اسماعیل همتی، زاده ۲۴ تیر ۱۳۳۴ در سمنان، تحصیلات کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش داشت و سالها در زمینه ادبیات داستانی، نمایشی و سینمایی فعالیت کرد. او در مراکز آموزش هنر و ادبیات و سپس در دانشگاه آزاد تهران و اراک به تدریس داستان، نمایشنامه و فیلمنامه پرداخت و بخشی از فعالیت دانشگاهی خود را نیز در دانشگاه آزاد اسلامی اراک گذراند.
میراث همتی؛ فراتر از فهرست کتابها
اسماعیل همتی از نسلی از نویسندگان و هنرمندان بود که در کنار خلق اثر، برای شکل دادن به فضای فرهنگی نیز تلاش کردند. دانشگاه، کلاس داستاننویسی، انجمن اهل قلم، موسسه فرهنگی، جایزه ادبی، تئاتر و پژوهش درباره فرهنگ بومی، هر کدام بخشی از این مسیر را تشکیل میدهند.
در کارنامه او، «صحنه» و «کتاب» دو جهان جدا از هم نبودند. نمایشنامهنویس در کنار شاعر حضور داشت، پژوهشگر در کنار مدرس و فعال فرهنگی در کنار نویسنده. شاید همین چندوجهی بودن است که شناخت او را برای سمنان مهمتر میکند.
همتی از یک سو به روایتهای بزرگ و ماندگار فرهنگ ایران پرداخت و از سوی دیگر سراغ واژهها، گویشها و روایتهای محلی رفت؛ از آرش و ضحاک نوشت و همزمان کوشید بخشی از میراث زبانی کومش را ثبت و معرفی کند.
اکنون با درگذشت او، سمنان یکی از چهرههایی را از دست داده است که بخش مهمی از عمر خود را صرف روایت کردن و آموزش روایت کرد؛ نویسندهای که وطن را در شعر و نمایش جستوجو کرد، فرهنگ را در زبان و ادبیات بومی دید و آموزش را راهی برای ادامه یافتن این روایتها در نسل بعد دانست.
میراث اسماعیل همتی، بنابراین، تنها در کتابهایی که از او بر جا مانده خلاصه نمیشود؛ بخشی از آن در حافظه فرهنگی سمنان، در تجربه شاگردان و نویسندگان جوان، در روایتهای بومی ثبتشده و در آثاری باقی مانده است که میان ادبیات و صحنه، گذشته و امروز و فردی و جمعی پل زدهاند.
کارنامه دانشگاهی او نشان میدهد که همتی چهار سال عضو هیات علمی گروه هنر دانشگاه آزاد اراک بود و دو سال مدیریت دپارتمان رشته نمایش این دانشگاه را برعهده داشت؛ دورهای که علاوه بر تدریس، در فعالیتهای آموزشی و پرورش علاقهمندان ادبیات و هنرهای نمایشی نیز نقش داشت.
دانشگاه برای همتی فقط محل تدریس نبود. او در کلاسهای فوق برنامه داستاننویسی دانشگاه آزاد اراک نیز زمینه انتشار نوشتههای دانشجویان را فراهم کرد و مجموعه «داستانهای دوشنبه» حاصل بخشی از همین تجربه بود؛ رویکردی که نشان میدهد آموزش در نگاه او با فرصت دادن به نویسندگان تازهنفس و فراهم کردن امکان دیدهشدن آثارشان پیوند داشت.
ادبیات برای همتی از کتاب تا صحنه
نمایشنامهنویسی یکی از مهمترین بخشهای کارنامه اسماعیل همتی بود. تحصیل در رشته کارگردانی نمایش و سالها تدریس ادبیات دراماتیک، نگاه او را به روایت، شخصیت و صحنه شکل داد و سبب شد میان ادبیات مکتوب و هنر نمایش رفتوآمدی مداوم داشته باشد.
«شب بارانی»، «سفری برای آرش» و «روایتی دیگر از داستان ضحاک» از جمله آثار نمایشی او هستند؛ آثاری که در آنها میتوان علاقه او به روایتهای ایرانی، اسطورهها و شخصیتهای برخاسته از حافظه فرهنگی ایران را دید.
«سفری برای آرش» نمونهای از مواجهه همتی با یکی از شناختهشدهترین چهرههای اسطورهای ایران است. او در بازخوانی این روایتها، به دنبال تکرار داستانهای کهن نبود، بلکه میکوشید آنها را در قالب روایت نمایشی دوباره پیش روی مخاطب قرار دهد.
«بچهها هم میتوانند قصه بسازند» به قلم اسماعیل همتی تلاشی است برای معرفی ساختار قصهها، روند قصهها از نگاه کودکان و توانمندسازی آنها برای قصهگویی بر مبنای بافت ذهنی و توان تخیل آنها. کتاب پیوندهای بین شناخت کودکان و باور آنها از قصه و اثرگذاری قصهها برای کودکان را به مخاطب معرفی میکند.
«پهلوانان و بازوبندی برای بازوهای بریده» نمایشنامهای است در ۲۶ پرده به قلم اسماعیل همتی با روایت رقابت نوخاستههای زورخانههای شهر برای تصاحب «بازوند پهلوانی پایتخت» که در این میان دچار لغزش و بدخواهیهایی میشوند. کتاب تلاشی است برای روایت دوران شکوه و رونق زورخانهها که به عمد در حد «طرحی برای یک نمایش» باقی میماند.
«خاطرات یک گاو جنونزده» نیز از دیگر آثار نمایشی اوست که ترجمه آن به زبان عربی، دامنه انتشار آثارش را از فضای ادبی ایران فراتر برد.
همتی در کنار نمایشنامهنویسی، شعر نیز میسرود. «حتی باد در خدمت عاشقان است» و «از عشق و نگرانی و وطن» از دفترهای شعر او هستند؛ عنوانهایی که خود میتوانند تصویری فشرده از بخشی از دغدغههای شاعرانه او ارایه دهند: عشق، نگرانی و وطن.
وطن در آثار همتی فقط یک واژه نبود
در کارنامه همتی، وطن را نباید فقط در معنای جغرافیایی آن جستوجو کرد. توجه او به ادبیات کهن، اسطورههای ایرانی، فرهنگ بومی و گویشهای منطقه نشان میدهد که وطن برای او با حافظه فرهنگی و زبانی مردم نیز پیوند داشت.
او از سویی به سراغ آرش و ضحاک میرفت و از سوی دیگر فرهنگ و ادبیات بومی سمنان را موضوع پژوهش و گردآوری قرار میداد. همین کنار هم قرارگرفتن روایت ملی و فرهنگ محلی، یکی از ویژگیهای قابل توجه مسیر فرهنگی اوست.
کتاب «سمنان، سرزمین گویشها» به کوشش همتی، گزیدهای از آثار و مقالات نخستین جشنواره گویشهای شهرستان سمنان است و زبان و گویشهایی مانند سمنانی، سنگسری، سرخهای، شهمیرزادی، لاسجردی، بیابانکی، چاشمی، پروری و افتری را دربرمیگیرد.
«از ادبیات بومی چار سویه سمنان» نیز از دیگر آثار او در حوزه ادبیات محلی است و نشان میدهد که توجه همتی به سمنان تنها به زادگاه بودن این شهر محدود نمیشد، بلکه فرهنگ و زبان منطقه بخشی از دغدغه پژوهشی او را تشکیل میداد.
در چنین نگاهی، حفظ یک گویش، زبان یا ثبت یک روایت بومی فقط کاری ادبی نیست؛ تلاشی برای حفظ بخشی از حافظه جمعی است. شاید به همین دلیل باشد که بخش مهمی از کارنامه همتی را میتوان در امتداد یک دغدغه بزرگتر دید: حفظ روایتهایی که ممکن است با گذشت زمان از حافظه عمومی فاصله بگیرند.
نویسندهای که برای نسل بعد هم نوشت
وجه دیگری از شخصیت فرهنگی همتی، توجه به کودکان و نوجوانان بود. «هفت داستان نمایشی»، «کودک؛ قصه و نمایش»، «قصه حضرت یوسف پسر یعقوب»، قصهی حضرت ابراهیم پسر آزر (ویرایش برای نوجوانان)، در میان آثاری قرار دارند که با رویکرد آموزشی یا مخاطب کودک و نوجوان نوشته یا تدوین شدهاند.
کتاب «کودک؛ قصه و نمایش» نیز حاصل تجربه دانشگاهی او بود و در دانشگاه آزاد اراک منتشر شد. این کتاب سال ۱۳۸۱ به عنوان کتاب تقدیری هفته پژوهش دانشگاهی دانشگاه آزاد اراک شناخته شد. همچنین «بچهها هم میتوانند قصه بسازند» رتبه دوم نخستین جشنواره کتاب رشد را به دست آورد.
این بخش از کارنامه همتی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا او مخاطب کودک و نوجوان را فقط مصرفکننده ادبیات نمیدید، بلکه به او به عنوان کسی نگاه میکرد که میتواند قصه بسازد، روایت کند و در فرآیند آفرینش ادبی مشارکت داشته باشد.
سمنان و نقش یک فعال فرهنگی
بازگشت همتی به سمنان، فعالیتهای او را به عرصه گستردهتری از فرهنگ و نشر پیوند زد. ریاست انجمن اهل قلم استان سمنان، مدیریت موسسه فرهنگی سمنگان و دبیری «جایزه ادبی آهوی کومش» از جمله فعالیتهای او در این دوره بود.
«آهوی کومش» برای او فقط یک عنوان ادبی نبود؛ این جایزه بستری برای شناسایی و معرفی استعدادهای داستاننویسی، بهویژه در میان کودکان و نوجوانان، فراهم کرد. در دورههای مختلف این جایزه، آثار نویسندگان جوان از سمنان و دیگر استانها مورد توجه قرار گرفت و همتی نیز در فرآیند داوری برخی جشنوارههای داستانی حضور داشت.
فعالیت در «انجمن اهل قلم» و موسسه سمنگان نیز به او امکان میداد فراتر از تولید اثر شخصی، در شکلگیری فضای ادبی استان نقش داشته باشد. از همین منظر، اثرگذاری همتی را باید علاوه بر کتابها و نمایشنامههایش، در ارتباطی که با نویسندگان جوان، هنرمندان و علاقهمندان ادبیات ایجاد کرد، جستوجو کرد.
بیش از چهار دهه با روایت
همتی در طول سالهای فعالیت خود در قالبهای مختلف نوشت؛ شعر، داستان، نمایشنامه، ادبیات کودک و نوجوان، پژوهش در حوزه روایت و ادبیات بومی. «موجودی به نام گول»، «موجودی به نام نه»، «موجودی به نام اه»، «یک پیاله آب برای مادر»، «یادگار تپه دو برارون» و «یک خبر تازه برای یک بچهآهو» بخشی دیگر از عناوین ثبتشده در کارنامه او هستند.
در حوزه آموزش روایت نیز آثاری مانند «دعوت به روایت» «گفتاری در بازشناسی روایت» و «پنجرهای به نمایش و نمایشنامه عروسکی» از تجربه و دغدغه آموزشی او حکایت دارند.
این تنوع را شاید بتوان مهمترین ویژگی کارنامه همتی دانست. او خود را در یک قالب محدود نکرد؛ از شعر به نمایشنامه رفت، از نمایشنامه به آموزش رسید، از آموزش به فعالیت فرهنگی و از فرهنگ به پژوهش درباره ادبیات بومی سمنان.