تحلیل صفحه سیاست؛

پنهان‌کاری پنتاگون درباره تلفات جنگ ایران؛ آیا دولت ترامپ در پی کوچک‌نمایی هزینه‌های جنگ است؟

اقدام اخیر وزارت دفاع آمریکا در تغییر شیوه ثبت و ارائه آمار تلفات نظامیان این کشور در درگیری‌های مرتبط با ایران، به یکی از تازه‌ترین مناقشه‌های سیاسی در واشنگتن تبدیل شده است. منتقدان دولت دونالد ترامپ معتقدند پنتاگون با ایجاد یک طبقه‌بندی جدید برای ثبت کشته‌ها و مجروحان، عملاً در حال تفکیک آماری تلفات یک درگیری واحد است؛ اقدامی که به باور آنها می‌تواند با هدف کوچک‌نمایی هزینه انسانی جنگ و کاهش فشار افکار عمومی بر دولت آمریکا انجام شده باشد.

پنهان‌کاری پنتاگون درباره تلفات جنگ ایران؛ آیا دولت ترامپ در پی کوچک‌نمایی هزینه‌های جنگ است؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

جنجال پنهان کاری پنتاگون در شرایطی شکل گرفته که موضوع هزینه‌های جنگ، میزان تلفات نیروهای آمریکایی و حدود اختیارات رئیس‌جمهور برای ادامه عملیات نظامی، از مهم‌ترین اختلافات سیاسی میان کاخ سفید و کنگره محسوب می‌شود. به همین دلیل، تغییر در نحوه ثبت تلفات صرفاً یک موضوع اداری تلقی نمی‌شود و می‌تواند ابعاد سیاسی و حتی حقوقی گسترده‌تری داشته باشد.

حذف چهار نام و آغاز موج انتقادات

بر اساس رویه‌ای قدیمی، وزارت دفاع آمریکا اطلاعات مربوط به تلفات نظامیان این کشور را در سامانه‌ای موسوم به «تحلیل تلفات دفاعی» یا DCAS منتشر می‌کند. با این حال، هفته گذشته نام چهار نظامی آمریکایی که بنا بر گزارش‌های منتشرشده در حملات اخیر ایران کشته شده بودند، از این سامانه حذف شد.

این اقدام ابتدا از سوی برخی رسانه‌های آمریکایی مورد توجه قرار گرفت و به سرعت به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد. منتقدان، حذف نام نظامیان کشته‌شده را نشانه‌ای از تلاش برای کاهش سطح دیده‌شدن تلفات جنگ دانستند؛ موضوعی که می‌تواند بر ارزیابی افکار عمومی آمریکا از هزینه‌های واقعی درگیری نظامی تأثیر بگذارد.

در واکنش به انتقادات، شان پاتل، سخنگوی ارشد پنتاگون، حذف این اسامی را ناشی از یک «اختلال موقت داده‌ها» عنوان کرد. اما این توضیح نتوانست به طور کامل به ابهامات پایان دهد و گزارش‌های بعدی رسانه‌های آمریکایی، ابعاد تازه‌ای از این ماجرا را مطرح کرد.

طبقه‌بندی جدید پنتاگون؛ دو جنگ یا یک جنگ؟

گزارش‌هایی که رسانه‌هایی همچون واشنگتن‌پست، نیویورک‌تایمز و سی‌ان‌ان منتشر کردند، نشان می‌دهد وزارت دفاع آمریکا طبقه‌بندی جدیدی تحت عنوان «عملیات‌های برون‌مرزی» یا Overseas Contingency Operations ایجاد کرده است.

بر اساس این گزارش‌ها، چهار نظامی کشته‌شده و ۲۰۷ نظامی مجروح، از تاریخ ۷ ژوئیه به بعد، در این طبقه‌بندی جدید ثبت شده‌اند.

پنتاگون استدلال می‌کند که با اعلام آتش‌بس میان واشنگتن و تهران، عملیات نظامی پیشین پایان یافته و درگیری‌های جدید باید در قالب عملیاتی جداگانه ثبت شوند. بر اساس این روایت، عملیات «خشم حماسی» که از ۲۸ فوریه آغاز شده بود، پس از اعلام آتش‌بس در ۷ آوریل پایان یافته و در نتیجه، تلفات مربوط به دور جدید درگیری‌ها که از ۷ ژوئیه آغاز شده، در دسته‌ای جداگانه قرار گرفته است.

اما منتقدان این استدلال را نمی‌پذیرند و معتقدند ایجاد یک طبقه‌بندی جدید برای تلفات، در شرایطی که درگیری‌ها در چارچوب یک بحران مستمر میان ایران و آمریکا رخ داده است، می‌تواند تصویری متفاوت از واقعیت جنگ به افکار عمومی ارائه کند.

مسئله اصلی؛ آمار تلفات یا مسئولیت سیاسی؟

در ظاهر، اختلاف بر سر نحوه دسته‌بندی آماری تلفات نظامی است، اما در عمق ماجرا، مسئله به یک پرسش سیاسی مهم‌تر بازمی‌گردد: دولت آمریکا تا چه اندازه باید درباره هزینه‌های انسانی تصمیمات نظامی خود به افکار عمومی پاسخگو باشد؟

تلفات انسانی در آمریکا صرفاً یک عدد در جدول‌های آماری نیست. هر کشته یا مجروح نظامی، به خانواده‌ای مربوط است که از دولت انتظار دارد اطلاعات دقیق درباره شرایط خدمت و مرگ یا آسیب‌دیدگی عزیز خود دریافت کند.

از سوی دیگر، آمار تلفات یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی عملکرد دولت‌ها در جنگ است. هرچه شمار تلفات بالاتر باشد، فشار سیاسی بر دولت برای توضیح درباره اهداف جنگ، نحوه اجرای عملیات و ضرورت ادامه درگیری افزایش پیدا می‌کند.

به همین دلیل، منتقدان معتقدند تغییر در نحوه ثبت تلفات می‌تواند پیامد سیاسی داشته باشد؛ زیرا تفکیک آماری یک درگیری مستمر ممکن است باعث شود بخشی از هزینه انسانی جنگ در آمارهای رسمی جدا از تصویر کلی درگیری دیده شود.

سایه جنگ ویتنام بر مناقشه امروز

یکی از مهم‌ترین محورهای انتقادات مطرح‌شده علیه پنتاگون، مقایسه شیوه فعلی با سابقه دولت آمریکا در جنگ ویتنام است. منتقدان می‌گویند در آن دوره نیز نحوه ارائه آمار تلفات و موفقیت‌های نظامی، به یکی از موضوعات مهم اختلاف میان دولت و رسانه‌ها تبدیل شده بود.

مایکل ای. اسمیت، دریادار بازنشسته و بنیان‌گذار سازمان «رهبران امنیت ملی برای آمریکا»، تغییر اخیر را نوعی بی‌احترامی به خانواده‌های نظامیان کشته‌شده توصیف کرده و آن را با دستکاری آماری تلفات در جنگ ویتنام مقایسه کرده است.

فارغ از صحت این مقایسه، بازگشت نام جنگ ویتنام به ادبیات سیاسی امروز آمریکا نشان می‌دهد که مسئله شفافیت درباره تلفات جنگی همچنان یک حساسیت تاریخی در جامعه آمریکا محسوب می‌شود. تجربه ویتنام به افکار عمومی آمریکا آموخته است که آمار رسمی جنگ می‌تواند به یکی از مهم‌ترین میدان‌های مناقشه سیاسی تبدیل شود.

پای قانون اختیارات جنگی کنگره در میان است

اما بخش مهم‌تر ماجرا به اختلاف میان دولت ترامپ و کنگره درباره اختیارات رئیس‌جمهور برای ادامه عملیات نظامی علیه ایران بازمی‌گردد.

بر اساس قانون اختیارات جنگی مصوب سال ۱۹۷۳، رئیس‌جمهور آمریکا در شرایطی که نیروهای این کشور وارد درگیری نظامی می‌شوند، موظف است عملیات را ظرف ۶۰ روز پایان دهد، مگر اینکه مجوز لازم را از کنگره دریافت کند.

منتقدان دولت ترامپ معتقدند کاخ سفید با استناد به آتش‌بس اعلام‌شده در ماه آوریل، تلاش می‌کند دوره نخست درگیری را پایان‌یافته تلقی کند و دور جدید عملیات را از نظر حقوقی یک مأموریت جداگانه معرفی کند. در این صورت، دولت می‌تواند استدلال کند که مهلت ۶۰ روزه مربوط به عملیات قبلی بوده و درگیری‌های جدید نیازمند محاسبه زمانی مستقل هستند.

این استدلال با مخالفت شماری از قانون‌گذاران مواجه شده است. توماس مَسی، نماینده جمهوری‌خواه کنتاکی، در انتقاد از این رویکرد گفت پنتاگون در حال وانمود کردن به وجود دو جنگ جداگانه است که تنها با یک آتش‌بس کوتاه از یکدیگر فاصله داشته‌اند.

در مقابل، منتقدان دولت معتقدند اگر درگیری جدید در واقع ادامه همان مناقشه نظامی باشد، تفکیک آن از عملیات قبلی می‌تواند به ابزاری برای دور زدن محدودیت‌های قانونی کنگره تبدیل شود.

کهنه‌سربازان؛ قربانیان پنهان تغییرات آماری؟

یکی دیگر از ابعاد مهم این مناقشه، پیامدهای احتمالی تغییر در سوابق نظامی است. سازمان‌های مدافع حقوق کهنه‌سربازان هشدار داده‌اند که نحوه ثبت نام عملیات و سوابق خدمت نظامیان می‌تواند در آینده بر دسترسی آنها به برخی خدمات و مزایا تأثیرگذار باشد.

جس فینوکان، کهنه‌سرباز نیروی هوایی و سخنگوی سازمان «کهنه‌سربازان عراق و افغانستان آمریکا»، هشدار داده است که پرونده دائمی خدمت نظامیان بر اساس عملیات‌هایی که در آنها حضور داشته‌اند ثبت می‌شود و هرگونه تغییر یا دستکاری در این سوابق می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای دریافت خدمات درمانی، سوابق افتخار و مزایای بازماندگان داشته باشد.

اگر این نگرانی‌ها درست باشد، موضوع دیگر صرفاً به اختلاف سیاسی بر سر نحوه نمایش آمار تلفات محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند مستقیماً بر حقوق نظامیان مجروح و خانواده‌های کشته‌شدگان نیز تأثیر بگذارد.

اختلافی که فراتر از حزب‌بندی سیاسی است

یکی از نکات قابل توجه در این ماجرا آن است که انتقادات تنها از سوی مخالفان دموکرات دولت ترامپ مطرح نشده است. حتی برخی چهره‌های جمهوری‌خواه نیز درباره نحوه برخورد دولت با آمار تلفات و اختیارات جنگی رئیس‌جمهور پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند.

در همین حال، کیرستن ژیلیبراند، سناتور دموکرات از نیویورک، تأکید کرده است که مردم آمریکا حق دارند درباره هزینه‌های انسانی جنگ اطلاعات واقعی داشته باشند.

این واکنش‌ها نشان می‌دهد مسئله شفافیت درباره تلفات جنگ می‌تواند به موضوعی فراتر از رقابت حزبی تبدیل شود. در واقع، بحث اصلی بر سر این است که دولت آمریکا تا چه اندازه می‌تواند در نحوه ارائه اطلاعات مربوط به جنگ، تلفات و هزینه‌های انسانی آن تغییر ایجاد کند، بدون آنکه با اتهام پنهان‌کاری مواجه شود.

جمع‌بندی؛ جنگی که آمار آن هم به میدان نبرد تبدیل شده است

مناقشه اخیر بر سر نحوه ثبت تلفات نظامیان آمریکایی در درگیری‌های مرتبط با ایران، نشان می‌دهد که جنگ تنها در میدان نظامی جریان ندارد؛ بلکه آمار، روایت و نحوه ارائه اطلاعات نیز به بخشی از نبرد سیاسی تبدیل شده است.

برای دولت ترامپ، تفکیک آماری تلفات می‌تواند بخشی از تلاش برای تعریف حقوقی و سیاسی عملیات‌های نظامی باشد؛ اما برای منتقدان، این اقدام نشانه‌ای از تلاش برای کوچک‌نمایی هزینه‌های واقعی جنگ و کاهش فشار افکار عمومی است.

در نهایت، فارغ از اینکه کدام روایت درباره انگیزه پنتاگون دقیق‌تر باشد، یک واقعیت غیرقابل انکار است: هرچه دولت‌ها در ارائه آمار جنگ شفاف‌تر باشند، امکان ارزیابی عملکرد آنها از سوی افکار عمومی و نهادهای نظارتی بیشتر خواهد بود.

اکنون پرسش اصلی در واشنگتن این است که آیا طبقه‌بندی جدید پنتاگون صرفاً یک تغییر اداری برای تفکیک عملیات‌های نظامی است یا بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر برای مدیریت سیاسی هزینه‌های جنگ و کاهش فشار کنگره بر دولت ترامپ؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند بر آینده مناقشه میان کاخ سفید و کنگره درباره اختیارات جنگی رئیس‌جمهور و همچنین میزان اعتماد افکار عمومی آمریکا به روایت رسمی دولت از جنگ تأثیر مستقیم بگذارد.

 

اخبار مرتبط
  • یک نشریه آمریکایی در گزارشی با استناد به دیدگاه شماری از فرماندهان و مقام‌های پیشین نظامی ایالات متحده، مدعی شده است که در صورت تشدید تقابل واشنگتن و تهران، گزینه‌های مورد بررسی پنتاگون بیش از آنکه بر اشغال گسترده متمرکز باشد، به عملیات‌های محدود، حملات ویژه و فشار بر نقاط راهبردی ایران معطوف خواهد بود.

  • درباره علت توقف حملات آمریکا به ایران بعد از دو هفته نقض آتش‌بس که با ارتکاب انواع جنایات جنگی در استان‌های جنوبی صورت گرفت، اظهارنظرهای مختلفی می‌شود.

  • در شرایطی که دولت دونالد ترامپ همچنان بر گزینه‌های فشار و تقابل علیه ایران تأکید دارد، داده‌های نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد جامعه آمریکا تمایل چندانی به ورود به یک جنگ تازه ندارد. بر اساس نتایج یک نظرسنجی، تنها یک‌سوم آمریکایی‌ها از اقدام نظامی علیه ایران حمایت می‌کنند و اکثریت مردم آمریکا مخالف آغاز جنگی جدید در خاورمیانه هستند؛ روندی که می‌تواند محدودیت‌های سیاسی داخلی کاخ سفید برای ادامه سیاست‌های تقابلی را افزایش دهد.

ارسال نظر