صفحه سیاست گزارش می دهد؛

هرمز باز است، اما در اختیار ایران نیست؟ روایت واشنگتن در برابر راهبرد تهران

تهران می‌گوید هرمز صرفاً یک آبراه نیست؛ امنیت آن بخشی از معادله امنیت منطقه است. از نگاه ایران، تا زمانی که شرایط امنیتی مورد نظر تهران تأمین نشده، عبور تعدادی نفتکش را نمی‌توان نشانه بازگشت وضعیت عادی دانست.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
هرمز باز است، اما در اختیار ایران نیست؟ روایت واشنگتن در برابر راهبرد تهران
صفحه سیاست-

تنگه هرمز طی هفته‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین میدان‌های جنگ روایت‌ها میان ایران و آمریکا تبدیل شده است.

واشنگتن و رسانه‌های همسو با آن با برجسته کردن تصاویر عبور نفتکش‌ها تلاش می‌کنند این تصویر را تثبیت کنند که هرمز عملاً باز است، جریان انرژی بدون اختلال جدی ادامه دارد و ایران نتوانسته از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای اثرگذاری بر بازار انرژی استفاده کند.

اما موضع تهران اساساً بر مبنای چنین تعریفی از «باز بودن» شکل نگرفته است.

از نگاه ایران، هرمز زمانی واقعاً به وضعیت عادی بازمی‌گردد که امنیت، آزادی کشتیرانی و شرایط سیاسی ـ امنیتی مورد نظر تهران برقرار شده باشد؛ نه صرفاً زمانی که چند نفتکش از آن عبور کنند.

همین تفاوت، کلید فهم رفتار ایران است.

تهران الزاماً برای اعمال فشار بر رقبای خود نیازی ندارد که هر لحظه و به‌صورت رسمی اعلام کند «تنگه را بسته‌ایم». راهبرد ایران می‌تواند بر ایجاد یک وضعیت بازدارنده استوار باشد؛ وضعیتی که در آن طرف مقابل بداند امنیت انرژی منطقه بدون در نظر گرفتن منافع و ملاحظات ایران قابل تضمین نیست.

پیام تهران روشن است: هرمز بدون ایران قابل تعریف نیست

موضع ایران را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد:

امنیت هرمز یک خیابان یک‌طرفه نیست.

اگر از ایران انتظار می‌رود امنیت و آزادی عبور انرژی را بپذیرد، تهران نیز انتظار دارد امنیت خود و منافعش در معادله منطقه‌ای نادیده گرفته نشود.

در این چارچوب، ایران تلاش می‌کند یک معادله مشخص را به طرف مقابل تحمیل کند:

اگر امنیت ایران تهدید شود، نمی‌توان انتظار داشت که امنیت انرژی دیگران بدون هزینه و بدون تغییر باقی بماند.

این رویکرد با منطق بازدارندگی ایران در خلیج فارس نیز همخوان است؛ یعنی استفاده از موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های نظامی و سیاسی برای افزایش هزینه اقدام علیه تهران.

بنابراین، قدرت ایران در هرمز را نباید صرفاً با تعداد روزهایی که تنگه به‌طور کامل بسته می‌ماند سنجید.

میزان ریسک، هزینه بیمه، تغییر مسیر کشتیرانی، نگرانی بازار و رفتار دولت‌های مصرف‌کننده انرژی نیز بخشی از همین قدرت است.

تهران چرا بر «شرایط» بازگشایی تأکید می‌کند؟

6171352

در روایت رسمی ایران، مسئله هرمز صرفاً مسئله عبور نفتکش‌ها نیست.

تهران با طرح شروطی برای بازگشت وضعیت عادی، در واقع تلاش می‌کند نشان دهد تصمیم درباره سطح امنیت و دسترسی به هرمز صرفاً در اختیار آمریکا یا قدرت‌های خارجی نیست.

این موضع از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد.

اگر آمریکا بتواند با استقرار ناوهای جنگی و ایجاد ائتلاف دریایی اعلام کند که هرمز «باز» است، در آن صورت عملاً این پیام را منتقل کرده که امنیت آبراه را خودش تعریف می‌کند.

ایران با این برداشت مخالفت دارد.

از منظر تهران، امنیت خلیج فارس نمی‌تواند صرفاً توسط یک قدرت خارجی تعریف و تضمین شود؛ به‌خصوص در شرایطی که خود ایران در مرکز مناقشه امنیتی منطقه قرار دارد.

در نتیجه، تأکید تهران بر شروط بازگشایی را باید بخشی از تلاش برای بازتعریف قواعد امنیتی خلیج فارس دانست.

اهرم ایران فقط «بستن هرمز» نیست

یکی از مهم‌ترین نکات در فهم سیاست ایران این است که تهران نمی‌خواهد الزاماً تمام ظرفیت خود را به یک اقدام حداکثری تقلیل دهد.

«بستن هرمز» فقط یکی از گزینه‌های موجود در ذهن تحلیلگران است.

در مقابل، ایران می‌تواند از مجموعه‌ای از ابزارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی برای افزایش ریسک استفاده کند.

این تفاوت بسیار مهم است.

زیرا اگر تنها معیار قدرت ایران این باشد که آیا هرمز به‌طور کامل بسته شده یا نه، هر نفتکش عبوری می‌تواند به‌عنوان شکست تهران معرفی شود.

اما اگر معیار، تغییر محاسبات طرف مقابل باشد، معادله کاملاً متفاوت می‌شود.

وقتی کشتی‌ها با ریسک بیشتر حرکت می‌کنند، بیمه گران‌تر می‌شود، شرکت‌های کشتیرانی محتاط‌تر می‌شوند و دولت‌های بزرگ مصرف‌کننده انرژی مجبور به استفاده از ذخایر اضطراری می‌شوند، اینها همه متغیرهایی هستند که در محاسبات ایران اهمیت دارند.

پاسخ تهران به روایت «هرمز کاملاً باز است»

6174368

ایران در برابر روایت «هرمز باز است» می‌تواند یک پاسخ ساده داشته باشد:

باز بودن یک مسیر با عادی بودن آن یکسان نیست.

ممکن است نفتکش عبور کند؛ اما اگر هزینه این عبور افزایش یافته باشد، اگر شرکت بیمه ریسک بیشتری محاسبه کند و اگر بازار همچنان احتمال اختلال را در قیمت‌ها لحاظ کند، شرایط نسبت به دوران پیش از بحران تغییر کرده است.

در چنین وضعیتی، انتشار تصاویر نفتکش‌ها تنها بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد.

تصویر کامل‌تر را باید در رفتار بازار مشاهده کرد.

چرا آمریکا می‌خواهد روایت «هرمز باز است» را تثبیت کند؟

برای واشنگتن، مسئله صرفاً کشتیرانی نیست.

پذیرش این گزاره که ایران توانسته امنیت یا هزینه عبور از مهم‌ترین شاهراه انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد، به معنای پذیرفتن بخشی از اثرگذاری راهبرد تهران است.

به همین دلیل، طبیعی است که آمریکا بر استمرار جریان انرژی و عبور نفتکش‌ها تأکید کند.

اما تهران نیز تلاش می‌کند تعریف متفاوتی ارائه دهد:

اینکه چند نفتکش عبور می‌کنند، به این معنا نیست که ایران از اهرم ژئوپلیتیکی خود صرف‌نظر کرده است.

در واقع، تهران می‌تواند استدلال کند که معیار واقعی موفقیت یا شکست، نه تعداد کشتی‌های عبوری، بلکه میزان تغییر محاسبات اقتصادی و امنیتی طرف مقابل است.

ذخایر راهبردی؛ شاهدی بر تداوم نگرانی

یکی از نقاطی که در این مناقشه اهمیت پیدا می‌کند، رفتار دولت‌های بزرگ مصرف‌کننده انرژی است.

اگر وضعیت کاملاً عادی شده باشد، چرا دولت‌ها باید برای مدیریت بازار به ذخایر راهبردی متوسل شوند؟

استفاده از ذخایر اضطراری الزاماً به این معنا نیست که هرمز بسته است؛ اما نشان می‌دهد دولت‌های بزرگ هنوز احتمال اختلال در عرضه انرژی را جدی می‌گیرند.

از نگاه تهران، همین مسئله می‌تواند بخشی از استدلال ایران را تقویت کند:

بازار هنوز ریسک هرمز را از محاسبات خود حذف نکرده است.

مسیرهای جایگزین، اهرم ایران را از بین نمی‌برند

واشنگتن و متحدانش بر خطوط لوله و مسیرهای جایگزین تأکید می‌کنند.

این مسیرها می‌توانند بخشی از فشار را کاهش دهند، اما از نگاه ایران، وجود چند مسیر جایگزین به معنای حذف اهمیت هرمز نیست.

هرمز همچنان گلوگاه اصلی اتصال بخش مهمی از تولید انرژی خلیج فارس به بازار جهانی است.

به همین دلیل، ایران می‌تواند استدلال کند که حتی اگر بخشی از نفت از مسیرهای دیگر صادر شود، ریسک هرمز همچنان در محاسبات بازار باقی می‌ماند.

و همین، ارزش ژئوپلیتیکی تنگه را حفظ می‌کند.

ایران چه می‌خواهد ثابت کند؟

در نهایت، مسئله برای تهران فقط این نیست که آیا می‌تواند هرمز را ببندد یا نه.

پیام راهبردی ایران این است:

هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند امنیت انرژی منطقه را از امنیت ایران جدا کند.

این همان نقطه‌ای است که سیاست هرمز برای تهران از یک موضوع صرفاً دریایی فراتر می‌رود و به بخشی از راهبرد بازدارندگی تبدیل می‌شود.

ایران می‌خواهد به آمریکا و متحدانش نشان دهد که هزینه فشار علیه تهران می‌تواند به حوزه‌ای فراتر از میدان نظامی منتقل شود؛ یعنی بازار انرژی، حمل‌ونقل دریایی، بیمه و امنیت اقتصادی.

در چنین چارچوبی، هرمز برای ایران صرفاً یک «اهرم تهدید» نیست؛ یک ابزار چانه‌زنی راهبردی است.

هرمز باز است؛ اما روایت ایران چیز دیگری می‌گوید

در نهایت، پاسخ به پرسش نخست گزارش را باید در دو سطح داد.

اگر «باز بودن» به معنای امکان عبور برخی نفتکش‌ها باشد، می‌توان گفت هرمز به‌طور مطلق مسدود نیست.

اما اگر منظور از باز بودن، بازگشت کامل به شرایط عادی و حذف ریسک و هزینه ناشی از بحران باشد، پاسخ به این سادگی نیست.

موضع ایران نیز دقیقاً بر همین تفاوت بنا شده است.

تهران نمی‌گوید ارزش هرمز فقط زمانی آشکار می‌شود که هیچ کشتی‌ای از آن عبور نکند؛ بلکه استدلال می‌کند امنیت و ثبات این شاهراه انرژی بخشی از یک معادله سیاسی ـ امنیتی گسترده‌تر است.

بنابراین، عبور نفتکش‌ها را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه از دست رفتن اهرم ایران دانست.

از منظر راهبرد تهران، مسئله اصلی این است که آیا آمریکا و متحدانش می‌توانند امنیت هرمز را بدون در نظر گرفتن ایران تضمین کنند یا نه.

و تا زمانی که پاسخ بازار، بیمه‌گران، شرکت‌های کشتیرانی و دولت‌های مصرف‌کننده انرژی به این پرسش قطعی نشده باشد، نمی‌توان گفت معادله هرمز برای ایران پایان یافته است.

 

اخبار مرتبط
  • رفتار اخیر واشنگتن در قبال تهران نشان می‌دهد آمریکا همچنان تلاش می‌کند از ترکیب فشار نظامی، تحریم اقتصادی و تهدید سیاسی برای تغییر معادلات استفاده کند؛ اما تجربه تقابل چند دهه‌ای با ایران نشان داده است که افزایش فشار لزوماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست.

  • یک رسانه آمریکایی با بررسی تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز، پیشنهاد پذیرش سازوکاری برای دریافت عوارض یا حق عبور از سوی ایران را به‌عنوان یکی از کم‌هزینه‌ترین گزینه‌های واشنگتن برای پایان دادن به درگیری با تهران مطرح کرده است؛ پیشنهادی که اگرچه برای دولت ترامپ از نظر سیاسی سنگین است، اما می‌تواند نشانه‌ای از تغییر محاسبات آمریکا درباره قدرت ژئوپلیتیکی ایران در مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان باشد.

  • گزارش نیویورک‌تایمز از نزدیک شدن ایران و عمان به توافقی برای ازسرگیری تردد دریایی در تنگه هرمز، بار دیگر این آبراه راهبردی را به کانون تحولات سیاسی و اقتصادی جهان بازگردانده است. این توافق احتمالی می‌تواند بحران فوری دولت ترامپ درباره اختلال در کشتیرانی را کاهش دهد، اما همزمان نگرانی‌هایی درباره تثبیت نقش ایران در مدیریت یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان ایجاد کرده است.

ارسال نظر