صفحه سیاست گزارش می‌دهد؛

از ریاض تا ینبع؛ فروپاشی توهم «آرامش بدون مصالحه» در خلیج فارس

گسترش دامنه حملات موشکی و پهپادی یمن به اهداف حیاتی در ریاض، الخرج و تأسیسات آرامکو در ینبع، هم‌زمان با صدور هشدارهای فوری امنیتی از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی، نشان‌دهنده بن‌بست راهبرد «تنش کنترل‌شده» و فروپاشی معادله آرامش یک‌طرفه در خلیج فارس است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
از ریاض تا ینبع؛ فروپاشی توهم «آرامش بدون مصالحه» در خلیج فارس
صفحه سیاست-

گزارش‌های رسمی و ویدیوهای منتشرشده از فعال شدن سامانه‌های پدافندی و شنیده شدن صدای انفجار در ریاض و الخرج، در کنار اعلام رسمی سخنگوی نیروهای مسلح یمن مبنی بر هدف قرار دادن شرکت آرامکو در ینبع و بخش‌های باربری فرودگاه بین‌المللی ملک خالد، ابعاد تازه‌ای از این رویارویی را نمایان کرده است.

این تحولات که در پاسخ به موج جدید حملات هوایی ائتلاف سعودی صورت گرفته، بلافاصله با موجی از هشدارهای امنیتی از سوی ایالات متحده و کشورهای اروپایی همراه شد؛ تا جایی که سفارت آمریکا در منطقه از احتمال تعطیلی حریم‌های هوایی خبر داد و رئیس‌جمهور آمریکا نیز برنامه‌های کاری خود را تغییر داد.

مجموع این رویدادها، فراتر از یک تقابل نظامی گذرا، نشان‌دهنده ورود بحران به مرحله‌ای است که امنیت زیرساخت‌های حیاتی و شاهراه‌های انرژی را مستقیماً هدف قرار داده است.

جنگ یمن

فروپاشی فرضیه «جنگ کم‌هزینه» در خاورمیانه

تصور اولیه در ریاض این بود که می‌توان با ادامه حملات هوایی نقطه‌ای و حفظ محاصره، معادلات میدانی را بدون پرداخت هزینه‌های سنگین اقتصادی مدیریت کرد. اما چرخش صنعا به سمت هدف قرار دادن شاهراه‌های انرژی در ینبع (در ساحل دریای سرخ) و شریان‌های اداری-لوجستیکی در ریاض، نشان داد که معادلات امنیت در منطقه، «تک‌بعدی» یا «قابل تفکیک» نیستند. 

وقتی حملات هوایی به صعده و تعز افزایش یافتند، امواج آن بلافاصله در پایتخت اقتصادی عربستان و فرودگاه‌های اصلی آن منعکس می‌شود. این الگوی «پاسخ متقابل در عمق»، این پیام روشن را در بر دارد که امنیت زیرساخت‌ها، امری متقابل است و نمی‌توان در سایه تداوم محاصره، انتظار امنیت مطلق برای پروژه‌های توسعه‌ای را داشت.

سردرگمی واشنگتن و موازنه شکننده انرژی در تنگه هرمز

واکنش شتاب‌زده واشنگتن، از صدور پرهیزهای مسافرتی و هشدار درباره بسته شدن احتمالی حریم‌های هوایی تا تغییر ناگهانی برنامه‌های کاخ سفید، بازتاب‌دهنده یک واقعیت عمیق‌تر است؛ ایالات متحده در آستانه تحولات حساس سیاسی و اقتصادی، توان تحمل یک جهش تازه در قیمت جهانی سوخت یا بی‌ثباتی در خطوط ناوبری خلیج فارس و دریای سرخ را ندارد.

تکرار هشدارهای امنیتی غرب بیش از آنکه نشان‌دهنده اقتدار باشد، اعترافی ناخواسته به ناکارآمدی چتر دفاعی آمریکا در برابر ابزارهای نامتقارن و کم‌هزینه‌ای است که می‌توانند حیاتی‌ترین مراجع ترانزیتی را فلج کنند.

جنگ یمن

راهبردی که در منطقه به بن‌بست رسید

تحولات اخیر ثابت می‌کند که فرمول «نه جنگ، نه صلح» یا اتکا به مانورهای موقت دیپلماتیک بدون حل ریشه‌ای بحران (پایان محاصره و توقف کامل درگیری‌ها)، کارایی خود را از دست داده است. امنیت پایدار در جنوب خلیج فارس و دریای سرخ با بیانیه‌های غربی یا پوشش‌های پدافندی آزموده شده به دست نمی‌آید، بلکه مستلزم پذیرش واقعیت‌های میدانی و موازنه قدرت جدید در منطقه است.

این تحولات بار دیگر یک پرسش اساسی را پیش روی ریاض قرار می‌دهد: آیا عربستان حاضر است خطوط لوله و پروژه‌های بلندپروازانه اقتصادی خود را در معرض آسیب‌پذیری دائم در یک جنگ فرسایشی قرار دهد، یا در نهایت ترجیح خواهد داد راهبرد خود را از اتکا به هشدارهای بی‌بی‌خاصیت واشنگتن، به سمت یک مصالحه واقعی و درون‌منطقه‌ای با صنعا تغییر دهد؟

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر