ثابتی علیه عراقچی؛ استیضاح وزیر خارجه و بازخوانی یک هشدار تاریخی

ثبت طرح استیضاح عباس عراقچی در سامانه مجلس با استناد به دیدار وزیر امور خارجه با مقامات آمریکایی در نیویورک، بار دیگر بحث درباره نحوه مواجهه جریان‌های سیاسی با مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک را به صدر اخبار آورد؛ رخدادی که در این یادداشت با ماجرای سؤال هشت نماینده مجلس دوم از وزیر خارجه وقت در پی افشای سفر محرمانه رابرت مک‌فارلین به تهران مقایسه شده است. ثبت این استیضاح از سوی امیرحسین ثابتی نیز در رسانه‌ها گزارش شده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
ثابتی علیه عراقچی؛ استیضاح وزیر خارجه و بازخوانی یک هشدار تاریخی
صفحه سیاست-

درست در روزهایی که دیپلماسی ایران در نیویورک در بالاترین سطح جریان دارد و عباس عراقچی در کنار مسعود پزشکیان در حال رایزنی درباره مهم‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی کشور است، یک جبهه سیاسی در تهران مسیر دیگری را انتخاب کرده است؛ استیضاح وزیر امور خارجه.

امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، از ثبت طرح استیضاح عباس عراقچی در سامانه مجلس خبر داده و در نامه‌ای به محمدباقر قالیباف، «سلسله خطاهای وزیر امور خارجه» را دلیل این اقدام عنوان کرده است. در این نامه، دیدار عراقچی با مقام‌های آمریکایی در نیویورک نیز به عنوان یکی از محورهای انتقاد مطرح شده است.

اما سؤال اصلی اینجاست: آیا مذاکره و گفت‌وگوی دیپلماتیک با طرف آمریکایی در شرایطی که دولت در حال پیگیری پرونده‌های حساس خارجی است، باید به عنوان تخلف سیاسی تلقی شود یا بخشی از مأموریت دستگاه دیپلماسی؟

استیضاح در میانه یک مأموریت دیپلماتیک

زمان ثبت استیضاح نیز خود به اندازه محتوای آن قابل توجه است. عراقچی هنوز در نیویورک و در حال انجام مأموریت دیپلماتیک بود که خبر استیضاح او منتشر شد؛ آن هم در آستانه نطق رئیس‌جمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل.

در همین حال، استناد به «نبود هماهنگی» نیز با پرسش‌هایی مواجه شده است. حضور عراقچی در هیأت همراه رئیس‌جمهوری و اظهارات مقام‌های مرتبط با شورای عالی امنیت ملی، این سؤال را ایجاد کرده که آیا واقعاً دیدارهای انجام‌شده خارج از چارچوب تصمیمات و هماهنگی‌های رسمی بوده است یا اختلاف اصلی، به نوع نگاه جریان‌های سیاسی به اصل مذاکره با آمریکا بازمی‌گردد؟

به بیان دیگر، دعوا فقط بر سر یک دیدار نیست؛ اختلاف عمیق‌تر، بر سر این است که دیپلماسی ایران در شرایط فعلی تا کجا باید امکان مذاکره و رایزنی داشته باشد.

وقتی تاریخ دوباره به میدان سیاست بازمی‌گردد

اینجاست که یک خاطره تاریخی دوباره به فضای سیاسی کشور بازمی‌گردد؛ ماجرای مک‌فارلین.

در سال ۱۳۶۵، سفر محرمانه رابرت مک‌فارلین، مشاور امنیت ملی دولت آمریکا، به تهران و مذاکرات انجام‌شده درباره گروگان‌های آمریکایی در لبنان و موضوع ارسال سلاح به ایران، به یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد.

پس از افشای ماجرا، هشت نماینده مجلس دوم از علی‌اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت، سؤال کردند؛ اقدامی که با واکنش صریح امام خمینی مواجه شد.

امام خمینی در سخنرانی ۲۹ آبان ۱۳۶۵، با انتقاد از برخی مواضع داخلی، این پرسش را مطرح کردند که چرا در شرایطی که باید علیه آمریکا موضع گرفته شود، برخی مسئولان داخلی هدف انتقاد قرار می‌گیرند.

این بخش از تاریخ امروز از آن جهت اهمیت پیدا می‌کند که یک بار دیگر، مذاکره یا ارتباط با آمریکا به میدان مناقشه میان جریان‌های سیاسی داخلی تبدیل شده است.

از مک‌فارلین تا عراقچی؛ اختلاف بر سر «مذاکره»

البته هیچ دو رویداد تاریخی دقیقاً شبیه یکدیگر نیستند. سفر مک‌فارلین محرمانه بود، در حالی که سفر عراقچی به نیویورک در چارچوب حضور رسمی هیأت ایرانی در مجمع عمومی سازمان ملل انجام شده است.

اما نقطه اتصال این دو ماجرا، نه شباهت کامل رویدادها، بلکه یک پرسش سیاسی قدیمی است: در مواجهه با آمریکا، مرز میان مذاکره، مذاکره‌پذیری، امتیازدهی و تأمین منافع ملی کجاست؟

امروز همان پرسش با ادبیات دیگری مطرح شده است. یک جریان سیاسی، دیدار وزیر خارجه ایران با مقام آمریکایی را مستمسک استیضاح قرار داده و در سوی دیگر، دولت و دستگاه دیپلماسی، مذاکره را ابزاری برای پیگیری منافع کشور در شرایط پیچیده منطقه‌ای و بین‌المللی می‌دانند.

عراقچی؛ قربانی اختلاف بر سر دیپلماسی یا محور یک مناقشه بزرگ‌تر؟

به همین دلیل، استیضاح عراقچی را نمی‌توان صرفاً یک اقدام نظارتی معمول در مجلس دید؛ دست‌کم از منظر سیاسی، این اقدام می‌تواند بخشی از جدال گسترده‌تر بر سر مسیر سیاست خارجی دولت پزشکیان تلقی شود.

مسئله اصلی اکنون فقط ماندن یا رفتن یک وزیر نیست. آنچه در پس این استیضاح قرار دارد، اختلاف بر سر شیوه مواجهه جمهوری اسلامی با آمریکا، مذاکره در شرایط فشار و نقش دستگاه دیپلماسی در مدیریت بحران‌های خارجی است.

در چنین شرایطی، بازگشت به ماجرای مک‌فارلین نیز بی‌دلیل نیست؛ به‌ویژه برای جریانی که خود علاقه‌مند به مقایسه‌های تاریخی در سیاست است. تاریخ البته تکرار نمی‌شود، اما مناقشه بر سر مذاکره با آمریکا ظاهراً هنوز یکی از تکرارشونده‌ترین جدال‌های سیاست ایران است.

اکنون باید دید مجلس با طرح استیضاح عراقچی چه خواهد کرد و آیا این اقدام به یک تقابل گسترده‌تر میان دولت و جریان‌های منتقد سیاست خارجی تبدیل خواهد شد یا در حد یک فشار سیاسی باقی می‌ماند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر