مهمترین متغیر اثرگذار بر معاملات شنبه، وضعیت میدانی و دامنه درگیریهاست. در شرایط فعلی، بخش عمدهای از نگرانی بازار به احتمال گسترش دامنه جنگ و تأثیر آن بر اقتصاد داخلی بازمیگردد.
تا زمانی که درگیریها عمدتاً در مناطق جنوبی باقی بماند و زیرساختهای اصلی اقتصادی، مراکز صنعتی، شبکه انرژی و مسیرهای حملونقل با اختلال جدی مواجه نشوند، میتوان انتظار داشت بازار سرمایه به سمت نوعی تعادل نسبی حرکت کند.
در چنین شرایطی، معاملهگرانی که افق سرمایهگذاری بلندمدتتری دارند، ممکن است از افت قیمتها بهعنوان فرصتی برای خرید تدریجی استفاده کنند. با این حال، این تقاضا به معنای پایان ریسک بازار یا آغاز یک روند صعودی پایدار نیست.
تجربه بازار؛ شاخصسازها همچنان در کانون توجه
بررسی پیشبینیهای کارشناسی در دورههای گذشته نشان میدهد در مقاطع بازگشت بازار از کفهای قیمتی، معمولاً توجه معاملهگران ابتدا به سمت نمادهای بزرگ و شاخصساز جلب میشود.
در برخی تحلیلهای قبلی، گروههای پتروشیمی، فلزات و پالایشی بهعنوان صنایعی با ظرفیت پیشتازی معرفی شده بودند. همچنین خودروییها و بانکیها در مقاطعی که از رشد عمومی بازار عقب مانده بودند، بهعنوان گروههایی با ظرفیت جبران بخشی از عقبماندگی مورد توجه قرار گرفتند.
البته شرایط کنونی تفاوت مهمی با دورههای عادی بازار دارد. بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس سابقه رفتار یک صنعت، انتظار تکرار همان بازدهی را داشت. وضعیت صادرات، قیمت جهانی کالاها، نرخ ارز، هزینههای تولید و میزان آسیبپذیری هر شرکت در شرایط جنگی باید همزمان مورد بررسی قرار گیرد.
در نتیجه، اگر بازار شنبه به سمت تعادل حرکت کند، احتمال دارد نمادهای بزرگ و بنیادی و برخی گروههای شاخصساز زودتر از سایر بخشهای بازار مورد توجه قرار گیرند؛ اما این موضوع به معنای رشد یکپارچه همه نمادهای یک صنعت نیست.
دو ابهام همزمان پیش روی بازار
یکی از مهمترین ویژگیهای شرایط کنونی، همزمانی دو نوع ابهام است.
از یک سو، متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ ارز، تورم، سیاستهای پولی و مالی دولت و نحوه مدیریت اقتصاد در شرایط جنگی با عدم قطعیت بیشتری مواجه شدهاند.
از سوی دیگر، وضعیت عملیاتی شرکتها نیز به یک پرسش جدی تبدیل شده است. اختلال احتمالی در تأمین مواد اولیه، حملونقل، صادرات، نیروی انسانی و دسترسی به بازارهای خارجی میتواند عملکرد شرکتها را در ماههای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، حتی اگر قیمت برخی سهمها از نظر بنیادی جذاب به نظر برسد، سرمایهگذار باید احتمال تغییر در سودآوری و جریان نقدینگی شرکتها را نیز در محاسبات خود لحاظ کند.
سناریوی پایه؛ تعادل همراه با افزایش تقاضا
در سناریوی پایه، اگر شرایط میدانی نسبت به روزهای اخیر تغییر محسوسی نداشته باشد، احتمال شکلگیری بازاری متعادل بیشتر است.
کاهش قیمت سهام طی روزهای گذشته میتواند انگیزه خرید را در میان سرمایهگذاران ریسکپذیر افزایش دهد. در این حالت، احتمالاً شاهد تقابل عرضه و تقاضا در سطوح فعلی خواهیم بود و برخی نمادهای بنیادی میتوانند با افزایش تقاضا مواجه شوند.
در این میان، شاخصسازها و شرکتهایی که از پشتوانه بنیادی قویتری برخوردارند، میتوانند نقش مهمی در جهتدهی به شاخص کل داشته باشند. صنایع بزرگ صادراتمحور از جمله فلزات، پتروشیمی و پالایشی نیز در صورت ثبات نسبی شرایط عملیاتی، همچنان در کانون توجه معاملهگران قرار خواهند داشت.
در سمت دیگر بازار، بانکیها و خودروییها نیز ممکن است در صورت افزایش تقاضای عمومی، بخشی از عقبماندگی خود را جبران کنند؛ هرچند در شرایط فعلی نمیتوان انتظار داشت صرفاً بر اساس تحرکات کوتاهمدت، بازدهی قابل توجهی در این گروهها شکل بگیرد.
سناریوی منفی؛ گسترش جنگ و افزایش فشار فروش
ریسک اصلی بازار در روز شنبه، هرگونه تشدید درگیری و گسترش آن به مناطق مرکزی یا زیرساختهای اقتصادی کشور است.
اگر مراکز صنعتی، شبکه انرژی، مسیرهای حملونقل یا سایر بخشهای کلیدی اقتصاد تحت تأثیر مستقیم قرار گیرند، نگرانی درباره آینده عملکرد شرکتها افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، احتمال تشدید فشار فروش و شکلگیری کفهای قیمتی جدید در بورس وجود دارد.
در این سناریو، حتی صنایع بزرگ و شاخصساز نیز از فشار فروش در امان نخواهند بود و معیار اصلی معاملهگران از «ارزشگذاری» به سمت «حفظ نقدینگی و کاهش ریسک» تغییر خواهد کرد.
دلار در محدوده سقف سالانه
بازار ارز نیز یکی از متغیرهای مهم برای بورس شنبه خواهد بود. دلار در محدوده سقفهای قیمتی سال جاری قرار گرفته و برای عبور از این محدوده به محرک و تقاضای جدید نیاز دارد.
در شرایط فعلی، بخشی از تقاضای سفتهبازانه ارز کاهش یافته و بسیاری از فعالان بازار در انتظار روشنتر شدن چشمانداز سیاسی هستند. بنابراین، در کوتاهمدت احتمال نوسان دلار در محدودههای فعلی بیشتر از یک جهش ناگهانی ارزیابی میشود.
ثبات نسبی بازار ارز میتواند از افزایش فشار تورمی بر بازار سرمایه جلوگیری کند، اما در صورت جهش دوباره نرخ دلار، صنایع صادراتمحور و شرکتهای وابسته به نرخ ارز میتوانند با واکنش متفاوتی مواجه شوند.
کدام صنایع میتوانند پیشتاز بورس شنبه باشند؟
با کنار هم گذاشتن شرایط فعلی بازار و الگوی رفتار بورس در دورههای گذشته، میتوان انتظار داشت در صورت حفظ تعادل بازار، توجه معاملهگران بیشتر به سمت نمادهای بزرگ و بنیادی معطوف شود.
پتروشیمیها، فلزات و پالایشیها به دلیل وزن بالاتر در بازار و ارتباط با نرخ ارز و قیمتهای جهانی، همچنان ظرفیت اثرگذاری بیشتری بر شاخص دارند. در مقابل، بانکیها و خودروییها در صورت افزایش تقاضای عمومی میتوانند مورد توجه معاملهگران قرار گیرند، بهخصوص اگر بخشی از سرمایهگذاران به دنبال نمادهای عقبمانده از بازار باشند.
با این حال، شرایط جنگی باعث شده انتخاب سهم از انتخاب صرفاً «گروه» مهمتر باشد. وضعیت نقدینگی شرکت، میزان وابستگی به واردات، امکان ادامه تولید، ظرفیت صادرات و کیفیت صورتهای مالی باید در تصمیمگیری لحاظ شود.
جمعبندی پیشبینی بورس شنبه
در مجموع، پیشبینی بورس شنبه را میتوان با سه واژه «تعادل، احتیاط و ریسک» توصیف کرد.
در صورت نبود خبر منفی جدید، احتمال دارد ورود خریداران ریسکپذیر مانع از افت شدید بازار شود و معاملات در فضایی متعادل دنبال شود. در چنین شرایطی، شاخصسازها و صنایع بزرگ بنیادی میتوانند پیشتاز نسبی بازار باشند و گروههای پتروشیمی، فلزات و پالایشی از ظرفیت بیشتری برای جلب توجه برخوردار باشند.
بانکیها و خودروییها نیز در صورت تقویت تقاضا میتوانند مورد توجه قرار گیرند، اما انتظار رشد قدرتمند و فراگیر در این گروهها در شرایط فعلی منطقی نیست.
در نهایت، این تعادل شکننده است و هرگونه تغییر محسوس در شرایط جنگی میتواند معادلات بازار را تغییر دهد. بنابراین، برای معاملات شنبه همچنان احتیاط، خرید گزینشی و تمرکز بر شرکتهای دارای بنیاد قوی مهمترین استراتژی قابل دفاع در برابر ابهامهای موجود خواهد بود.