یادداشت روز صفحه سیاست؛

بازدارندگی؛ پاسخ به تهدید، نه تسلیم در برابر جنگ روانی ترامپ

تهدیدهای تازه دونالد ترامپ علیه ایران، بار دیگر یک واقعیت مهم را به مرکز توجه تحولات منطقه بازگردانده است: در معادلات امنیتی امروز، صرف برخورداری از قدرت نظامی کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، توانایی تبدیل این قدرت به یک عامل بازدارنده و جلوگیری از محاسبه اشتباه طرف مقابل است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
بازدارندگی؛ پاسخ به تهدید، نه تسلیم در برابر جنگ روانی ترامپ
صفحه سیاست-

ترامپ در روزهای اخیر، هم‌زمان با ادامه پیام‌های متناقض درباره مذاکره و توافق، از احتمال حملات بیشتر به اهدافی در ایران سخن گفته و حتی تهدید کرده است که در صورت لزوم، آمریکا برای اقدام نظامی آماده است. او در سوم نوامبر نیز حمله آمریکا به تأسیسات پدافندی در جزیره قشم را تأیید کرد و در عین حال گفت واشنگتن فعلاً برنامه فوری برای حمله گسترده‌تر ندارد. این مواضع متناقض نشان می‌دهد که فضای میان جنگ و مذاکره همچنان شکننده است.

اما پرسش اصلی اینجاست: در برابر چنین رویکردی، بازدارندگی ایران چه معنایی پیدا می‌کند؟

بازدارندگی؛ وقتی هزینه تجاوز از دستاورد آن بیشتر باشد

بازدارندگی در ساده‌ترین تعریف، یعنی طرف مقابل پیش از تصمیم به حمله، به این نتیجه برسد که هزینه اقدام نظامی بسیار بیشتر از دستاورد احتمالی آن خواهد بود.

این مفهوم صرفاً به تعداد موشک‌ها، پهپادها یا تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود. توان پاسخ‌گویی، حفظ ظرفیت‌های دفاعی، آمادگی نیروهای مسلح، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و توان مدیریت شرایط پس از حمله، همگی اجزای یک منظومه بازدارنده هستند.

در چنین چارچوبی، پیام ایران درباره آمادگی برای دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی کشور، زمانی اثرگذار خواهد بود که با قابلیت‌های واقعی و محاسبه‌پذیر همراه باشد؛ قابلیت‌هایی که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را با پیامدهای جدی و غیرقابل پیش‌بینی برای مهاجم مواجه کند.

ترامپ و بازی هم‌زمان با تهدید و مذاکره

یکی از نکات قابل توجه در رفتار اخیر واشنگتن، استفاده هم‌زمان از دو ابزار فشار نظامی و دیپلماسی است. از یک طرف، ترامپ از آمادگی ارتش آمریکا برای عملیات جدید سخن می‌گوید و از طرف دیگر، از احتمال دستیابی به توافق با تهران صحبت می‌کند.

این دوگانگی را باید در چارچوب راهبرد فشار و مذاکره بررسی کرد. واشنگتن تلاش می‌کند از طریق نمایش قدرت نظامی، موقعیت خود را در مذاکرات تقویت کند؛ اما این رویکرد یک محدودیت اساسی دارد: تهدید نظامی اگر نتواند طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کند، ممکن است به جای ایجاد امتیاز دیپلماتیک، زمینه تشدید تنش را فراهم کند.

در واقع، مذاکره زمانی می‌تواند به یک مسیر پایدار برای حل اختلافات تبدیل شود که تهدید به استفاده از زور، جایگزین منطق توافق و تعهدات متقابل نشود.

امنیت ملی فقط در میدان نظامی تعیین نمی‌شود

یکی از درس‌های مهم تحولات اخیر این است که امنیت ملی، مفهومی فراتر از مرزهای نظامی دارد.

اقتصاد مقاوم در برابر شوک‌های خارجی، امنیت انرژی، استمرار فعالیت زیرساخت‌های حیاتی، تاب‌آوری شبکه‌های ارتباطی، مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از گسترش جنگ روانی، بخش جدایی‌ناپذیر امنیت ملی هستند.

هر اندازه یک کشور در برابر فشارهای اقتصادی و اختلال در زیرساخت‌های حیاتی آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد، امکان تبدیل تهدید خارجی به بحران داخلی نیز کاهش پیدا می‌کند.

از همین رو، تقویت اقتصاد، کاهش وابستگی‌های راهبردی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی باید در کنار آمادگی نظامی قرار بگیرد. قدرت بازدارندگی بدون پشتوانه اقتصادی و اجتماعی، نمی‌تواند تمام ظرفیت خود را به نمایش بگذارد.

وحدت ملی؛ حلقه مهم زنجیره بازدارندگی

در شرایط تهدید خارجی، اختلاف‌نظرهای سیاسی و رقابت‌های داخلی نباید به شکافی تبدیل شوند که طرف مقابل بتواند از آن برای افزایش فشار استفاده کند.

البته وحدت ملی به معنای نادیده گرفتن مشکلات، انتقادها یا مطالبات جامعه نیست. اتفاقاً اعتماد عمومی، شفافیت در اطلاع‌رسانی و پاسخ‌گویی مسئولان از مهم‌ترین عوامل تقویت انسجام اجتماعی هستند.

جامعه‌ای که از سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی برخوردار باشد، در برابر جنگ روانی، عملیات شناختی و فشارهای خارجی ظرفیت مقاومت بیشتری خواهد داشت.

نه جنگ‌طلبی، نه محاسبه اشتباه

ایران برای حفظ امنیت و منافع ملی خود نیازی به آغاز جنگ ندارد؛ همان‌طور که نمی‌تواند در برابر تهدید علیه حاکمیت و تمامیت ارضی خود، منطق بازدارندگی را کنار بگذارد.

مسیر عقلانی، حفظ آمادگی دفاعی، پرهیز از تصمیم‌های هیجانی، استفاده از ظرفیت دیپلماسی و انتقال روشن این پیام است که هیچ تجاوزی بدون پاسخ متناسب و متکی بر محاسبات امنیت ملی نخواهد ماند.

در این میان، دیپلماسی و قدرت دفاعی دو مسیر متضاد نیستند. دیپلماسی می‌تواند از وقوع جنگ جلوگیری کند و قدرت بازدارندگی می‌تواند مانع آن شود که مذاکره به ابزاری برای تحمیل خواسته‌های یک‌جانبه تبدیل شود.

جمع‌بندی اینکه امنیت پایدار نه با تهدیدهای پرسر‌وصدا به دست می‌آید و نه با امید بستن به وعده‌های طرف مقابل. معیار اصلی، توانایی یک کشور در حفاظت از منافع ملی، مدیریت بحران و جلوگیری از محاسبه اشتباه دشمن است. بازدارندگی واقعی یعنی دشمن پیش از آغاز جنگ، به پیامدهای آن فکر کند؛ نه اینکه پس از آغاز درگیری، تازه هزینه‌های تصمیم خود را محاسبه کند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر