شش ماه پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، آثار این جنگ دیگر محدود به میدانهای نظامی نیست. اختلال در تولید و صادرات سوختهای فسیلی، بستهشدن تنگه هرمز و افزایش هزینه حملونقل انرژی، بازار جهانی را با یکی از جدیترین شوکهای سالهای اخیر مواجه کرده است؛ بحرانی که همزمان برنده و بازنده تولید کرده و حتی مسیر حرکت جهان به سمت انرژیهای تجدیدپذیر را تغییر داده است.
در همین چارچوب، بستهشدن تنگه هرمز از سوی ایران، عراق را نیز به سمت یافتن مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت خارج از این آبراه حیاتی سوق داده است. اهمیت هرمز در این معادله از آنجا ناشی میشود که هرگونه اختلال در این مسیر، به سرعت خود را در قیمت نفت، هزینه حملونقل و امنیت انرژی کشورهای واردکننده نشان میدهد.
۳۳۰ میلیارد دلار؛ هزینهای که جنگ به بازار جهانی انرژی تحمیل کرد
بر اساس دادههای مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک، واردکنندگان جهانی سوختهای فسیلی از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، بیش از ۳۳۰ میلیارد دلار هزینه اضافی بابت انرژی پرداخت کردهاند؛ رقمی که تقریباً با تولید ناخالص داخلی فنلاند در سال ۲۰۲۵ برابری میکند.
این رقم نشان میدهد تبعات جنگ تنها به کشورهای درگیر محدود نمانده است. افزایش قیمت نفت و گاز، هزینه تولید و حملونقل را بالا برده و دولتها و مصرفکنندگان در کشورهای مختلف را با فشار تورمی تازهای مواجه کرده است.
اما همین شوک برای برخی کشورهای تولیدکننده نفت و گاز در خارج از منطقه جنگی، به معنای افزایش درآمد و شکلگیری سودهای بادآورده بوده است.
برندگان جنگ انرژی؛ از آمریکا و آمریکای لاتین تا چین

یکی از مهمترین نتایج بحران انرژی، تغییر مسیر بخشی از تقاضای جهانی بوده است. با افزایش نگرانیها درباره امنیت عرضه از منطقه خلیج فارس، بخشی از خریداران به سمت تولیدکنندگان نفت و گاز در آمریکای شمالی و جنوبی حرکت کردهاند.
تولیدکنندگان سوخت فسیلی در آمریکا، کانادا و آمریکای لاتین در چنین شرایطی فرصت افزایش تولید و صادرات پیدا کردهاند.
در آمریکای لاتین، این روند حتی میتواند آثار بلندمدتتری داشته باشد. افزایش تقاضا برای مواد معدنی مورد نیاز خودروهای برقی و تجهیزات انرژی پاک، کشورهایی مانند شیلی و پرو را در موقعیت مناسبی قرار داده است.
به بیان دیگر، جنگ از یک سو قیمت سوختهای فسیلی را بالا برده و از سوی دیگر، سرمایهگذاری در زنجیره تأمین انرژیهای جدید را جذابتر کرده است.
چین؛ برنده بزرگ تغییر مسیر انرژی
در میان برندگان این تحولات، چین جایگاه ویژهای دارد. این کشور نهتنها یکی از بازیگران اصلی بازار انرژی جهان است، بلکه در تولید فناوریهای انرژی پاک نیز دست بالا را دارد.
بر اساس دادههای بلومبرگ نیو انرژی فاینانس، چین از زمان آغاز درگیری، پنج ماه متوالی رکورد صادرات فناوریهای پاک را از نظر ارزش دلاری ثبت کرده است.
در ماه ژوئیه نیز خودروسازان چینی بیش از ۵۰۰ هزار خودروی برقی و هیبریدی قابل شارژ به بازارهای خارجی فروختند؛ رقمی که حدود ۱۵۰ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل بوده است.
این آمار یک پیام مهم برای اقتصاد جهانی دارد: بحران انرژی الزاماً به بازگشت گسترده جهان به سوختهای فسیلی منجر نشده، بلکه در برخی کشورها به محرکی برای سرعت گرفتن برقیسازی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل شده است.
کشورهای خلیج فارس؛ بازندگان اصلی شوک انرژی
در سوی دیگر این معادله، کشورهای تولیدکننده انرژی در خلیج فارس قرار دارند.
حملات پهپادی و انفجارها به برخی زیرساختهای مهم انرژی آسیب زده و همزمان اختلال در حملونقل دریایی، صادرات نفت و گاز منطقه را تحت فشار قرار داده است.
برآورد دانشگاه رایس نشان میدهد کاهش اولیه صادرات انرژی در سراسر خلیج فارس در ماه مارس، به طور متوسط حدود ۲ میلیارد دلار در روز بوده است.
از سوی دیگر، برآورد شرکت مشاورهای ریستاد انرژی نشان میدهد زیرساختهای انرژی به ارزش حداکثر ۵۸ میلیارد دلار آسیب دیدهاند؛ خسارتی که بازسازی آن هزینه و زمان قابل توجهی میطلبد.
اما مسئله تنها خسارت مستقیم به تأسیسات نیست. افزایش ریسک منطقهای و هزینه تأمین مالی میتواند سرمایهگذاری در پروژههای انرژی پاک در کشورهای خلیج فارس را نیز برای مدتی دشوارتر کند.
ژاپن و کره جنوبی؛ قربانیان وابستگی به هرمز

کشورهای واردکننده انرژی نیز از این بحران آسیب جدی دیدهاند.
ژاپن و کره جنوبی که پیش از آغاز جنگ برای تأمین بخش مهمی از نفت مورد نیاز خود به محمولههای عبوری از تنگه هرمز وابسته بودند، در برابر افزایش قیمتها و نااطمینانی بازار آسیبپذیر شدند.
این اتفاق بار دیگر اهمیت استراتژیک تنگه هرمز را نشان داد؛ آبراهی که یک بحران امنیتی در آن میتواند در فاصله کوتاهی به بحران اقتصادی در شرق آسیا تبدیل شود.
در آفریقا نیز بسیاری از کشورهای واردکننده فرآوردههای نفتی با افزایش هزینه انرژی مواجه شدند. برای اقتصادهای ضعیفتر، چنین شوکی میتواند همزمان به افزایش تورم، کاهش ارزش پول ملی و فشار بر ذخایر ارزی منجر شود.
کشورهای فقیر، هزینه بیشتری پرداخت کردند
یکی از مهمترین ابعاد این بحران، توزیع نابرابر هزینههای آن است.
مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک برآورد کرده است کشورهای فقیرتر برای جذب شوک افزایش قیمت انرژی، به طور متوسط هزینهای معادل یک درصد اضافی از تولید ناخالص داخلی خود متحمل شدهاند؛ فشاری که بیش از دو برابر کشورهای ثروتمندتر بوده است.
به همین دلیل، جنگ انرژی را میتوان نوعی مالیات پنهان بر اقتصادهای آسیبپذیر دانست؛ زیرا افزایش قیمت سوخت مستقیماً به هزینه حملونقل، تولید، مواد غذایی و کالاهای مصرفی منتقل میشود.
یک اثر غیرمنتظره؛ شتاب گرفتن انرژیهای تجدیدپذیر
شاید مهمترین پیامد بلندمدت این بحران، افزایش سرعت حرکت برخی کشورها به سمت انرژیهای پاک باشد.
در آفریقا، واردات تجهیزات خورشیدی از چین در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۷ درصد افزایش یافته است.
در فیلیپین نیز واردات تجهیزات خورشیدی چینی در ماه مارس نسبت به سال قبل ۲۶۲ درصد رشد داشته است.
افزایش هزینه سوخت باعث شده انرژی خورشیدی و سایر منابع تجدیدپذیر در بسیاری از بازارهای در حال توسعه از یک گزینه زیستمحیطی به یک راهکار اقتصادی برای کاهش وابستگی به سوخت وارداتی تبدیل شوند.
این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد؛ چراکه در بسیاری از کشورهای فقیر، انگیزه اصلی برای حرکت به سمت انرژی پاک نه مقابله با تغییرات اقلیمی، بلکه کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای نفت و گاز است.
خودروهای برقی هم از بحران انرژی سود بردند
افزایش قیمت سوخت تنها بازار پنلهای خورشیدی را تقویت نکرده است. بازار خودروهای برقی نیز نشانههایی از شتاب گرفتن تقاضا را نشان میدهد.
بر اساس دادههای بلومبرگ نیو انرژی فاینانس، فروش ماهانه خودروهای برقی در فیلیپین و اندونزی طی ماههای ژوئن و ژوئیه تقریباً دو برابر مدت مشابه سال ۲۰۲۵ بوده است.
در هند نیز فروش ماهانه خودروهای برقی سواری در همین دو ماه به حدود ۳۰ هزار دستگاه رسید؛ در حالی که این رقم در سال گذشته کمتر از ۲۰ هزار دستگاه بود.
این روند میتواند در سالهای آینده به تقویت تقاضا برای موادی مانند مس و لیتیوم منجر شود و کشورهای صاحب ذخایر و زنجیره تولید این مواد، از جمله شیلی و پرو، را در موقعیت اقتصادی بهتری قرار دهد.
آیا جنگ به کاهش انتشار کربن منجر شده است؟
یکی از نتایج غیرمنتظره بحران، وضعیت نسبتاً مهارشده انتشار گازهای گلخانهای در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ است.
بر اساس تحلیل اولیه کلایمت تریس، انتشار جهانی گازهای گلخانهای در این دوره تنها حدود ۰.۲ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش داشته است.
کاهش جزئی انتشار در چین و آمریکا، دو تولیدکننده بزرگ آلایندههای جهان، با افزایش انتشار در هند و برزیل تا حد زیادی خنثی شده است.
در عین حال، برخلاف برخی نگرانیها، اختلال در بازار انرژی به بازگشت گسترده و سریع نیروگاههای زغالسنگ منجر نشده است. به گفته تحلیلگران، انرژیهای تجدیدپذیر در شش ماه نخست سال همچنان با سرعت قابل توجهی توسعه یافتهاند.
معادله جدید انرژی جهان
آنچه در شش ماه گذشته رخ داده، یک واقعیت مهم را برجسته کرده است: امنیت انرژی دیگر فقط به میزان ذخایر نفت و گاز یک کشور وابسته نیست؛ بلکه به تنوع منابع انرژی، مسیرهای انتقال و توانایی کشورها برای جایگزینی سریع سوختهای فسیلی نیز بستگی دارد.
جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز نشان داد کشوری که به یک مسیر یا منبع انرژی وابسته باشد، در برابر بحرانهای ژئوپلیتیک آسیبپذیرتر است.
از این منظر، برندگان واقعی این بحران تنها تولیدکنندگان نفت و گاز خارج از خلیج فارس نیستند؛ شرکتهای فعال در انرژی خورشیدی، باتری، خودروهای برقی، مس و لیتیوم نیز در حال تبدیل شدن به بازیگران مهم اقتصاد جدید انرژی هستند.
در مقابل، کشورهایی که هم به واردات سوخت وابستهاند و هم زیرساختهای محدودی برای جایگزینی آن دارند، بیشترین هزینه را پرداخت میکنند.
تحلیل صفحه سیاست
جنگ ششماهه، بازار انرژی جهان را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن تنگه هرمز، قیمت نفت، امنیت عرضه و انرژیهای تجدیدپذیر به اجزای یک معادله واحد تبدیل شدهاند.
اگرچه پایان جنگ و بازگشت ثبات میتواند بخشی از جهش قیمت انرژی را تعدیل کند، اما بخشی از رفتارهای جدید بازار احتمالاً باقی خواهد ماند. دولتها بیش از گذشته به تنوعبخشی منابع انرژی فکر میکنند، شرکتها ریسک وابستگی به یک منطقه را جدیتر گرفتهاند و مصرفکنندگان نیز در برابر قیمت بالای سوخت، به سمت فناوریهای کممصرفتر حرکت کردهاند.
به همین دلیل، شاید مهمترین اثر اقتصادی جنگ علیه ایران نه فقط نفت گرانتر، بلکه شتاب گرفتن رقابت بر سر شکلدهی به نظام انرژی پس از نفت باشد.