مجید اخوان، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری، اعلام کرده است که از ساعت ۲۴، فرودگاههای بغداد و مسقط پذیرش پروازهای ایرانی را متوقف میکنند. به گفته او، این تصمیم الزاماً به معنای تصمیم دولتهای عراق و عمان برای قطع پروازها نیست و در سطح شرکتهای بهرهبردار فرودگاهی اتخاذ شده است.
سازمان هواپیمایی ایران در واکنش، رایزنی برای انتقال پروازهای بغداد به فرودگاه نجف را آغاز کرده است؛ اقدامی که نشان میدهد تهران فعلاً به دنبال حفظ مسیر ارتباطی با عراق از طریق یک نقطه جایگزین است.
اما مسئله فقط یک جابهجایی فرودگاهی نیست. اگر مسدودشدن مسیرهای جایگزین به یک روند تبدیل شود، شبکه پروازی ایران بهجای آنکه صرفاً با «لغو چند پرواز» مواجه باشد، با مسئلهای بزرگتر یعنی کاهش تدریجی نقاط اتصال خود به شبکه هوانوردی منطقه روبهرو خواهد شد.
آذربایجان هم به فهرست محدودیتها اضافه شد
در کنار بغداد و مسقط، جمهوری آذربایجان نیز توقف پروازهای ایران را اعلام کرده است. به این ترتیب، در فاصلهای کوتاه چند مقصد منطقهای مهم از برنامه پروازی ایران خارج شدهاند. گزارشهای منتشرشده این تحولات را در ارتباط با فشارهای جدید تحریمی علیه صنعت هوانوردی ایران ارزیابی کردهاند.
اهمیت این اتفاق زمانی بیشتر میشود که بدانیم صنعت هوانوردی ایران سالهاست با تحریم، محدودیت دسترسی به قطعات، خدمات فنی، هواپیما و شبکههای پشتیبانی خارجی دستوپنجه نرم میکند. در روزهای اخیر نیز گزارشهایی از توقف یا کاهش برخی مسیرهای خارجی شرکتهای ایرانی منتشر شده است.
محاصره هوایی؛ جنگ فقط در آسمان نیست
آنچه امروز در صنعت هوانوردی ایران رخ میدهد را نمیتوان صرفاً در جدول پروازها خلاصه کرد.
هواپیما برای پرواز بینالمللی فقط به بلیت و مسافر نیاز ندارد؛ سوخت، خدمات زمینی، تعمیر و نگهداری، قطعات، بیمه، نمایندگی فروش و دسترسی به فرودگاه مقصد نیز بخشی از زنجیره پرواز هستند.
بنابراین فشار بر هرکدام از این حلقهها میتواند هزینه عملیاتی ایرلاین ایرانی را افزایش دهد.
در همین چارچوب، وزارت خزانهداری آمریکا نیز در هفتههای اخیر تحریمهایی علیه مجموعههایی مرتبط با صنعت هوانوردی ایران اعمال کرده است؛ اقداماتی که به گفته مقامهای آمریکایی بخشی از فشار اقتصادی علیه ایران محسوب میشود.
هنوز آسمان ایران کاملاً بسته نشده است
با این حال، استفاده از تعبیر «محاصره کامل هوایی» در شرایط فعلی نیازمند احتیاط است.
مجید اخوان تأکید کرده است که پروازهای خارجی دیگر، از جمله مسیر استانبول، طبق برنامه ادامه دارند و در حال حاضر مشکلی برای انجام آنها وجود ندارد. ایرانایر نیز پیشتر گفته بود برای برخی مقاصد، هنوز ابلاغیه رسمی درباره توقف پروازها دریافت نکرده است.
بنابراین آنچه فعلاً قابل مشاهده است، محدودسازی تدریجی شبکه پروازی ایران است، نه بستهشدن کامل آسمان کشور.
تفاوت این دو گزاره مهم است؛ زیرا وضعیت میتواند در روزهای آینده بر اساس تصمیم سایر کشورها، شرکتهای فرودگاهی و نحوه اجرای تحریمهای جدید تغییر کند.
هزینه واقعی این فشار را چه کسی میپردازد؟
در نهایت، فشار بر ایرلاینهای ایرانی فقط مسئله شرکتهای هواپیمایی نیست.
مسافر ایرانی نخستین گروهی است که اثر آن را در افزایش قیمت بلیت، طولانیشدن مسیرها و افزایش پروازهای غیرمستقیم احساس میکند. برای فعالان اقتصادی نیز محدودشدن ارتباطات هوایی میتواند هزینه سفرهای تجاری، جابهجایی نیروی انسانی و ارتباط با بازارهای منطقهای را افزایش دهد.
از سوی دیگر، هرچه تعداد مسیرهای مستقیم کاهش پیدا کند، وابستگی مسافران ایرانی به هابهای پروازی کشورهای ثالث بیشتر میشود؛ یعنی مسیری که زمانی با یک پرواز مستقیم طی میشد، ممکن است به سفری چندمرحلهای با هزینه و ریسک بیشتر تبدیل شود.
آزمون جدید برای دیپلماسی هوایی ایران
اکنون مسئله اصلی برای تهران فقط حفظ پروازها نیست؛ حفظ شبکه ارتباطی کشور در شرایط فشار تحریمی است.
رایزنی برای انتقال پروازهای بغداد به نجف یک نمونه از راهکارهای فوری است. اما در سطح راهبردی، ایران نیازمند آن است که همزمان مسیرهای جایگزین، توافقهای منطقهای، خدمات زمینی، تأمین سوخت و زیرساخت تعمیر و نگهداری را تقویت کند.
اگر روند فعلی گسترش پیدا کند، صنعت هوانوردی ایران با یک فشار چندلایه روبهرو خواهد شد؛ فشاری که از تحریم شرکتها شروع میشود، به خدمات فرودگاهی میرسد و در نهایت میتواند به کاهش دسترسی مردم و اقتصاد ایران به شبکه هوایی منطقه منجر شود.
آسمان ایران هنوز بسته نشده است؛ اما کوچکتر شدن تدریجی پنجرههای پروازی کشور، هشداری است که نمیتوان آن را صرفاً با عنوان «لغو چند پرواز» نادیده گرفت.