جنگ امروز فقط در میدان نظامی جریان ندارد؛ فرودگاه، بندر، کریدور تجاری، انرژی و مسیرهای ارتباطی نیز به بخشی از میدان تقابل قدرتها تبدیل شدهاند.
آمریکا در سالهای گذشته تلاش کرده فشار بر ایران را در حوزههای مختلف گسترش دهد؛ اما این فشارها الزاماً به اهداف اعلامشده واشنگتن منجر نشده است. اکنون محدود کردن شبکه پروازی ایران نیز در حال تبدیل شدن به یکی دیگر از ابزارهای فشار است.
سردار سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در واکنش به این رویکرد درباره پیامدهای متقابل محدودیت پروازهای ایران هشدار داده است. اظهارات او درباره ممنوعیت پروازهای ایران و پیامد احتمالی آن برای فرودگاههای کشورهای همسایه نیز منتشر شده است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: تبدیل پرواز و ارتباطات مردم به ابزار فشار سیاسی، یکی از غیراخلاقیترین و پرهزینهترین اشکال تقابل است. زیرا در اینجا دیگر فقط دولتها و بازیگران سیاسی طرف منازعه نیستند؛ سفر مردم، تجارت، دیدار خانوادهها و ارتباطات انسانی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
انتقال فشار سیاسی به زندگی مردم
به بیان روشنتر، تحریم پروازها یعنی انتقال فشار سیاسی به زندگی مردم؛ نوعی گروگانگیری ارتباطات و حقوق انسانی در میدان سیاست که هزینه آن را الزاماً تصمیمگیرندگان سیاسی نمیپردازند.
از این منظر، پیام سخنان رضایی را میتوان در چارچوب بازدارندگی متقابل دید: اگر قرار باشد فرودگاهها و زیرساختهای حملونقل ایران برای فشار سیاسی مورد استفاده قرار گیرند، نمیتوان انتظار داشت زیرساختهای طرف مقابل از هرگونه پیامد متقابل مصون بماند.
محاصره در برابر محاصره؛
زیرساخت در برابر زیرساخت؛
فشار در برابر فشار؛
و امروز، پرواز در برابر پرواز.
البته راهحل پایدار، گسترش محدودیتها نیست. منطقه برای تجارت، گردشگری، سرمایهگذاری و ارتباطات انسانی به مسیرهای باز و امن نیاز دارد. هرچه زیرساختهای ارتباطی بیشتر سیاسی و امنیتی شوند، هزینه آن در نهایت به مردم و اقتصاد منطقه منتقل خواهد شد.
«یا همه، یا هیچکس»
بنابراین پیام اصلی روشن است:
اگر قرار است مسیرهای ارتباطی منطقه بسته شود، هیچکس نباید تصور کند که از پیامدهای آن مصون خواهد ماند؛ و اگر قرار است این مسیرها باز بمانند، باید برای همه باز بمانند.
یا همه، یا هیچکس.