تنش میان عربستان سعودی و نیروهای مستقر در صنعاء بار دیگر وارد مرحلهای حساس شده است. بیانیه اخیر یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، تنها گزارشی از عملکرد نظامی یک ماه گذشته نبود؛ بلکه در کنار تشریح عملیات انجامشده، حاوی پیام سیاسی و نظامی مشخصی برای ریاض بود: صنعاء خود را برای افزایش سطح فشار آماده میکند.
روزنامه لبنانی «الاخبار» در تحلیلی درباره تحولات اخیر، اعلام نتایج چهار هفته عملیات یمنیها را نشانه آمادگی برای ورود به «مرحله دوم» تشدید تنش دریایی و هوایی علیه عربستان ارزیابی کرده است. بر اساس این تحلیل، نیروهای صنعاء در مرحله نخست تلاش کردهاند چند معادله نظامی جدید را تثبیت کنند؛ معادلاتی که اکنون میتواند مبنای مرحله بعدی تقابل قرار گیرد.
سه معادله نظامی یمن در برابر عربستان
نخستین معادله، «محاصره در برابر محاصره» است؛ به این معنا که فشار بر مسیرهای دریایی مورد استفاده عربستان، از دریای سرخ تا خلیج عدن و دریای عرب امتداد یافته است.
دومین معادله، هدف قرار دادن مراکز تجمع و استقرار نیروهای سعودی در نقاط مختلف یمن است. سومین و شاید مهمترین معادله نیز «بازدارندگی و پاسخ مستقیم» عنوان شده؛ رویکردی که بر اساس آن، نقض حریم هوایی یمن با حمله به اهداف و زیرساختهای راهبردی در عمق خاک عربستان پاسخ داده میشود.
در همین چارچوب، یحیی سریع مدعی شده است که نیروهای یمنی طی یک ماه گذشته هشت کشتی نفتی سعودی را هدف قرار دادهاند و مانع عبور ۴۸ کشتی نفتی دیگر شدهاند. همچنین به گفته او، حملات موشکی و پهپادی به مناطق مختلفی از جنوب و شرق عربستان انجام شده است.
فارغ از صحت و میزان خسارات اعلامشده از سوی هر طرف، اهمیت این ادعاها در آن است که نشان میدهد میدان تقابل از جغرافیای یمن عبور کرده و مستقیماً به زیرساختهای اقتصادی و مسیرهای حیاتی عربستان گره خورده است.
آرامکو و زیرساخت انرژی؛ نقطه حساس تقابل
یکی از مهمترین بخشهای بیانیه صنعاء، ادعای هدف قرار گرفتن تأسیسات شرکت نفتی آرامکو در مناطق جنوبی و شرقی عربستان است. یحیی سریع همچنین از حملات به ینبع، نجران، جیزان و ابها و هدف قرار گرفتن مسیرهای انتقال سوخت خبر داده است.
این بخش از تقابل از یک جهت اهمیت ویژه دارد: امنیت زیرساختهای انرژی، یکی از مؤلفههای اصلی قدرت اقتصادی و راهبردی عربستان محسوب میشود. بنابراین هرگونه تهدید پایدار علیه این زیرساختها میتواند هزینههای امنیتی و اقتصادی ریاض را افزایش دهد و همزمان بر محاسبات سرمایهگذاری و تجارت منطقهای اثر بگذارد.
از این منظر، راهبرد صنعاء صرفاً حمله به یک هدف نظامی نیست؛ بلکه تلاش برای ایجاد هزینه در عمق راهبردی عربستان و افزایش فشار بر تصمیمگیرندگان این کشور است.
از دریا تا مرز؛ تغییر احتمالی زمین بازی
یکی از مهمترین نکات مطرحشده درباره «مرحله دوم»، احتمال انتقال بخشی از نبرد به مرزهای جنوبی عربستان است.
منابع نزدیک به صنعاء، در صورت تشدید تنش، گزینههایی همچون فعال کردن جبهههای مرزی و انجام عملیات زمینی در نوار مرزی عربستان را مطرح کردهاند. این تحول در صورت وقوع، میتواند معادله کنونی را تغییر دهد؛ زیرا تقابل از جنگ دریایی و حملات موشکی و پهپادی به رویارویی مستقیمتر زمینی نزدیک خواهد شد.
در واقع، مرحله نخست بیشتر بر افزایش هزینههای دریایی، اختلال در مسیرهای انتقال و ایجاد بازدارندگی در برابر حملات سعودی متمرکز بوده است. انتقال درگیری به مرزهای جنوبی عربستان، به معنای باز شدن یک جبهه پرهزینه دیگر برای ریاض خواهد بود.
البته میان طرح یک گزینه نظامی و اجرای آن فاصله قابل توجهی وجود دارد و نمیتوان صرف مطرح شدن این سناریو را به معنای تصمیم قطعی صنعاء برای آغاز عملیات زمینی دانست.
تغییر مطالبات سیاسی صنعاء
همزمان با تشدید فشار نظامی، مطالبات سیاسی نیروهای مستقر در صنعاء نیز افزایش یافته است. در حالی که در مراحل پیشین، لغو محاصره، پرداخت حقوق کارکنان، تعیین تکلیف پرونده اسرا و بازگشایی مسیرهای ارتباطی میان استانهای یمن از جمله مطالبات اصلی بود، اکنون موضوعاتی مانند پایان کامل عملیات نظامی عربستان، خروج نیروهای خارجی و توقف حمایت مالی و تسلیحاتی از نیروهای وابسته به ریاض نیز مطرح شده است.
این تغییر نشان میدهد که معادله از نگاه صنعاء صرفاً بر سر کاهش یا توقف حملات نیست؛ بلکه تلاش میشود هزینههای سیاسی و امنیتی حضور و نفوذ عربستان در یمن افزایش یابد.
به بیان دیگر، فشار نظامی قرار است به اهرم چانهزنی سیاسی تبدیل شود.
ریاض با یک انتخاب دشوار روبهروست
عربستان در چنین شرایطی با یک دوگانه دشوار مواجه است. ادامه عملیات نظامی و تقویت نیروها در مناطق مختلف یمن میتواند واکنش شدیدتر صنعاء را به دنبال داشته باشد و دامنه درگیری را افزایش دهد. از سوی دیگر، کاهش فشار نظامی بدون دستیابی به یک توافق سیاسی میتواند از سوی رقبای منطقهای به عنوان عقبنشینی ریاض تفسیر شود.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای عربستان تنها توانایی پاسخ نظامی نیست؛ بلکه مدیریت هزینههای یک درگیری فرسایشی است. اگر دامنه حملات به مسیرهای دریایی، زیرساختهای انرژی و در نهایت مرزهای جنوبی کشیده شود، ریاض با مجموعهای از تهدیدهای همزمان مواجه خواهد شد.
«مرحله دوم»؛ جنگی برای تغییر محاسبات
آنچه از تحولات اخیر برمیآید این است که صنعاء تلاش دارد مفهوم بازدارندگی را از سطح واکنش محدود به حملات، به ایجاد هزینه مستقیم برای عربستان ارتقا دهد. در این چارچوب، حملات دریایی، موشکی و پهپادی تنها ابزارهای نظامی نیستند؛ بلکه بخشی از یک راهبرد بزرگتر برای تغییر محاسبات ریاض محسوب میشوند.
اگر مرحله دوم واقعاً آغاز شود، تعیینکنندهترین پرسش این نخواهد بود که کدام طرف توانایی وارد کردن ضربه بیشتری دارد؛ بلکه این خواهد بود که کدام طرف میتواند هزینههای تشدید درگیری را برای مدت طولانیتری تحمل کند.
از این منظر، تهدید به گسترش جنگ به مرزهای جنوبی عربستان را باید بیش از یک هشدار تاکتیکی، به عنوان بخشی از تلاش صنعاء برای تغییر زمین بازی و افزایش قدرت چانهزنی خود در هرگونه مذاکره آینده ارزیابی کرد. اگر ریاض نتواند همزمان مسیر دیپلماتیک مؤثری برای کاهش تنش ایجاد کند، احتمال تبدیل درگیری محدود به یک رویارویی چندجبههای، بیش از گذشته خواهد شد.