اعراب در تله آمریکا و اسرائیل | آتشی که دامن خودشان را گرفت

شیوخ خلیج فارس برای تضعیف ایران با آمریکا و اسرائیل هم‌مسیر شدند، اما حالا امنیت، صادرات انرژی و سرمایه‌گذاری‌های چند میلیاردی‌شان زیر سایه جنگ قرار گرفته است؛ آنها در بازی‌ای شریک شدند که قرار بود ایران را تضعیف کند، اما هزینه‌اش به منافع خودشان رسیده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
اعراب در تله آمریکا و اسرائیل | آتشی که دامن خودشان را گرفت
صفحه سیاست-

منافع اصلی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در برقراری امنیت، تداوم صادرات نفت و گاز و محصولات پتروشیمی، حفظ مسیرهای حمل‌ونقل و استمرار فعالیت شبکه‌های تجاری و مالی قرار دارد. کشورهایی مانند امارات و قطر سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در حوزه تجارت، خطوط هوایی، حمل‌ونقل و خدمات مالی انجام داده‌اند و ثبات منطقه برای تداوم این فعالیت‌ها اهمیت دارد.

دبی به‌عنوان یکی از مراکز تجاری منطقه، برای حفظ جایگاه خود به امنیت و استمرار پروازهای بین‌المللی وابسته است. قطر نیز در حوزه انرژی و صادرات گاز، جایگاه مهمی در بازار جهانی دارد. از این رو، گسترش درگیری‌های نظامی و تهدید زیرساخت‌های اقتصادی می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای این کشورها به همراه داشته باشد.

کشورهای عربی که در مقاطعی از سیاست‌های آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت کرده‌اند، اکنون با پیامدهای امنیتی و اقتصادی تشدید تنش‌ها روبه‌رو هستند.

سقوط بشار اسد چگونه موازنه قدرت منطقه را تغییر داد؟

سقوط دولت بشار اسد در سوریه، یکی از تحولات مهم در معادلات غرب آسیا بود. سوریه به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در همسایگی فلسطین اشغالی و ارتباط با لبنان، جایگاهی راهبردی در معادلات منطقه‌ای داشت. حضور نیروهای همسو با ایران در این کشور نیز بخشی از شرایط امنیتی پیرامون اسرائیل را شکل می‌داد.

دولت بشار اسد یکی از عوامل مؤثر بر موازنه قدرت میان ایران و اسرائیل بود و تغییر وضعیت سوریه، شرایط راهبردی منطقه را دگرگون کرد. بر همین اساس، سقوط دمشق می‌توانست زمینه را برای افزایش آزادی عمل اسرائیل و تشدید فشارهای نظامی علیه ایران فراهم کند.

سقوط دولت سوریه تنها به معنای تغییر حکومت در یک کشور نبود، بلکه تحولی بود که می‌توانست بر روابط ایران با همسایگان، امنیت مرزهای منطقه و معادلات بازدارندگی تأثیر بگذارد.

اعراب در تله آمریکا و اسرائیل | آتشی که دامن خودشان را گرفت

حمایت از سرنگونی بشار اسد؛ محاسبه‌ای با پیامدهای منطقه‌ای

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که از مخالفان مسلح دولت بشار اسد حمایت کردند، در پی تغییر معادلات سیاسی سوریه و کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران بودند. این حمایت‌ها، شامل تأمین مالی، تهیه تجهیزات و پشتیبانی از گروه‌های مسلح مخالف دولت سوریه می‌شد و یکی از خطاهای محاسباتی حامیان منطقه‌ای سقوط بشار اسد، تمرکز بر پیامدهای کوتاه‌مدت این تحول بود. آنها تصور می‌کردند تضعیف دولت سوریه به کاهش جایگاه ایران در منطقه منجر می‌شود و می‌توانند از این طریق شرایط را برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی ایران فراهم کنند.

با این حال، پیامدهای تغییر موازنه قدرت به سوریه محدود نماند. افزایش تنش‌های منطقه‌ای و گسترش دامنه رویارویی نظامی، امنیت کشورهای عربی و زیرساخت‌های اقتصادی آنها را نیز تحت تأثیر قرار داد.

سیاستی که با هدف تضعیف یک رقیب منطقه‌ای دنبال شد، به شکل‌گیری شرایطی منجر شد که هزینه‌های آن به حامیان همان سیاست نیز تحمیل شد.

جنگ منطقه‌ای و تهدید زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس

تشدید درگیری‌ها میان ایران، آمریکا و اسرائیل نشان داده است که پیامدهای جنگ می‌تواند از میدان اصلی نبرد فراتر برود و زیرساخت‌های اقتصادی کشورهای منطقه را نیز درگیر کند.

در جریان جنگ ۴۰ روزه، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از جمله بحرین، قطر، امارات و کویت، با تهدیدهای امنیتی روبه‌رو شدند. این تحولات نشان داد کشورهایی که در اقدامات خصمانه علیه ایران با آمریکا و اسرائیل همراهی می‌کنند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند که در صورت گسترش جنگ، زیرساخت‌های آنها از پیامدهای درگیری مصون بماند.

در نمونه‌ای دیگر، پس از حمله به تأسیسات عسلویه، پالایشگاه رأس لفان قطر هدف قرار گرفت؛ تأسیساتی که در تأمین انرژی جهان اهمیت دارد. این رویداد، اهمیت زیرساخت‌های انرژی در معادلات جنگ منطقه‌ای را برجسته کرد.

عربستان سعودی نیز با پیامدهای درگیری‌های مرتبط با یمن روبه‌رو بوده است. کاهش شدید صادرات نفت این کشور و از کار افتادن هشت فرودگاه از میان ۱۰ فرودگاه مهم آن، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی قابل توجهی بر حکومت سعودی تحمیل کرده است. این وضعیت در کنار تهدیدهای امنیتی علیه مسیرهای صادراتی، می‌تواند بر منافع راهبردی ریاض اثر بگذارد.

عربستان، یمن و هزینه‌های امنیتی منطقه

عربستان سعودی نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و نقش خود در تحولات منطقه و درگیری با یمن، از پیامدهای درگیری‌های امنیتی مصون نمانده است.

افزایش هزینه‌های امنیتی و احتمال آسیب به زیرساخت‌های انرژی، از جمله عواملی است که می‌تواند بر محاسبات اقتصادی و سیاسی ریاض اثر بگذارد. این شرایط بار دیگر اهمیت ثبات منطقه‌ای را برای کشورهایی برجسته می‌کند که برنامه‌های اقتصادی خود را بر پایه صادرات انرژی، جذب سرمایه‌گذاری و گسترش تجارت بین‌المللی بنا کرده‌اند.

چرا سیاست‌های ضدایرانی به زیان کشورهای عربی تمام می‌شود؟

یکی از خطاهای اصلی حکام عرب این بود که پیامدهای سقوط دولت سوریه را تنها از زاویه تضعیف ایران ارزیابی کردند و به آثار آن بر امنیت منطقه‌ای و منافع اقتصادی خود توجه نکردند. آنها تصور می‌کردند تغییر موازنه قدرت به سود آمریکا و اسرائیل، موقعیت خودشان را نیز تقویت خواهد کرد؛ اما گسترش تنش‌ها نشان داد که بی‌ثباتی منطقه‌ای می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس داشته باشد.

ایران کشوری با ظرفیت‌های انسانی، دفاعی و راهبردی قابل توجه است و در برابر اقداماتی که آنها را تهدید علیه امنیت خود می‌داند، واکنش نشان می‌دهد. از این منظر، همراهی با آمریکا و اسرائیل در اقدامات علیه ایران می‌تواند کشورهای منطقه را نیز در معرض پیامدهای رویارویی نظامی قرار دهد.

چرا کشورهای عربی باید در محاسبات منطقه‌ای بازنگری کنند؟

امنیت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از امنیت سایر کشورهای منطقه جدا نیست. همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی و حمایت از سیاست‌های جنگ‌طلبانه آن‌ها که به افزایش تنش منجر می‌شود، می‌تواند در کوتاه‌مدت با برخی اهداف سیاسی همسو باشد، اما پیامدهای بلندمدت آن ممکن است منافع اقتصادی و امنیتی همین کشورها را تحت تأثیر قرار دهد.

حمایت از سقوط بشار اسد بدون توجه به پیامدهای تغییر موازنه قدرت، محاسبه‌ای بود که آثار آن از مرزهای سوریه فراتر رفت. تحولات بعدی نشان داد که هرگونه تشدید رویارویی میان ایران، آمریکا و اسرائیل می‌تواند کشورهای عربی را نیز در معرض فشارهای امنیتی و اقتصادی قرار دهد.

برخی جریان‌های سلفی و تکفیری در داخل ایران برای جمع‌آوری کمک مالی در پی کمک به گروه‌های مسلح فعال در سوریه هستند، البته نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران، از جمله وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با بخشی از این اقدامات مقابله کرده‌اند؛ حفظ امنیت خلیج فارس، تداوم صادرات انرژی و صیانت از سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، به تصمیم‌هایی وابسته است که آثار آنها تنها در کوتاه‌مدت سنجیده نشود.

منبع: ایمنا
اخبار مرتبط
  • تهران می‌گوید هرمز صرفاً یک آبراه نیست؛ امنیت آن بخشی از معادله امنیت منطقه است. از نگاه ایران، تا زمانی که شرایط امنیتی مورد نظر تهران تأمین نشده، عبور تعدادی نفتکش را نمی‌توان نشانه بازگشت وضعیت عادی دانست.

  • فکرش رو بکنید؛ بعد از چند دهه تکیه کشورهای عربی خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا، حالا یک جنگ باعث شده یک سؤال اساسی دوباره روی میز بیاد: آیا واقعاً می‌شه امنیت منطقه رو بدون در نظر گرفتن ایران تعریف کرد؟

  • تحولات نظامی و سیاسی دو سه هفته اخیر در منطقه، از جنوب لبنان و دریای سرخ تا عراق و مناسبات ایران و آمریکا، نشانه‌هایی از تغییر در برخی معادلات منطقه‌ای را آشکار کرده است؛ تحولاتی که در کنار یکدیگر می‌توانند بخشی از محاسبات جدید آمریکا و رژیم صهیونیستی را نشان دهند. با این حال، مجموعه این تحولات را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه قطعی یک تصمیم مشخص نظامی یا سیاسی دانست. آنچه اهمیت دارد، بررسی همزمان چند روند و ارزیابی سناریوهایی است که ممکن است در هفته‌های پیش‌رو بر فضای منطقه اثرگذار شوند.

ارسال نظر