زیرساختهای دیجیتال خلیج فارس قرار بود به یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی پس از نفت تبدیل شوند؛ اما تشدید تنشهای نظامی و سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا، امنیت این زیرساختها را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است. تمرکز مسیرهای انتقال داده در گلوگاههای محدود و وابستگی مراکز داده به برق پایدار، سامانههای خنککننده و ارتباطات پرظرفیت، باعث میشود حتی حملات محدود نیز پیامدهایی فراتر از محل وقوع خود داشته باشند.
اهمیت این تهدید زمانی بیشتر میشود که سرمایهگذاریهای چندمیلیارددلاری کشورهای حاشیه خلیج فارس برای تبدیل شدن به قطب جهانی هوش مصنوعی در نظر گرفته شود. امارات متحده عربی با مشارکت شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی در حال توسعه زیرساختهای پردازشی است، عربستان سعودی بهدنبال گسترش مراکز داده و توسعه مدلهای هوش مصنوعی است و قطر نیز در پروژههای بزرگ زیرساخت دیجیتال سرمایهگذاری میکند.
بااینحال، وابستگی بخشی از این پروژهها به شرکتها، فناوریها و زنجیره تأمین آمریکا، یک تناقض راهبردی ایجاد کرده است: همکاریهای بینالمللی که قرار بود مزیت رقابتی کشورهای منطقه را تقویت کنند، ممکن است در شرایط تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی به یکی از عوامل آسیبپذیری آنها تبدیل شوند.
جنگ چگونه جغرافیای سرمایهگذاری در هوش مصنوعی را تغییر میدهد؟
به ارزیابی آندریاس کریگ، مدرس مطالعات امنیتی در کالج کینگ لندن که الجزیره دیدگاههای او را نقل کرده است، تهدیدهای جدید لزوماً جاهطلبی فناوری کشورهای خلیج فارس را متوقف نمیکنند، اما میتوانند «اقتصاد و جغرافیای سرمایهگذاری در هوش مصنوعی» را تغییر دهند.
این ارزیابی نشان میدهد که در آینده، تصمیمگیری درباره محل استقرار مراکز داده و توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی صرفاً بر اساس هزینه انرژی، دسترسی به سرمایه، مشوقهای دولتی یا نزدیکی به بازارهای مصرف انجام نخواهد شد. امنیت فیزیکی مراکز داده، تنوع مسیرهای انتقال اطلاعات، تابآوری شبکه برق و مخابرات و امکان تداوم فعالیت در شرایط بحرانی نیز به معیارهای اصلی سرمایهگذاری تبدیل خواهند شد.
در چنین شرایطی، شرکتهای فناوری و سرمایهگذاران بینالمللی ممکن است در ارزیابی ریسک پروژههای خود در خلیج فارس تجدیدنظر کنند. این روند میتواند به بازنگری در محل استقرار مراکز داده، توزیع جغرافیایی ظرفیت پردازشی و طراحی مسیرهای جایگزین برای انتقال اطلاعات منجر شود.
بااینحال، ایجاد مسیرهای ارتباطی جایگزین بهتنهایی برای تضمین امنیت زیرساختهای دیجیتال کافی نیست. مراکز داده همچنان به شبکه برق، سامانههای خنککننده، تجهیزات مخابراتی و امنیت عملیاتی وابستهاند. از سوی دیگر، انتقال بخشی از ظرفیت پردازشی به خارج از مرزهای کشورهای منطقه ممکن است با سیاستهای حاکمیتی آنها برای نگهداری دادههای حساس در داخل کشور تعارض پیدا کند.
بنابراین، چالش اصلی کشورهای خلیج فارس تنها توسعه ظرفیت هوش مصنوعی نیست؛ بلکه ایجاد توازن میان امنیت زیرساختها، استقلال راهبردی، حاکمیت داده و جذب سرمایهگذاری خارجی است.
جنگ و تضعیف تصویر خلیج فارس بهعنوان منطقهای باثبات
یکی دیگر از پیامدهای تهدید زیرساختهای دیجیتال، به چالش کشیده شدن تصویری است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس طی سالهای گذشته برای تثبیت آن تلاش کردهاند: منطقهای امن و باثبات در همسایگی یکی از پرتنشترین محیطهای ژئوپلیتیکی جهان.
کریگ در گفتوگو با الجزیره تأکید کرده است که کشورهای خلیج فارس همواره خود را منطقهای باثبات در دل محیطی بیثبات معرفی کردهاند؛ اما جنگ این ادعا را زیر سؤال برده است.
این تحول از منظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ثبات سیاسی و امنیت سرمایهگذاری از عوامل مؤثر در جذب شرکتهای بینالمللی، توسعه مراکز داده و شکلگیری قطبهای فناوری محسوب میشوند. در صورت افزایش ریسکهای امنیتی، مزیتهایی مانند انرژی، سرمایه فراوان و حمایت دولتها ممکن است بهتنهایی برای حفظ جذابیت سرمایهگذاری در منطقه کافی نباشند.
به بیان دیگر، امنیت زیرساختهای دیجیتال به بخشی از اعتبار اقتصادی کشورهای خلیج فارس تبدیل شده است. هرگونه اختلال گسترده در این زیرساختها میتواند علاوه بر خسارت عملیاتی، بر ارزیابی سرمایهگذاران از ریسک بلندمدت فعالیت در منطقه نیز اثر بگذارد.
چرا امارات در معرض آسیبپذیری بیشتری قرار دارد؟
میزان آسیبپذیری کشورهای منطقه یکسان نیست. به ارزیابی کریگ، امارات متحده عربی به دلیل ادغام عمیق راهبرد هوش مصنوعی خود با شرکتهای فناوری آمریکایی، بیشتر در معرض برخی از تهدیدهای ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی قرار دارد.
این وابستگی را باید در چارچوب گستردهتری بررسی کرد. توسعه زیرساختهای پیشرفته هوش مصنوعی به مجموعهای از فناوریها، تجهیزات، خدمات پردازشی و همکاریهای بینالمللی نیاز دارد. هرچه یک راهبرد ملی به تعداد محدودی از تأمینکنندگان، مسیرهای ارتباطی یا شرکای خارجی وابستهتر باشد، احتمال انتقال شوکهای سیاسی و امنیتی به پروژههای اقتصادی آن نیز افزایش مییابد.
بااینحال، میزان واقعی آسیبپذیری هر کشور به عواملی مانند تنوع زیرساختهای ارتباطی، ظرفیت بازیابی پس از بحران، پراکندگی مراکز داده و امکان جایگزینی تجهیزات و خدمات وابسته است. ازاینرو، ارزیابی ریسک نباید تنها بر میزان همکاری با شرکتهای آمریکایی متمرکز باشد، بلکه باید تابآوری کل زنجیره زیرساخت دیجیتال را نیز در نظر بگیرد.
انتقال تهدیدهای نظامی از اقتصاد دریایی به اقتصاد دیجیتال
در ارزیابی مطرحشده در گزارش الجزیره، تهدید زیرساختهای ارتباطی میتواند همان فشاری را به اقتصاد دیجیتال نوظهور خلیج فارس وارد کند که ناامنی بر اقتصاد دریایی منطقه تحمیل میکند.
اهمیت این موضوع در آن است که اقتصاد دیجیتال برخلاف تصور رایج، از فضای فیزیکی مستقل نیست. انتقال داده، پردازش اطلاعات و ارائه خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی به کابلهای ارتباطی، مراکز داده، شبکه برق و تجهیزات تخصصی وابستهاند. در نتیجه، اختلال در هر یک از این اجزا میتواند فعالیت مجموعهای از خدمات و کسبوکارهای متصل به آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، زیرساختهای دیجیتال علاوه بر ارزش اقتصادی، اهمیت راهبردی نیز پیدا میکنند. قابلیت اتکای شبکههای ارتباطی و مراکز داده میتواند در شرایط بحران به عاملی در رقابت ژئوپلیتیکی و چانهزنی سیاسی تبدیل شود. هرچه اقتصاد یک کشور بیشتر به خدمات دیجیتال و ظرفیتهای پردازشی وابسته باشد، پیامدهای اختلال در این زیرساختها نیز گستردهتر خواهد بود.
راهکار کشورهای خلیج فارس برای کاهش ریسک سرمایهگذاری در هوش مصنوعی
تحولات اخیر نشان میدهد که کشورهای منطقه برای حفظ جایگاه خود در بازار جهانی هوش مصنوعی، باید امنیت و تابآوری زیرساختهای دیجیتال را در کنار توسعه ظرفیت پردازشی در اولویت قرار دهند. در این زمینه، چند محور راهبردی اهمیت دارد:
-
تنوعبخشی به مسیرهای ارتباطی: کاهش وابستگی به گلوگاههای محدود انتقال داده و توسعه مسیرهای جایگزین میتواند احتمال اختلال گسترده را کاهش دهد.
-
افزایش تابآوری مراکز داده: تقویت پشتیبانی برق، سامانههای خنککننده، تجهیزات ارتباطی و برنامههای بازیابی پس از بحران برای تداوم فعالیت ضروری است.
-
کاهش وابستگی به تأمینکنندگان محدود: تنوعبخشی به شرکای فناوری و زنجیره تأمین میتواند ریسکهای ناشی از تنشهای سیاسی و محدودیتهای خارجی را کاهش دهد.
-
توزیع جغرافیایی ظرفیت پردازشی: ایجاد ظرفیتهای پشتیبان در مناطق مختلف، در کنار رعایت الزامات حاکمیت داده، میتواند احتمال توقف کامل خدمات را کاهش دهد.
-
تقویت برنامهریزی امنیتی: ارزیابی سناریوهای جنگی و اختلال زیرساختی باید بخشی از طراحی پروژههای بزرگ هوش مصنوعی و سیاستهای جذب سرمایهگذاری باشد.
اجرای این راهبردها به معنای حذف کامل ریسک نیست؛ اما میتواند هزینه اختلال را کاهش دهد و اطمینان سرمایهگذاران را نسبت به تداوم فعالیت زیرساختهای دیجیتال افزایش دهد.
آینده هوش مصنوعی خلیج فارس به امنیت زیرساختها وابسته است
تهدید کابلهای ارتباطی و مراکز داده در خلیج فارس نشان میدهد که رقابت برای تبدیل شدن به قطب جهانی هوش مصنوعی تنها به سرمایه، انرژی و فناوری محدود نمیشود. امنیت فیزیکی زیرساختها، تابآوری شبکههای ارتباطی و برق و میزان وابستگی به شرکای خارجی نیز در تعیین آینده این رقابت نقش اساسی دارند.
بر اساس ارزیابی نقلشده در گزارش الجزیره، جنگ لزوماً به معنای پایان بلندپروازیهای فناوری کشورهای خلیج فارس نیست؛ اما میتواند محاسبات اقتصادی و جغرافیای سرمایهگذاری در هوش مصنوعی را تغییر دهد. در چنین شرایطی، کشورهایی که بتوانند زیرساختهای خود را در برابر بحرانهای نظامی و ژئوپلیتیکی مقاومتر کنند، شانس بیشتری برای حفظ اعتماد سرمایهگذاران و تثبیت جایگاه خود در اقتصاد دیجیتال جهانی خواهند داشت.