یادداشت مدیرمسئول؛

نقطه صفر جنگ؛ شلیک اول مهم است یا کسی که بیشتر تاب می‌آورد؟

در هر درگیری مستقیم، نتیجه جنگ فقط در آسمان و میدان نبرد تعیین نمی‌شود؛ بخش مهمی از معادله در زندگی روزمره مردم، اقتصاد و توان دولت‌ها برای تحمل فشار شکل می‌گیرد. هرچه یک جنگ طولانی‌تر شود، موشک و هواپیما تنها بخشی از قدرت طرفین خواهند بود و «تاب‌آوری اجتماعی» به یک متغیر راهبردی تبدیل می‌شود؛ متغیری که تجربه جنگ، تحریم، وسعت سرزمینی و ساختار اقتصادی ایران را در کنار ثروت، زیرساخت و وابستگی‌های اقتصادی کشورهای منطقه وارد یک مقایسه متفاوت می‌کند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
نقطه صفر جنگ؛ شلیک اول مهم است یا کسی که بیشتر تاب می‌آورد؟
صفحه سیاست-

اگر درگیری مستقیم بار دیگر آغاز شود، نگاه‌کردن به جنگ فقط از دریچه موشک، هواپیما و توان آتش، بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد. جنگ در نهایت روی زمین و میان مردم ادامه پیدا می‌کند؛ و در جنگ فرسایشی، ظرفیت جامعه برای تحمل فشار می‌تواند به اندازه توان نظامی تعیین‌کننده باشد.

جنگ فقط نیروهای مسلح را امتحان نمی‌کند؛ ملت‌ها را هم امتحان می‌کند

یک کشور ممکن است در ساعات نخست جنگ، از برتری نظامی برخوردار باشد؛ اما سؤال بعدی این است که جامعه آن کشور با قطع پروازها، اختلال تجارت، کاهش درآمد، آسیب به زیرساخت‌ها، کمبود برخی کالاها و ناامنی تا چه اندازه کنار می‌آید.

اینجاست که تاب‌آوری اجتماعی وارد معادله می‌شود.

ایران تجربه چند دهه تحریم، جنگ هشت‌ساله،دو جنگ اخیر ، محدودیت‌های اقتصادی و فشار خارجی را پشت سر گذاشته است. این سابقه به‌خودی‌خود به معنای رضایت عمومی یا نبود آسیب‌پذیری اقتصادی نیست؛ اما نشان می‌دهد جامعه ایران تجربه زیستن در شرایط فشار و اختلال را دارد.

 بنابراین تاب‌آوری اجتماعی را نباید با رضایت از وضعیت اقتصادی یا سیاسی یکی دانست. 

تجربه کویت؛ یک هشدار تاریخی

برای فهم اهمیت این متغیر

 یک نمونه تاریخی در منطقه بسیار قابل توجه است: حمله عراق به کویت در ۲ اوت ۱۹۹۰.

نیروهای عراقی با حدود ۱۰۰ هزار نیرو وارد کویت شدند و بر اساس مستندات، در عرض چند ساعت حکومت  سقوط کرده ومردم متواری شدند.

در مطالعه تجربه کویت  درس مهم‌تر این است که فاصله میان «قدرت اقتصادی در زمان صلح» و «ظرفیت مقاومت ملی در شرایط حمله» می‌تواند بسیار زیاد باشد.

کویت ثروت داشت؛ اما در لحظه حمله، مسئله اصلی دیگر اندازه ثروت نبود. مسئله این بود که کشور تا چه اندازه می‌تواند شوک نظامی را تحمل کند. ایران از نظر جمعیت، وسعت سرزمینی، ظرفیت نظامی، عمق جغرافیایی و تجربه جنگی ب قابل قیاس  نیست.

ایران و کشورهای منطقه؛ دو مدل متفاوت تاب‌آوری

در یک درگیری گسترده، مقایسه صرفاً نظامی میان ایران و کشورهای منطقه کافی نیست.

ایران یک جامعه بزرگ با جمعیت ده‌ها میلیونی، سرزمین وسیع، منابع انرژی، ظرفیت‌های صنعتی و تجربه طولانی زندگی تحت فشار خارجی است. این ویژگی‌ها می‌تواند ظرفیت جذب شوک را افزایش دهد؛ البته در کنار آن، اقتصاد ایران نیز آسیب‌پذیری‌های جدی دارد و جنگ می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر مردم تحمیل کند.

در مقابل، برخی اقتصادهای خلیج فارس از ذخایر مالی عظیم، زیرساخت‌های مدرن و توان بالای دولت برای حمایت اقتصادی برخوردارند. اما مدل زندگی و اقتصاد آنها به ثبات، تجارت بین‌المللی، حمل‌ونقل هوایی و دریایی، سرمایه خارجی و امنیت مسیرهای انرژی وابستگی بیشتری دارد.

بنابراین دو نوع متفاوت از تاب‌آوری مقابل یکدیگر قرار می‌گیرد:

تاب‌آوری ناشی از تجربه فشار و سازگاری با بحران در یک طرف، و تاب‌آوری ناشی از ثروت، ذخایر مالی و زیرساخت در طرف دیگر.

هیچ‌کدام را نمی‌توان مطلق دانست.

اشتباه محرز متجاوزان

ایرانیان وطن دوست، متغیری که در محاسبات نظامی  دشمن کمتر دیده می‌شوند

در جنگ کوتاه، توان نظامی می‌تواند وزن بیشتری داشته باشد؛ اما هرچه جنگ طولانی‌تر شود، جامعه به بخشی از میدان جنگ تبدیل می‌شود.

اینکه مردم کدام کشور منطقه تا چه اندازه حاضر به تحمل اختلال در زندگی روزمره هستند، چگونه با کمبودها کنار می‌آیند، آیا مهاجرت سرمایه و نیروی انسانی افزایش پیدا می‌کند، آیا دولت می‌تواند خدمات عمومی را حفظ کند و آیا اعتماد اجتماعی باقی می‌ماند، همگی در تعیین ظرفیت ادامه جنگ مؤثرند.

از همین منظر، مقایسه مردم ایران با جوامع منطقه نباید به این گزاره ساده تقلیل پیدا کند که «یک ملت بیشتر تحمل می‌کند». واقعیت پیچیده‌تر است: جوامع مختلف، هزینه جنگ را به شیوه‌های متفاوتی تحمل می‌کنند و نقاط آسیب‌پذیری آنها نیز متفاوت است.

امارات؛ ثروت بالا، حساسیت بالا به اختلال

امارات نمونه مهمی در این معادله است. این کشور از پشتوانه مالی و زیرساختی قابل توجهی برخوردار است؛ اما اقتصاد آن به شدت به ارتباط با اقتصاد جهانی، تجارت، حمل‌ونقل، گردشگری و سرمایه‌گذاری بین‌المللی متصل است.

در چنین شرایطی، حتی بدون حمله مستقیم به زیرساخت‌های اصلی، افزایش ریسک منطقه‌ای می‌تواند از مسیر بیمه، حمل‌ونقل، گردشگری، سرمایه و تجارت بر اقتصاد اثر بگذارد.

به همین دلیل، آسیب‌پذیری در جنگ الزاماً به معنای ضعف نظامی نیست؛ گاهی وابستگی‌های اقتصادی و اجتماعی، نقطه حساس یک کشور هستند.

نقطه صفر؛ سؤال واقعی چیست؟

اگر جنگ آغاز شود، شلیک اول فقط آغاز یک معادله بسیار بزرگ‌تر است.

سؤال این نیست که چه کسی در ۲۴ ساعت نخست ضربه بیشتری می‌زند.

سؤال این است:

اگر جنگ از چند روز به چند هفته و از چند هفته به چند ماه کشیده شود، مردم کدام کشور، اقتصاد کدام کشور و ساختار کدام دولت ظرفیت تحمل فشار بیشتری خواهد داشت؟

اینجاست که تاب‌آوری مردم از یک مفهوم اجتماعی به یک متغیر راهبردی تبدیل می‌شود.

در این شرایط ایران کارت‌هایی مانند وسعت سرزمینی، جمعیت، منابع انرژی، تجربه جنگ و تحریم و ظرفیت‌های نظامی دارد؛ کشورهای ثروتمند منطقه کارت‌هایی مانند منابع مالی، زیرساخت و ظرفیت جذب شوک اقتصادی را در اختیار دارند؛ و آمریکا نیز از ظرفیت نظامی، اقتصادی و لجستیکی گسترده برخوردار است.

اما هیچ‌یک از این کارت‌ها به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست.

در نقطه صفر جنگ، شلیک اول ممکن است معادله را آغاز کند؛ اما تاب‌آوری مردم و توان تحمل هزینه‌هاست که می‌تواند مسیر ادامه درگیری را شکل دهد.

و شاید به همین دلیل، مهم‌ترین سؤال پیش از هر جنگی نه «چه کسی قوی‌تر است؟» بلکه این باشد:

چه کسی برای تحمل روزهای بعد از شلیک اول آماده‌تر است؟

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر