان سفرهای دریایی را از حدود سه هفته به نزدیک دو ماه افزایش دهد و هزینههای سوخت، بیمه و عملیات دریایی را بالا ببرد.
این موضوع برای عربستان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اقتصاد این کشور بهشدت به صادرات نفت و امنیت مسیرهای انتقال انرژی وابسته است. افزایش هزینههای لجستیکی، حتی بدون توقف کامل صادرات، میتواند فشار مضاعفی بر تجارت خارجی و زنجیره تأمین این کشور وارد کند.
تلاش برای تغییر معادله بازدارندگی
تحلیلگر نظامی یمنی با اشاره به عملیاتهای گذشته علیه منافع عربستان، معتقد است اقدامات صنعا صرفاً در سطح تهدید رسانهای باقی نمانده و این گروه توانسته است در سالهای گذشته توانایی خود را در هدف قرار دادن نقاط حساس به نمایش بگذارد.
حملات پیشین به تأسیسات نفتی عربستان، از جمله تأسیسات آرامکو، در نگاه طرف یمنی بهعنوان نمونهای از توانایی ایجاد هزینه برای زیرساختهای حیاتی ریاض مطرح میشود. اکنون نیز هشدار داده شده که در صورت تداوم تنش، اهداف حساستری در فهرست اقدامات احتمالی قرار خواهند گرفت.
این رویکرد نشان میدهد که راهبرد یمن بر ایجاد «بازدارندگی از طریق تهدید هزینه» استوار است؛ به این معنا که تلاش میشود طرف مقابل با محاسبه تبعات اقتصادی و امنیتی، از ادامه سیاستهای خود عقبنشینی کند.
بابالمندب؛ نقطه اتصال امنیت منطقه و اقتصاد جهانی
یکی از نکات کلیدی در این تحولات، جایگاه بابالمندب در معادلات بینالمللی است. این تنگه، مسیر ارتباطی میان دریای سرخ و اقیانوس هند است و بخش مهمی از تجارت اروپا، آسیا و خاورمیانه از آن عبور میکند.
شمسان تأکید کرده است که محدودیتهای اعمالشده از سوی یمن، متوجه کشتیهای سعودی است و نه کل کشتیرانی بینالمللی. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هرگونه ناامنی در این منطقه میتواند بر بازارهای جهانی، هزینه بیمه کشتیها و تصمیم شرکتهای حملونقل تأثیر بگذارد.
در مقابل، عربستان تلاش دارد اقدامات یمن را تهدیدی برای آزادی کشتیرانی جهانی معرفی کند؛ روایتی که پیشتر در تقابل میان آمریکا و یمن نیز مطرح شده بود.
چرا عربستان با چالش متفاوتی روبهرو است؟
بر اساس اظهارات این کارشناس، ریاض برخلاف آمریکا از ظرفیت دریایی و ائتلافی مشابهی برای مقابله مستقیم برخوردار نیست. تجربه ائتلاف دریایی تحت رهبری واشنگتن علیه یمن نیز نشان داد که حضور قدرتهای بزرگ نظامی الزاماً به معنای حذف تهدیدهای نامتقارن نیست.
توان موشکی، پهپادی و اطلاعاتی یمن طی سالهای اخیر به یکی از عوامل مهم در تغییر معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است؛ موضوعی که حتی بازیگران بزرگ نظامی را وادار کرده برای حفاظت از منافع خود هزینههای بیشتری صرف کنند.
آینده رویارویی؛ فشار بیشتر بر انرژی؟
سناریوی گسترش دامنه اقدامات یمن، بهویژه در حوزه زیرساختهای انرژی، یکی از نگرانیهای اصلی عربستان خواهد بود. هرگونه تهدید علیه مسیرهای صادرات نفت یا تأسیسات حیاتی، میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد و بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، استمرار چنین وضعیتی به عوامل متعددی از جمله واکنش عربستان، موضع قدرتهای جهانی، شرایط سیاسی منطقه و امکان بازگشت به مسیرهای دیپلماتیک بستگی دارد.
در مجموع، تصمیم یمن برای اعمال فشار دریایی علیه عربستان را میتوان بخشی از جنگ گستردهتر بر سر «معادله بازدارندگی» در خلیج فارس و دریای سرخ دانست؛ جنگی که در آن، جغرافیا، انرژی و تجارت جهانی به ابزارهای اصلی قدرت تبدیل شدهاند.