صفحه سیاست گزارش می دهد؛

بحران یمن؛ چرا روایت «جنگ نیابتی ایران» واقعیت‌های میدان را پنهان می‌کند؟

تشدید دوباره درگیری‌ها در یمن و افزایش تنش میان انصارالله و ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی، بار دیگر پرونده نقش ایران در تحولات شبه‌جزیره عربستان را به صدر تحلیل‌های منطقه‌ای بازگردانده است. در حالی که تهران بر ضرورت حل‌وفصل سیاسی بحران و آمادگی برای تسهیل گفت‌وگو میان صنعا و ریاض تأکید می‌کند، تکرار اتهام «جنگ نیابتی» پرسشی اساسی را مطرح می‌سازد: آیا می‌توان تصمیمات نظامی و سیاسی انصارالله را صرفاً به اراده تهران نسبت داد، یا این روایت، ابزاری برای نادیده گرفتن ریشه‌های داخلی بحران و پیامدهای بیش از یک دهه مداخله نظامی در یمن است؟

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
بحران یمن؛ چرا روایت «جنگ نیابتی ایران» واقعیت‌های میدان را پنهان می‌کند؟
صفحه سیاست-

تحولات یمن بار دیگر نشان می‌دهد که بحران این کشور را نمی‌توان صرفاً در چارچوب رقابت ایران و عربستان تحلیل کرد. بیش از یک دهه درگیری، مداخله خارجی، محاصره و شکست تلاش‌های دیپلماتیک، شرایطی ایجاد کرده که هر تحول نظامی می‌تواند به موج تازه‌ای از تنش‌های منطقه‌ای منجر شود.

در این میان، یکی از روایت‌های پرتکرار درباره تحولات یمن، معرفی انصارالله به‌عنوان نیرویی است که تصمیمات نظامی خود را از تهران دریافت می‌کند. این برداشت، اگرچه بر روابط نزدیک سیاسی و نظامی ایران و انصارالله تکیه دارد، اما به‌تنهایی نمی‌تواند پیچیدگی ساختار قدرت در یمن و استقلال محاسبات این جنبش را توضیح دهد.

جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده است که انصارالله بازیگری برخاسته از تحولات داخلی یمن است و تصمیمات خود را بر اساس منافع و ملاحظاتش اتخاذ می‌کند. شماری از تحلیلگران و مراکز مطالعاتی بین‌المللی نیز در ارزیابی‌های خود، میان حمایت ایران از انصارالله و کنترل مستقیم تهران بر تصمیمات این جنبش تمایز قائل شده‌اند.

از این منظر، تقلیل بحران یمن به رقابت تهران و ریاض، نه‌تنها تصویر کاملی از واقعیت‌های میدانی ارائه نمی‌دهد، بلکه می‌تواند زمینه نادیده گرفتن عوامل اصلی تداوم جنگ را نیز فراهم کند.

سیاست «محاصره در برابر محاصره»؛ تشدید تنش در دریای سرخ

بر اساس متن اولیه، نیروهای یمنی ماه گذشته از اتخاذ سیاست «محاصره در برابر محاصره» خبر دادند و اعلام کردند تا زمان رفع کامل محاصره بنادر شرق یمن از سوی ائتلاف تحت رهبری عربستان، اجازه تجارت دریایی عربستان از مسیر دریای سرخ را نخواهند داد. آنان همچنین هشدار دادند که هرگونه حمله عربستان با واکنش متقابل روبه‌رو خواهد شد.

در ادامه این تحولات، متن اولیه از پیشروی نیروهای انصارالله در تعز، مأرب و سواحل باب‌المندب و تصرف بندر مخا و جزیره پریم خبر می‌دهد. همچنین به اعلام عملیات مشترک «سپیده‌دم یمن» از سوی عربستان و شورای ریاستی یمن مستقر در ریاض و حملات هوایی متعاقب آن اشاره شده است؛ حملاتی که بنا بر همین روایت، با واکنش موشکی نیروهای یمنی به اهدافی در عربستان همراه بوده است.

این تحولات، در صورت تأیید مستقل جزئیات میدانی، می‌تواند نشانه ورود بحران به مرحله‌ای حساس‌تر باشد؛ مرحله‌ای که در آن، فشار نظامی و اقدامات متقابل دریایی و موشکی، خطر گسترش درگیری را افزایش می‌دهد.

با این حال، برای ارزیابی دقیق شرایط باید میان گزارش تحولات نظامی، ادعاهای طرف‌های درگیر و اطلاعات تأییدشده تمایز قائل شد. به‌ویژه درباره تصرف مناطق راهبردی و جزایر مهم، تأیید مستقل اطلاعات برای ترسیم تصویری دقیق از وضعیت میدان ضروری است.

موضع ایران درباره بحران یمن؛ تأکید بر دیپلماسی و گفت‌وگو

در میانه افزایش تنش‌ها، مقام‌های ایرانی بر ضرورت بازگشت به مسیر سیاسی تأکید کرده‌اند. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری دوشنبه ۲۰ مهر اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران آماده کمک به حل‌وفصل بحران یمن از طریق گفت‌وگو است و برای تسهیل مذاکرات میان طرف‌ها از ظرفیت دیپلماتیک خود استفاده خواهد کرد.

بقائی با ابراز نگرانی از تشدید تنش‌ها در شبه‌جزیره عربستان، هشدار داد که ادامه درگیری‌ها می‌تواند به سود رژیم صهیونیستی تمام شود. او همچنین تأکید کرد که تهران خواهان تداوم جنگ میان دو کشور اسلامی نیست و از اجرای توافق‌ها و نقشه راه‌هایی که طرف‌های درگیر بر سر آنها به تفاهم رسیده‌اند، حمایت می‌کند.

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز در تماس تلفنی یکشنبه ۱۹ مهر با فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، درباره تشدید تنش‌ها ابراز نگرانی کرد. بر اساس گزارش وزارت امور خارجه، عراقچی تأکید کرد که اصرار بر راهکار نظامی و بی‌توجهی به مسیر سیاسی، وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند.

این مواضع نشان می‌دهد تهران در شرایط کنونی، دست‌کم در سطح اعلامی، بر استفاده از ابزارهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش بحران تأکید دارد. با این حال، میزان تأثیرگذاری چنین ابتکاراتی به اراده طرف‌های درگیر، پذیرش گفت‌وگو و آمادگی آنها برای عبور از مطالبات حداکثری وابسته است.

آیا انصارالله نیروی نیابتی ایران است؟ ارزیابی تحلیلگران بین‌المللی

یکی از محورهای اصلی مناقشه درباره بحران یمن، میزان استقلال انصارالله در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و نظامی است. رابطه نزدیک تهران و صنعا، به‌ویژه در حوزه‌های تسلیحاتی، فنی و اطلاعاتی، موضوعی است که در گزارش‌های مختلف به آن اشاره شده؛ اما این همکاری لزوماً به معنای فرماندهی مستقیم ایران بر عملیات انصارالله نیست.

دنی سیترینوویچ، پژوهشگر حوزه امنیت منطقه‌ای، در تحلیل‌های خود تأکید کرده است که رابطه ایران و انصارالله را نمی‌توان به الگوی سنتی رابطه حامی و کارفرما تقلیل داد. از نگاه او، انصارالله از اختیار قابل‌توجهی در تصمیم‌گیری برخوردار است و توان تهران برای دیکته کردن تصمیمات این جنبش محدود است.

پژوهشگاه مطالعات جنگ آمریکا نیز در ارزیابی خود از انصارالله، این جنبش را شریکی مستقل برای ایران توصیف کرده است؛ بازیگری که ممکن است حتی در برابر فشار احتمالی تهران برای توقف عملیات نظامی مقاومت کند. در این چارچوب، هم‌پوشانی منافع راهبردی ایران و انصارالله به معنای یکسان بودن تمام محاسبات و اولویت‌های آنها نیست.

ندوا الدوسری، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه، نیز در تحلیلی درباره سیاست آمریکا در قبال انصارالله نوشته است که این جنبش دیگر صرفاً یک بازیگر حاشیه‌ای در شبکه متحدان منطقه‌ای ایران نیست، بلکه به نیرویی با روابط منطقه‌ای و جاه‌طلبی‌های مستقل تبدیل شده است.

رادیو اروپای آزاد و برخی دیگر از منابع تحلیلی نیز با اشاره به پیوندهای نزدیک تهران و انصارالله، بر ضرورت تفکیک حمایت ایران از صدور دستور مستقیم برای عملیات نظامی تأکید کرده‌اند.

مجموع این ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که برای فهم رفتار انصارالله باید مجموعه‌ای از عوامل را در نظر گرفت: ریشه‌های داخلی جنبش، منافع سیاسی و امنیتی آن، تجربه بیش از یک دهه جنگ، روابط منطقه‌ای و همکاری با ایران. نادیده گرفتن هر یک از این عوامل، تحلیل بحران را به برداشتی ساده‌انگارانه نزدیک می‌کند.

جنگ یمن از سال ۲۰۱۵؛ ریشه‌های بحران کجاست؟

برای فهم تحولات امروز یمن، باید به آغاز مداخله نظامی ائتلاف تحت رهبری عربستان در مارس ۲۰۱۵ بازگشت. در آن مقطع، پس از پیشروی نیروهای انصارالله و متحدانشان به سمت عدن و خروج عبدالربه منصور هادی از یمن، عربستان عملیات نظامی «طوفان قاطع» را آغاز کرد.

ریاض هدف این عملیات را بازگرداندن دولت مورد حمایت خود و عقب راندن انصارالله از شهرهای اصلی اعلام کرده بود. این مداخله با مشارکت تعدادی از کشورهای عربی و حمایت تسلیحاتی، اطلاعاتی و لجستیکی قدرت‌های غربی همراه شد و منازعه داخلی یمن را وارد مرحله‌ای گسترده‌تر کرد.

بحران یمن البته پیش از آغاز عملیات نظامی عربستان نیز ریشه‌های سیاسی و اجتماعی داشت. خیزش سال ۲۰۱۱، بحران انتقال قدرت، ضعف نهادهای حکومتی و اختلاف میان جریان‌های سیاسی، زمینه بی‌ثباتی را فراهم کرده بود. از همین رو، توضیح تمام تحولات یمن صرفاً با ارجاع به رقابت ایران و عربستان، بخش مهمی از تاریخ داخلی این کشور را نادیده می‌گیرد.

در سال‌های بعد، روایت وابستگی انصارالله به ایران به یکی از محورهای توجیه سیاسی مداخله خارجی تبدیل شد. این روایت با تأکید بر نفوذ منطقه‌ای تهران، مسئله یمن را از یک بحران چندلایه داخلی و منطقه‌ای به بخشی از رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل کرد.

با این حال، پذیرش نقش ایران در حمایت از انصارالله و بررسی میزان این حمایت، با نسبت دادن تمام تصمیمات این جنبش به تهران یکسان نیست. تحلیل دقیق باید میان این دو موضوع تمایز بگذارد و سهم هر یک از بازیگران را بر اساس شواهد مشخص ارزیابی کند.

شکست مذاکرات صلح یمن؛ چرا توافق‌ها به نتیجه نرسیدند؟

در طول بیش از یک دهه گذشته، تلاش‌های متعددی برای پایان دادن به جنگ یمن انجام شده است؛ اما اختلاف بر سر ساختار قدرت، کنترل مناطق راهبردی، ترتیبات امنیتی، خلع سلاح و نقش بازیگران خارجی، مانع دستیابی به توافقی پایدار شده است.

مذاکرات ژنو و مسقط در سال‌های نخست جنگ و گفت‌وگوهای کویت در سال ۲۰۱۶، از جمله تلاش‌هایی بودند که نتوانستند اختلافات اساسی طرف‌ها را برطرف کنند. یکی از محورهای اختلاف، مطالبه عقب‌نشینی انصارالله از صنعا و دیگر مناطق کلیدی بود؛ درخواستی که با مخالفت این جنبش روبه‌رو شد.

در دسامبر ۲۰۱۸، توافق استکهلم با هدف کاهش تنش در الحدیده، تبادل اسرا و ایجاد سازوکارهایی برای کاهش درگیری‌ها در تعز به دست آمد. این توافق توانست از تشدید فوری نبرد بر سر بندر راهبردی الحدیده جلوگیری کند، اما اجرای بخش مهمی از مفاد آن با دشواری روبه‌رو شد.

در آوریل ۲۰۲۲ نیز آتش‌بسی با میانجی‌گری سازمان ملل برقرار شد که چند بار تمدید شد، اما در اکتبر همان سال به پایان رسید. پس از آن، تماس‌های دیپلماتیک و مذاکرات منطقه‌ای ادامه یافت، ولی اختلافات اساسی همچنان مانع شکل‌گیری یک توافق جامع سیاسی شد.

تجربه این مذاکرات نشان می‌دهد که توقف موقت درگیری‌ها، بدون توافق بر سر آینده سیاسی یمن و سازوکارهای تضمین اجرای تعهدات، نمی‌تواند به‌تنهایی صلح پایدار ایجاد کند. هر ابتکار جدید باید علاوه بر کاهش فوری خشونت، به مسائل بنیادین تقسیم قدرت، امنیت و مشارکت جریان‌های یمنی نیز بپردازد.

اتهام‌زنی به ایران؛ راهی برای فرار از مسئولیت جنگ؟

تکرار اتهام جنگ نیابتی، یکی از ویژگی‌های ثابت روایت سیاسی درباره بحران یمن بوده است. عربستان و برخی متحدانش بارها بر نقش ایران در حمایت از انصارالله تأکید کرده‌اند؛ در مقابل، تهران ضمن رد اتهام فرماندهی مستقیم بر این جنبش، بر ضرورت حل بحران در چارچوب گفت‌وگوهای یمنی ـ یمنی تأکید دارد.

از منظر تحلیلی، مسئله اصلی این نیست که آیا ایران و انصارالله با یکدیگر همکاری دارند؛ بلکه پرسش این است که این همکاری تا چه اندازه بر تصمیمات مستقل انصارالله اثر می‌گذارد و چه نسبتی با ریشه‌های داخلی منازعه دارد.

اگر همه تحولات یمن به تصمیمات تهران نسبت داده شود، مسئولیت دیگر بازیگران در تشدید درگیری‌ها، پیامدهای مداخله نظامی و شکست روندهای سیاسی به حاشیه می‌رود. در چنین شرایطی، روایت «جنگ نیابتی» می‌تواند به جای آنکه ابزاری برای شناخت بحران باشد، به چارچوبی برای توجیه سیاست‌های پیشین تبدیل شود.

در عین حال، نادیده گرفتن حمایت‌های ایران یا تأثیر روابط منطقه‌ای بر توانمندی‌های انصارالله نیز تصویری ناقص ارائه می‌دهد. تحلیل واقع‌بینانه مستلزم بررسی هم‌زمان روابط خارجی، ظرفیت‌های بومی، انگیزه‌های داخلی و محاسبات مستقل این جنبش است.

آینده بحران یمن؛ ضرورت بازگشت به راه‌حل سیاسی

تشدید درگیری‌ها در یمن بار دیگر نشان می‌دهد که تداوم رویکرد نظامی، بدون دستیابی به تفاهم سیاسی، خطر گسترش ناامنی در دریای سرخ و شبه‌جزیره عربستان را افزایش می‌دهد. ادامه حملات و اقدامات متقابل می‌تواند هزینه‌های انسانی و اقتصادی جنگ را بیشتر کند و مسیر دستیابی به توافق را دشوارتر سازد.

در چنین شرایطی، ابتکارات دیپلماتیک منطقه‌ای و تلاش برای برقراری گفت‌وگو میان صنعا و ریاض می‌تواند بخشی از مسیر کاهش تنش باشد؛ مشروط بر آنکه طرف‌ها از تبدیل مذاکرات به ابزاری برای تحمیل خواسته‌های حداکثری خودداری کنند.

برای ایران نیز تأکید بر راه‌حل سیاسی زمانی می‌تواند به کاهش تنش کمک کند که با حمایت از سازوکارهای عملی گفت‌وگو و تلاش برای ایجاد زمینه تفاهم همراه شود. در مقابل، عربستان و دیگر بازیگران مؤثر نیز باید پیامدهای راهبرد نظامی و ضرورت یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ را در محاسبات خود لحاظ کنند.

بحران یمن با برچسب‌زنی و نسبت دادن تمام تصمیمات یک بازیگر به قدرتی دیگر حل نخواهد شد. دستیابی به صلح پایدار، مستلزم پذیرش پیچیدگی‌های سیاسی یمن، توجه به مطالبات و منافع جریان‌های داخلی و شکل‌گیری توافقی است که امکان اجرای واقعی آن وجود داشته باشد.

جمع‌بندی آنکه، روایت «جنگ نیابتی ایران» به‌تنهایی نه توضیحی جامع برای تحولات یمن است و نه راهکاری برای پایان دادن به آن. مسیر خروج از بحران، بیش از هر چیز، از کاهش تنش نظامی، پذیرش واقعیت‌های میدانی و بازگشت به مذاکراتی می‌گذرد که آینده سیاسی یمن را بر پایه توافقی فراگیر و پایدار تعریف کند.

 

اخبار مرتبط
  • تحولات میدانی در استان تعز یمن بار دیگر این جبهه را به یکی از کانون‌های مهم تحولات منطقه تبدیل کرده است. گزارش‌های منتشرشده از درگیری‌های شدید میان نیروهای انصارالله و نیروهای وابسته به دولت مستعفی یمن و همچنین تلاش برای نزدیک شدن به بندر المخا حکایت دارد؛ تحولاتی که در صورت تثبیت می‌تواند فراتر از تغییرات میدانی در تعز، بر معادلات دریای سرخ و تنگه راهبردی باب‌المندب نیز اثر بگذارد. در این میان، عربستان با یک انتخاب دشوار روبه‌روست: تشدید مداخله نظامی یا حرکت به سمت مذاکره با انصارالله.

  • اعلام نتایج یک ماه عملیات نظامی نیروهای مسلح یمن علیه منافع و مواضع عربستان سعودی، همزمان با افزایش سطح مطالبات سیاسی صنعاء، از احتمال ورود تقابل دو طرف به مرحله‌ای تازه حکایت دارد؛ مرحله‌ای که در صورت تحقق، می‌تواند دامنه درگیری را از فشار دریایی و حملات دوربرد به زیرساخت‌های راهبردی عربستان، به جبهه‌های زمینی در مرزهای جنوبی این کشور بکشاند.

  • تشدید حملات هوایی عربستان به یمن و گزارش‌ها از حملات موشکی و پهپادی نیروهای یمنی به اهدافی در عمق خاک سعودی، هم‌زمان با افزایش تهدیدهای متقابل علیه زیرساخت‌های نفتی و فرودگاه‌ها، ابعاد تازه‌ای به درگیری‌ها داده است. هدف قرار گرفتن ساختمان اداری آرامکو در ظهران، انفجارهای گزارش‌شده در الخرج، تعلیق پروازهای قطر به مقصد ریاض و الدمام و اعزام تجهیزات پدافندی انگلیس به عربستان، از مهم‌ترین تحولات این تقابل است.

ارسال نظر