صفحه سیاست بررسی می کند؛

تحریم هوایی ایران؛ آزمون تازه استقلال چین در برابر فشارهای آمریکا

تحریم‌های جدید آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران، تنها محدود به شرکت‌های هواپیمایی ایرانی نیست و زنجیره‌ای از شرکت‌های خارجی ارائه‌دهنده خدمات فنی، قطعات، پشتیبانی و خدمات زمینی را نیز هدف گرفته است. با این حال، اثرگذاری این فشارها تا حد زیادی به میزان همراهی کشورهای ثالث، به‌ویژه قدرت‌هایی مانند چین، روسیه و ترکیه، وابسته است؛ موضوعی که بار دیگر مسئله استفاده واشنگتن از تحریم‌های ثانویه برای اعمال فشار بر روابط اقتصادی ایران با سایر کشورها را برجسته کرده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
تحریم هوایی ایران؛ آزمون تازه استقلال چین در برابر فشارهای آمریکا
صفحه سیاست-

تحریم‌های تازه آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران را باید فراتر از یک اقدام محدود علیه چند شرکت هواپیمایی ارزیابی کرد؛ چراکه واشنگتن در این مرحله تلاش کرده است با هدف قرار دادن شرکت‌های خارجی فعال در حوزه خدمات فنی، تأمین قطعات، پشتیبانی و خدمات زمینی، زنجیره پشتیبان پروازهای بین‌المللی ایران را تحت فشار قرار دهد.

منطق این رویکرد روشن است: آمریکا کنترل مستقیم آسمان کشورهای دیگر را در اختیار ندارد و نمی‌تواند به‌صورت مستقیم به کشورهایی مانند چین، روسیه یا ترکیه دستور دهد که هواپیماهای ایرانی را نپذیرند. ابزار اصلی واشنگتن در چنین شرایطی، تحریم‌های ثانویه و ایجاد هزینه برای شرکت‌ها و مجموعه‌هایی است که با ایران همکاری می‌کنند.

تحریم‌های هوایی آمریکا؛ فشار بر زنجیره پروازهای ایران

صنعت هوانوردی بیش از خود هواپیما به مجموعه‌ای از خدمات و زیرساخت‌های بین‌المللی وابسته است؛ از تأمین قطعات و تعمیرات فنی گرفته تا خدمات فرودگاهی، سوخت‌رسانی و پشتیبانی زمینی. به همین دلیل، تحریم شرکت‌های پشتیبان می‌تواند بخشی از محدودیت‌های عملیاتی مورد نظر واشنگتن را ایجاد کند.

اما نقطه تعیین‌کننده اینجاست که موفقیت چنین سیاستی به همکاری سایر کشورها وابسته است. اگر کشورهای مهم اقتصادی حاضر نباشند محدودیت‌های یک‌جانبه آمریکا را در روابط خود با ایران اجرا کنند، دامنه اثرگذاری تحریم‌ها با محدودیت جدی مواجه خواهد شد.

چین و یک آزمون تازه در برابر تحریم‌های آمریکا

جواد منصوری، سفیر اسبق ایران در چین، درباره موضع پکن در قبال فشارهای آمریکا علیه ایران به «راهبرد معاصر» گفت که براساس مواضع اعلام‌شده مقام‌های چینی، پکن تمایلی ندارد در مناسبات بین‌المللی رویکردهای دوران استعمار غرب را تکرار کند.

به گفته منصوری، چین خواسته‌های آمریکا درباره تحریم و محدود کردن تجارت با ایران را الزاماً مبنای سیاست خارجی خود قرار نمی‌دهد و معتقد است برای اعمال چنین محدودیت‌هایی باید دلایل مشخص و قابل استناد وجود داشته باشد.

این نگاه، در صورت استمرار، می‌تواند یکی از مهم‌ترین چالش‌ها برای راهبرد تحریمی واشنگتن باشد؛ زیرا تحریم زمانی بیشترین اثر را دارد که کشورهای مختلف نیز برای اجرای آن با آمریکا همراه شوند.

چرا چین حاضر نیست روابط خود با ایران را تابع واشنگتن کند؟

منصوری معتقد است چین روابط خود با کشورهای مختلف را مستقل از مناسباتش با آمریکا تعریف کرده است. از این منظر، پذیرش کامل خواسته‌های واشنگتن می‌تواند این پیام را به سایر کشورها منتقل کند که پکن در سیاست خارجی خود تابع تصمیمات آمریکا است؛ در حالی که چین تلاش دارد تصویر یک قدرت مستقل و اثرگذار در نظام بین‌الملل را حفظ کند.

البته این مسئله به معنای نبود اختلاف یا رقابت میان چین و آمریکا نیست. روابط دو کشور در حوزه‌هایی مانند تجارت، فناوری، تایوان و امنیت منطقه‌ای با چالش‌های متعددی همراه است. با این حال، پکن تلاش کرده است مناسبات خود با سایر کشورها را صرفاً بر اساس فشارهای واشنگتن تنظیم نکند.

تحریم ثانویه؛ ابزار آمریکا برای فشار غیرمستقیم

تحریم ثانویه دقیقاً برای پر کردن همین خلأ طراحی شده است. آمریکا ممکن است نتواند مستقیماً مسیر همکاری یک شرکت چینی یا ترکیه‌ای با ایران را کنترل کند، اما می‌تواند با تهدید به تحریم یا محرومیت از دسترسی به بازار و نظام مالی آمریکا، برای آن شرکت هزینه ایجاد کند.

بنابراین، مسئله اصلی در تحریم‌های جدید هوانوردی ایران فقط فهرست شرکت‌های تحریم‌شده نیست؛ بلکه میزان مقاومت بازیگران خارجی در برابر فشارهای ثانویه آمریکا اهمیت بیشتری دارد.

اگر شرکت‌ها و دولت‌های مختلف حاضر باشند همکاری‌های خود با ایران را حفظ کنند، تحریم‌ها بخشی از کارکرد مورد انتظار واشنگتن را از دست می‌دهند. در مقابل، اگر شرکت‌های خارجی به دلیل نگرانی از تحریم‌های آمریکا همکاری خود را متوقف کنند، حتی بدون ممنوعیت مستقیم پرواز هواپیماهای ایرانی نیز فشار بر صنعت هوانوردی ایران افزایش خواهد یافت.

اختلاف واشنگتن و پکن؛ فراتر از پرونده ایران

منصوری معتقد است واشنگتن در مواجهه با چین با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است و به همین دلیل در مقاطع مختلف از ابزارهایی مانند تعرفه‌های تجاری، پرونده تایوان، رقابت فناوری و حضور نظامی در منطقه اقیانوس آرام استفاده کرده است.

از این منظر، پرونده تحریم‌های ایران را نیز باید در چارچوب گسترده‌تر رقابت بر سر نظم بین‌المللی تحلیل کرد. آمریکا تلاش می‌کند دامنه سیاست تحریمی خود را به روابط اقتصادی سایر کشورها نیز تسری دهد، در حالی که چین بر استقلال تصمیم‌گیری خود در روابط خارجی تأکید دارد.

هوانوردی ایران در میانه جنگ تحریم‌ها

تحریم صنعت هوانوردی ایران البته موضوع تازه‌ای نیست. محدودیت دسترسی به هواپیما، قطعات و خدمات فنی طی دهه‌های گذشته یکی از چالش‌های اصلی این صنعت بوده است. تحریم‌های جدید را می‌توان ادامه همین فشارها دانست؛ با این تفاوت که این بار بخشی از تمرکز واشنگتن بر شبکه شرکت‌ها و کشورهایی قرار گرفته که می‌توانند به تداوم ارتباط هوایی ایران با جهان کمک کنند.

در چنین شرایطی، نتیجه نهایی این سیاست تنها در واشنگتن تعیین نمی‌شود. واکنش کشورهایی مانند چین و سایر شرکای تجاری ایران، نحوه مواجهه شرکت‌های بین‌المللی با تحریم‌های ثانویه و توان ایران برای ایجاد مسیرهای جایگزین در تأمین خدمات و قطعات، از عوامل تعیین‌کننده در میزان اثرگذاری این فشارها خواهد بود.

آنچه در این میان اهمیت دارد، تبدیل تحریم هوایی به یک میدان تازه برای آزمودن میزان نفوذ آمریکا در روابط اقتصادی سایر کشورهاست؛ میدانی که در آن، تهران تنها بازیگر ماجرا نیست و نحوه رفتار قدرت‌هایی مانند چین می‌تواند بر دامنه واقعی فشارهای واشنگتن اثر بگذارد.

 

اخبار مرتبط
  • کارزار تازه آمریکا و متحدانش برای تشدید فشار اقتصادی بر ایران، حالا با یک مسئله مهم روبه‌رو شده است: اگر تحریم‌ها قرار است اثرگذاری بیشتری داشته باشند، واشنگتن ناچار است به سراغ کشورهایی برود که همچنان با تهران همکاری اقتصادی دارند؛ اما مهم‌ترین آنها چین است؛ کشوری که هدف قرار دادن آن می‌تواند هزینه‌هایی به‌مراتب فراتر از پرونده ایران برای آمریکا ایجاد کند. همزمان، تصمیم جدید انگلیس درباره پنج بانک ایرانی و محدودیت‌های تازه علیه صنعت هوانوردی ایران نشان می‌دهد فشار اقتصادی در حال گسترش است، اما شواهد موجود از ادامه برخی مسیرهای ارتباطی ایران با جهان نیز حکایت دارد.

  • رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و مدیر پروژه امنیت و تهدیدات شیکاگو، در مجموعه‌ای از تحلیل‌های خود درباره جنگ ایران و آمریکا، مفهوم «تله تشدید» را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های راهبردی واشنگتن مطرح کرده است. از نگاه او، ممکن است یک طرف در میدان نبرد به موفقیت‌های تاکتیکی دست پیدا کند، اما اگر این موفقیت‌ها به اهداف سیاسی منجر نشود، همان عملیات می‌تواند موقعیت راهبردی آن کشور را دشوارتر کند. پیپ در این چارچوب، کنترل یا تأثیرگذاری ایران بر تنگه هرمز را یکی از مهم‌ترین متغیرهای تغییر‌دهنده معادلات جنگ می‌داند.

  • همزمان با ادامه رایزنی‌های مسکو و واشنگتن درباره جنگ اوکراین، روسیه از احتمال برگزاری نشستی سه‌جانبه میان رهبران روسیه، آمریکا و چین سخن گفته است؛ ایده‌ای که اگرچه هنوز در مرحله آماده‌سازی قرار ندارد، اما طرح علنی آن می‌تواند نشانه‌ای از تلاش قدرت‌های بزرگ برای بازتعریف ترتیبات امنیتی و سیاسی جهان و عبور از برخی سازوکارهای سنتی چندجانبه‌گرایی باشد.

ارسال نظر