صفحه سیاست گزارش می دهد؛

پدافند ایران؛ از تجربه جنگ ۱۲روزه تا غافلگیری در جنگ رمضان

جنگ ۱۲روزه برای پدافند هوایی ایران تنها یک میدان درگیری نبود؛ آزمونی بود که نقاط ضعف و قوت شبکه دفاعی را آشکار کرد و به بازنگری در تاکتیک‌ها، فرماندهی، استقرار سامانه‌ها و شیوه مقابله با تهدیدهای هوایی انجامید. حالا روایت‌های منتشرشده از جنگ رمضان نشان می‌دهد این تجربه چگونه به میدان بعدی منتقل شد؛ جایی که به گفته مسئولان، شبکه پدافندی ایران با بازآرایی و تطبیق سریع‌تر توانست بخشی از محاسبات دشمن را برهم بزند و نشان دهد در جنگ مدرن، سرعت یادگیری و بازسازی توان دفاعی می‌تواند به اندازه برخورداری از تجهیزات پیشرفته تعیین‌کننده باشد.

پدافند ایران؛ از تجربه جنگ ۱۲روزه تا غافلگیری در جنگ رمضان
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

در میانه جنگ، هر خبر درباره انهدام یک جنگنده یا پهپاد دشمن با یک پرسش اساسی همراه بود: این پرنده چگونه شناسایی و هدف قرار گرفت؟ پاسخ به این پرسش، طبیعتاً نمی‌توانست در جریان نبرد منتشر شود؛ چراکه تشریح تاکتیک‌های عملیاتی، نحوه استقرار سامانه‌ها و معرفی قابلیت‌های پدافندی، بیش از آنکه یک دستاورد رسانه‌ای باشد، می‌توانست اطلاعاتی با ارزش عملیاتی در اختیار دشمن قرار دهد.

اما با فروکش کردن درگیری‌ها، بخش‌هایی از آنچه در میدان رخ داده، به‌تدریج در حال آشکار شدن است؛ روایتی که نشان می‌دهد شبکه پدافندی ایران پس از تجربه جنگ ۱۲روزه، صرفاً به دنبال افزایش تعداد سامانه‌ها نرفت، بلکه تلاش کرد شیوه مواجهه خود با جنگ هوایی را تغییر دهد.

از جنگ ۱۲روزه تا بازطراحی پدافند

3c738d1c55434815bdbc09cbd7a044ef

جنگ ۱۲روزه برای پدافند هوایی ایران، علاوه بر یک نبرد واقعی، یک آزمون بزرگ عملیاتی بود. نقاط ضعف، الگوهای حمله، شیوه شناسایی و تاکتیک‌های دشمن در این نبرد مورد ارزیابی قرار گرفت و در فاصله میان دو جنگ، بخشی از ساختار پدافندی بازنگری شد.

این تغییرات را نمی‌توان صرفاً در معرفی یک موشک یا رادار جدید خلاصه کرد. فرماندهی و کنترل، آموزش نیروها، نحوه استقرار سامانه‌ها، تاکتیک‌های درگیری و چگونگی اتصال اجزای مختلف شبکه پدافندی نیز بخشی از این بازنگری بود.

اهمیت این تغییر زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم در جنگ مدرن، یک سامانه پدافندی به‌تنهایی نمی‌تواند سرنوشت نبرد را تعیین کند. آنچه اهمیت دارد، عملکرد یک شبکه به‌هم‌پیوسته از کشف و شناسایی تا هشدار، رهگیری، تصمیم‌گیری و در نهایت درگیری با هدف است.

به گفته مسئولان، نتیجه این بازآرایی در جنگ رمضان خود را نشان داد؛ جایی که دشمن با سطحی از غافلگیری در حوزه پدافند مواجه شد که پیش از آغاز درگیری انتظار آن را نداشت.

پدافند نوین؛ جنگ فقط با موشک پیروز نمی‌شود

مفهوم پدافند نوین را نمی‌توان صرفاً با تعداد سامانه‌ها یا برد موشک‌ها سنجید. یکی از مؤلفه‌های مهم در این رویکرد، اقتصاد جنگ است؛ یعنی ایجاد شرایطی که هزینه عملیات تهاجمی برای دشمن افزایش یابد و در مقابل، هزینه مقابله برای مدافع کنترل‌شده باقی بماند.

در چنین معادله‌ای، هدف لزوماً استفاده از گران‌ترین سلاح برای مقابله با گران‌ترین پرنده نیست. مسئله این است که شبکه دفاعی بتواند با استفاده هوشمندانه از مجموعه‌ای از قابلیت‌ها، هزینه و ریسک عملیات دشمن را افزایش دهد.

از این منظر، پدافند هوایی را باید یک «شبکه زنده» دانست؛ شبکه‌ای که باید دائماً اطلاعات دریافت کند، تهدید را تشخیص دهد، مسیر حمله را تحلیل کند و متناسب با رفتار دشمن، تاکتیک خود را تغییر دهد.

بنابراین، مزیت واقعی در میدان نبرد تنها در اختیار داشتن تجهیزات پیشرفته نیست؛ سرعت واکنش و سرعت تطبیق با تغییر تاکتیک دشمن نیز بخشی از قدرت نظامی محسوب می‌شود.

ادعای نابودی پدافند؛ میدان چه روایتی داشت؟

07bdac805cb14686b49638ce6eca200f

در جریان جنگ، بارها ادعا شد که شبکه پدافندی ایران آسیب جدی دیده یا از کار افتاده و جنگنده‌های دشمن امکان عملیات آزادانه در آسمان ایران را پیدا کرده‌اند. با این حال، روایت ارائه‌شده از سوی فرماندهان ایرانی تصویر متفاوتی ارائه می‌کند.

بر اساس این روایت، حتی پس از اصابت به برخی سامانه‌ها در روزهای ابتدایی، فرآیند جایگزینی، بازآرایی و فعال نگه داشتن شبکه پدافندی ادامه پیدا کرد و از حدود روز بیست‌وپنجم جنگ، وضعیت عملیاتی این شبکه نسبت به روزهای نخست بهبود یافت.

ادامه شلیک‌های پدافندی تا آخرین روزهای جنگ نیز از نگاه مسئولان، نشانه‌ای از تداوم فعالیت شبکه بود؛ شبکه‌ای که همزمان باید از آسمان کشور دفاع می‌کرد و از عملیات موشکی و پهپادی ایران نیز پشتیبانی می‌کرد.

اگر این روایت را بپذیریم، یک نکته مهم به دست می‌آید: از کار انداختن چند سامانه، الزاماً به معنای فروپاشی شبکه پدافندی نیست. شبکه‌ای که قابلیت جایگزینی، بازآرایی و تغییر تاکتیک داشته باشد، می‌تواند حتی پس از تحمل ضربه نیز به فعالیت خود ادامه دهد.

F-35 و مسئله‌ای به نام «غافلگیری»

یکی از مهم‌ترین بخش‌های روایت مربوط به جنگ رمضان، ادعای اصابت به جنگنده‌های پیشرفته دشمن، از جمله F-15 و F-35 است.

F-35 به دلیل برخورداری از فناوری‌های پیشرفته و ویژگی‌های پنهان‌کاری، یکی از مهم‌ترین دارایی‌های هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود. از همین رو، ادعای شناسایی و درگیری موفق با چنین جنگنده‌ای، صرفاً یک رخداد تاکتیکی نیست و می‌تواند از منظر جنگ الکترونیک، شبکه راداری و شیوه‌های کشف اهداف کم‌پیدا نیز اهمیت داشته باشد.

البته درباره جزئیات دقیق این درگیری‌ها، نوع سامانه مورد استفاده و چگونگی کشف اهداف، همچنان باید با احتیاط برخورد کرد؛ زیرا بخش قابل توجهی از این اطلاعات ماهیت عملیاتی و امنیتی دارد و همه ادعاها نیز به‌صورت مستقل قابل راستی‌آزمایی نیستند.

با این حال، حتی در سطح تحلیلی، یک نکته روشن است: جنگ هوایی امروز صرفاً رقابت میان جنگنده‌ها و موشک‌ها نیست؛ رقابت میان شبکه‌های اطلاعاتی، راداری، الکترونیکی و فرماندهی است.

پدافند؛ شبکه‌ای که باید خودش را با میدان تطبیق دهد

یکی از تفاوت‌های رویکرد جدید با نگاه کلاسیک به پدافند، در همین قابلیت تطبیق نهفته است.

سامانه پدافندی زمانی مؤثر است که بتواند از داده‌های میدان استفاده کند و متناسب با تهدیدهای جدید، عملکرد خود را تغییر دهد. حضور نیروهای فنی و متخصص در کنار سامانه‌های عملیاتی نیز در چنین شرایطی اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا جنگ واقعی، محیطی متفاوت با شرایط آزمایشگاهی است و دشمن نیز دائماً تاکتیک‌های خود را تغییر می‌دهد.

در این میان، تجهیزات بومی یک مزیت بالقوه ایجاد می‌کنند: امکان اصلاح، به‌روزرسانی و متناسب‌سازی سریع‌تر تجهیزات با نیازهای عملیاتی، بدون وابستگی کامل به چرخه تأمین خارجی.

این مسئله در جنگ فرسایشی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند؛ زیرا در چنین نبردی، مسئله فقط «زدن» نیست، بلکه توان ادامه دادن است.

خط تولید؛ بخش پنهان قدرت پدافندی

جنگ تنها در خط مقدم و محل شلیک موشک‌ها تعیین نمی‌شود. پشت هر سامانه منهدم‌شده، مسئله‌ای به نام جایگزینی قرار دارد.

بر اساس روایت ارائه‌شده، بیش از ۸۰ تا ۸۵ درصد ظرفیت تولید سامانه‌های پدافندی آسیب جدی ندیده و روند تولید و تحویل تجهیزات نیز در طول جنگ ادامه داشته است.

اگر این برآورد درست باشد، یکی از عوامل مهم در حفظ توان پدافندی ایران، تداوم چرخه تولید و جایگزینی بوده است. در یک جنگ طولانی، حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌ها نیز بدون امکان تعمیر، بازسازی و جایگزینی به‌تدریج فرسوده می‌شوند.

از همین رو، صنعت دفاعی و ظرفیت تولید، بخشی از قدرت رزمی محسوب می‌شود، نه یک موضوع حاشیه‌ای در کنار میدان نبرد.

مهم‌ترین درس؛ چه کسی سریع‌تر یاد می‌گیرد؟

شاید مهم‌ترین درس فاصله میان جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، نه در تعداد سامانه‌ها و نه در یک عملیات مشخص، بلکه در چرخه یادگیری نظامی نهفته باشد.

جنگ، نقاط ضعف هر طرف را آشکار می‌کند. طرفی که بتواند این نقاط ضعف را سریع‌تر شناسایی کند، تاکتیک‌های خود را تغییر دهد، تجهیزاتش را بازآرایی کند و دوباره وارد میدان شود، شانس بیشتری برای حفظ توان رزمی خواهد داشت.

از این منظر، تجربه پدافند ایران را می‌توان نمونه‌ای از رقابت میان دو چرخه دانست: چرخه حمله و چرخه یادگیری و تطبیق.

دشمن تلاش می‌کند روش‌های جدیدی برای نفوذ و انهدام شبکه دفاعی پیدا کند و طرف مقابل باید پیش از آنکه این روش‌ها به یک الگوی پایدار تبدیل شوند، خود را با آنها تطبیق دهد.

در نهایت، همین نکته می‌تواند مهم‌ترین پیام تحولات اخیر باشد؛ در جنگ مدرن، برنده الزاماً طرفی نیست که تجهیزات بیشتر یا گران‌قیمت‌تری در اختیار دارد. برنده می‌تواند طرفی باشد که سریع‌تر از میدان یاد بگیرد، سریع‌تر تاکتیک خود را اصلاح کند و بتواند پس از هر ضربه، شبکه خود را دوباره به میدان بازگرداند.

تجربه جنگ ۱۲روزه و تحولات پس از آن، دست‌کم بر اساس روایت مسئولان، نشان می‌دهد پدافند ایران تلاش کرده است از یک ساختار صرفاً متکی بر سامانه‌های منفرد، به سمت یک شبکه انعطاف‌پذیرتر حرکت کند؛ شبکه‌ای که هدف آن فقط مقابله با یک حمله مشخص نیست، بلکه حفظ توان دفاعی در طول یک نبرد پیچیده و فرسایشی است.

و شاید همین تغییر نگاه، مهم‌ترین بخش داستانی باشد که جزئیات آن در روزهای جنگ امکان انتشار نداشت.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر