از ترامپ تا دموکرات‌ها؛ چرا اعراب آمریکایی تغییر موضع داده‌اند؟

حمایت بخشی از عرب‌های آمریکایی از ترامپ در سال۲۰۲۴ بیش از آنکه نشانه هم‌سویی با جمهوری‌خواهان باشد، تحت تأثیر نارضایتی از دولت بایدن و وعده‌های ترامپ درباره صلح و تغییر سیاست خارجی شکل گرفت.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
از ترامپ تا دموکرات‌ها؛ چرا اعراب آمریکایی تغییر موضع داده‌اند؟
صفحه سیاست-

تغییر گرایش سیاسی عرب‌های آمریکایی، یکی از تحولات قابل‌توجه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکاست؛ جامعه‌ای که بخشی از آن در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ به دونالد ترامپ رأی داد، اما اکنون نشانه‌های روشنی از نارضایتی از عملکرد دولت او بروز می‌دهد.

بر اساس نظرسنجی واشنگتن‌پست و دانشکده سیاست‌گذاری شار در دانشگاه جورج میسون که در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، ۵۸ درصد از رأی‌دهندگان ثبت‌نام‌شده عرب آمریکایی از دموکرات‌ها حمایت می‌کنند، درحالی‌که سهم جمهوری‌خواهان ۳۴ درصد است. این فاصله ۲۴ واحد درصدی نشان می‌دهد که دموکرات‌ها در حال حاضر در میان این گروه برتری قابل‌توجهی دارند.

اهمیت این تغییر فقط در جابه‌جایی حمایت از یک حزب به حزب دیگر نیست؛ بلکه در دلایل آن نهفته است: هزینه‌های زندگی، جنگ‌های خاورمیانه، سیاست آمریکا در قبال اسرائیل و احساس فاصله گرفتن بخشی از جامعه عرب‌تبار از حزب جمهوری‌خواه.

برای درک اهمیت این تغییر، باید به انتخابات ۲۰۲۴ بازگشت. در آن زمان، بخشی از رأی‌دهندگان عرب آمریکایی که از سیاست دولت جو بایدن در قبال جنگ غزه ناراضی بودند، به سمت دونالد ترامپ گرایش پیدا کردند. ترامپ توانست خود را به‌عنوان جایگزینی برای دموکرات‌ها معرفی کند و از نارضایتی این جامعه بهره ببرد.

طبق نظرسنجی مؤسسه عرب آمریکایی در اکتبر ۲۰۲۴، حمایت از ترامپ و کامالا هریس در میان رأی‌دهندگان عرب آمریکایی بسیار نزدیک بود؛ به‌ترتیب ۴۲ و ۴۱ درصد.

بااین‌حال، باید در مقایسه این ارقام با نظرسنجی جدید احتیاط کرد. نظرسنجی سال ۲۰۲۴ درباره انتخابات ریاست‌جمهوری بود، درحالی‌که نظرسنجی جدید ترجیحات رأی‌دهندگان برای انتخابات کنگره را می‌سنجد. بنابراین، نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام کسانی که در سال ۲۰۲۴ به ترامپ رأی دادند، اکنون به دموکرات‌ها پیوسته‌اند. آنچه داده‌ها نشان می‌دهند، تغییر فضای سیاسی این جامعه و برتری فعلی دموکرات‌ها در ترجیحات اعلام‌شده است.

وعده پایان جنگ‌ها؛ برگ برنده‌ای که به نقطه ضعف تبدیل شد

یکی از عوامل مهم موفقیت ترامپ در جذب بخشی از رأی‌دهندگان عرب آمریکایی در سال ۲۰۲۴، نارضایتی از سیاست دولت بایدن در قبال جنگ غزه بود. حمایت نظامی و دیپلماتیک واشنگتن از اسرائیل، بسیاری از رأی‌دهندگان عرب را از دموکرات‌ها دور کرد.

ترامپ نیز با تأکید بر پایان دادن به جنگ‌ها و برقراری صلح در خاورمیانه تلاش کرد از این نارضایتی بهره ببرد. وعده‌های او برای کاهش درگیری‌ها، برای بخشی از رأی‌دهندگانی که از سیاست خارجی دولت بایدن ناامید شده بودند، جذابیت داشت.

اما بر اساس نظرسنجی جدید واشنگتن‌پست و دانشکده شار، حدود ۸۰ درصد از رأی‌دهندگان عرب آمریکایی از نحوه مدیریت ترامپ در قبال اسرائیل و غزه ناراضی‌اند. همچنین، ۷۵ درصد از عملکرد او درباره ایران ابراز نارضایتی کرده‌اند.

این ارقام نشان می‌دهد که برای بخش بزرگی از این رأی‌دهندگان، سیاست خارجی آمریکا صرفاً موضوعی دور از زندگی روزمره نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش اعتبار وعده‌های رئیس‌جمهور است.

ترامپ در سال ۲۰۲۴ توانست بخشی از رأی‌دهندگان ناراضی از دموکرات‌ها را به خود جذب کند. اما اکنون، اگر همان رأی‌دهندگان احساس کنند سیاست‌های دولت جدید نیز با خواسته‌هایشان فاصله دارد، حمایت انتخاباتی آنها تضمین‌شده نخواهد بود.

اقتصاد؛ عاملی که نارضایتی را گسترده‌تر می‌کند

دومین عامل مهم، وضعیت اقتصادی و افزایش هزینه‌های زندگی است. طبق گزارش واشنگتن‌پست در اکتبر ۲۰۲۶، حدود هفت نفر از هر ده رأی‌دهنده عرب آمریکایی از عملکرد اقتصادی ترامپ ناراضی‌اند.

افزایش هزینه‌های سوخت و مواد غذایی و نگرانی درباره قدرت خرید خانوارها، به موضوعاتی تعیین‌کننده در آستانه انتخابات تبدیل شده‌اند. گزارش یادشده همچنین به تأثیر تعرفه‌های تجاری و جنگ با ایران بر فشارهای اقتصادی اشاره می‌کند.

این مسئله از منظر انتخاباتی اهمیت ویژه‌ای دارد. رأی‌دهندگان ممکن است به دلایل مختلفی از یک نامزد حمایت کنند، اما هزینه‌های زندگی مستقیماً بر بودجه خانوار، اجاره مسکن، خرید مواد غذایی و برنامه‌ریزی اقتصادی آنها تأثیر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، وعده‌های سیاسی زمانی اعتبار خود را حفظ می‌کنند که با بهبود ملموس زندگی روزمره همراه باشند. نارضایتی اقتصادی می‌تواند فاصله میان بخشی از رأی‌دهندگان عرب آمریکایی و دولت ترامپ را عمیق‌تر کند؛ به‌خصوص در شرایطی که سیاست خارجی نیز انتظارات آنها را برآورده نکرده است.

اسرائیل و غزه؛ شکافی عمیق‌تر از اختلاف بر سر یک تصمیم

سیاست آمریکا در قبال اسرائیل و جنگ غزه، یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده نگرش سیاسی بسیاری از عرب‌های آمریکایی است. برای بخش قابل‌توجهی از این جامعه، حمایت نظامی و دیپلماتیک واشنگتن از اسرائیل صرفاً یک موضوع سیاست خارجی نیست؛ بلکه با مسئله فلسطین، تلفات غیرنظامیان و مسئولیت دولت آمریکا ارتباط دارد.

طبق نظرسنجی مورد استناد واشنگتن‌پست، حدود هشت نفر از هر ده رأی‌دهنده عرب آمریکایی خواهان کاهش کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل هستند. نزدیک به شش نفر از هر ده نفر نیز خواستار توقف کامل این کمک‌ها شده‌اند.

این ارقام نشان می‌دهد که نارضایتی از سیاست آمریکا در قبال اسرائیل، محدود به مخالفت با یک اقدام یا تصمیم مشخص نیست و می‌تواند به مطالبه‌ای گسترده‌تر درباره نحوه تخصیص منابع و اولویت‌های سیاست خارجی تبدیل شود.

بااین‌حال، نباید جامعه عرب آمریکایی را یک مجموعه کاملاً یکدست در نظر گرفت. گرایش‌های سیاسی، دیدگاه‌های مذهبی، موقعیت اقتصادی و اولویت‌های نسلی در این جامعه متفاوت‌ هستند. مسئله فلسطین برای بسیاری اهمیت بالایی دارد، اما لزوماً تنها عامل تعیین‌کننده رأی آنها نیست.

چرا بخشی از عرب‌های آمریکایی از جمهوری‌خواهان فاصله می‌گیرند؟

عامل دیگر، برداشت بخشی از عرب‌های آمریکایی از فضای سیاسی و اجتماعی حزب جمهوری‌خواه است. بر اساس گزارش یادشده، حدود نیمی از رأی‌دهندگان عرب آمریکایی معتقدند حزب جمهوری‌خواه نسبت به آنها رویکرد دوستانه‌ای ندارد. این ارزیابی درباره خود ترامپ به حدود ۶۰ درصد می‌رسد.

چنین برداشتی می‌تواند پیامدهای انتخاباتی داشته باشد؛ زیرا رأی‌دهندگان تنها سیاست‌های اقتصادی و خارجی را ارزیابی نمی‌کنند، بلکه به این موضوع نیز توجه دارند که آیا یک حزب آنها را بخشی پذیرفته‌شده از جامعه آمریکا می‌داند یا خیر.

در مقابل، دموکرات‌ها نیز از حمایت بی‌قیدوشرط برخوردار نیستند. بخشی از عرب‌های آمریکایی همچنان از عملکرد دولت بایدن در قبال غزه ناراضی‌ هستند و اعتمادشان به دموکرات‌ها نیز آسیب دیده است.

بنابراین، افزایش حمایت از دموکرات‌ها را نباید لزوماً نشانه بازگشت کامل اعتماد به این حزب دانست. این تغییر ممکن است بیشتر حاصل نارضایتی از جمهوری‌خواهان و ارزیابی مقایسه‌ای میان دو گزینه انتخاباتی باشد.

چرا میشیگان اهمیت ویژه‌ای دارد؟

اهمیت این تحول در ایالت میشیگان بیش از بسیاری از مناطق دیگر آمریکاست. میشیگان یکی از ایالت‌های رقابتی در انتخابات فدرال است و جمعیت قابل‌توجهی از شهروندان عرب‌تبار و مسلمان را در خود جای داده است.

در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴، رأی‌دهندگان ناراضی از سیاست آمریکا در قبال غزه در این ایالت نقش مهمی در فضای سیاسی داشتند. نتیجه آن انتخابات نشان داد که حتی گروه‌هایی که از نظر جمعیتی اقلیت‌ هستند، در شرایط رقابت نزدیک می‌توانند بر نتیجه نهایی اثر بگذارند.

در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ نیز رقابت بر سر کرسی‌های کنگره می‌تواند اهمیت این جامعه را افزایش دهد. در گزارش الجزیره، رقابت عبدالرحمن السید، نامزد دموکرات، با مایک راجرز، نامزد جمهوری‌خواه، برای کرسی سنای میشیگان از جمله رقابت‌های مهم معرفی شده است.

البته میزان اثرگذاری رأی‌دهندگان عرب آمریکایی به پراکندگی جغرافیایی آنها، مشارکت انتخاباتی، میزان رقابت هر حوزه و اولویت‌های سایر گروه‌های رأی‌دهنده بستگی دارد. بنابراین، نمی‌توان نتیجه یک رقابت را صرفاً به رأی این جامعه وابسته دانست.

نتیجه

برآیند این تحولات نشان می‌دهد که حمایت بخشی از عرب‌های آمریکایی از ترامپ در سال ۲۰۲۴، بیش از آنکه نشانه هم‌سویی پایدار با جمهوری‌خواهان باشد، تحت تأثیر نارضایتی از دولت بایدن و وعده‌های ترامپ درباره صلح و تغییر سیاست خارجی شکل گرفت.

اکنون، نارضایتی از هزینه‌های زندگی، ادامه تنش‌های منطقه‌ای، سیاست واشنگتن در قبال اسرائیل و احساس فاصله اجتماعی با جمهوری‌خواهان، بخشی از این حمایت را تضعیف کرده است. بااین‌حال، افزایش حمایت از دموکرات‌ها به معنای حل اختلافات این جامعه با آن حزب نیست. دموکرات‌ها نیز باید نشان دهند که سیاستشان در قبال غزه، اسرائیل و خاورمیانه با انتظارات رأی‌دهندگان ناراضی فاصله کمتری دارد. نکته اصلی این است: رأی‌دهندگان عرب آمریکایی لزوماً از ترامپ به دموکرات‌ها نچرخیده‌اند چون ناگهان به دموکرات‌ها اعتماد کرده‌اند؛ بلکه بخشی از آنها به این نتیجه رسیده‌اند که وعده‌های ترامپ نیز نتوانسته انتظاراتشان را برآورده کند.

در نهایت، انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر ۲۰۲۶ آزمونی برای هر دو حزب خواهد بود: جمهوری‌خواهان باید نشان دهند که می‌توانند حمایت بخشی از رأی‌دهندگان ناراضی را دوباره به دست آورند و دموکرات‌ها باید ثابت کنند که افزایش حمایت فعلی از آنها، فرصتی موقت و اعتراضی نیست.

اخبار مرتبط
  • بانک آو امریکا همچنان رسیدن قیمت طلا به ۵۰۰۰ دلار در هر اونس در سال ۲۰۲۷ را محتمل می‌داند، اما هشدار داده است که بازار طلا در ماه‌های پیش‌رو ممکن است تحت تأثیر افزایش قیمت انرژی، نرخ بهره و تقویت دلار با فشار و نوسان بیشتری مواجه شود.

  • وزیر انرژی آمریکا مدعی شد نیروهای دریایی این کشور تا هر زمان که نیاز باشد در منطقه خلیج فارس باقی خواهند ماند؛ ادعایی که همزمان با ادامه تنش‌ها در منطقه و تحولات مربوط به تنگه هرمز مطرح شده است.

  • در حالی که پیش‌بینی‌ها از افزایش ۸۳ هزار نفری اشتغال در ایالات متحده حکایت داشت، اقتصاد این کشور در ماه ژوئیه به‌طور غیرمنتظره شاهد حذف ۲۳ هزار شغل بود؛ این تحول همزمان با کاهش نرخ بیکاری به ۴.۱ درصد، چالش‌های جدیدی را پیش روی فدرال رزرو برای تصمیم‌گیری درباره نرخ بهره قرار داده است.

ارسال نظر