مهدی افراز، تشدید تهدیدهای مقامهای آمریکایی علیه زیرساختهای ایران، تأسیسات هستهای و مسئولان کشور را ناشی از اختلاف بر سر نحوه اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز ارزیابی کرده است.
در این یادداشت آمده است که از حوالی ۱۶ تیر، طرف ایرانی با این برداشت که تفسیر آمریکا از بند چهار تفاهمنامه میتواند حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را بیاثر کند، مسیر جنوبی کریدور دریایی را مسدود کرد. نویسنده مدعی است این اقدام پس از افزایش تردد از مسیر جنوبی و تهدید شناورهای عبوری از مسیر شمالی توسط ارتش آمریکا انجام شد.
افراز ادامه داده است که آمریکا در واکنش به این تصمیم، حملات خود را افزایش داد و دامنه آن را به مناطق جنوبی ایران کشاند تا تهران را از ایجاد اختلال در روند کشتیرانی منصرف کند. با این حال، به نوشته او، پس از گذشت حدود ۲۰ روز، واشنگتن به این نتیجه رسید که این چالش راهحل نظامی ندارد و فشارهای نظامی نتوانسته است محاسبات ایران را تغییر دهد.
این یادداشت، گسترش مناقشه به بابالمندب و کانال سوئز را از عوامل تغییر رویکرد آمریکا عنوان کرده و مدعی شده است که واشنگتن پس از آن، از شدت حملات در جنوب کاسته و تلاش برای اعمال فشار سیاسی و گرفتن امتیاز از ایران را در دستور کار قرار داده است.
به باور نویسنده، موضوع اصلی اختلاف آمریکا با ایران صرفاً به مدیریت بازار انرژی، قیمت سوخت یا ملاحظات سیاست داخلی این کشور محدود نمیشود، بلکه به شکلگیری نظم آینده خلیج فارس و منطقه غرب آسیا ارتباط دارد. بر همین اساس، آمریکا ممکن است با ارائه مشوقهای مالی و پذیرش ظاهری نقش ایران در مدیریت تنگه، با تثبیت حاکمیت انحصاری تهران مخالفت کند.
افراز در ادامه نوشته است که در هفتههای گذشته، برخی مواضع سیاسی در آمریکا و همچنین دیدگاههایی در داخل ایران بر ضرورت کنار گذاشتن «اهرم تنگه» برای جلوگیری از گسترش جنگ تأکید داشتهاند. از نگاه او، مسئله تعیینکننده این است که کنترل ورود و خروج شناورها به خلیج فارس و اعمال محدودیتهای دریایی، به صورت مستقل در اختیار ایران باشد یا با مشارکت کشورهای دیگر و تحت رهبری آمریکا انجام شود.
نویسنده، این موضوع را معیاری برای ارزیابی عملکرد هیئت مذاکرهکننده ایرانی در ادامه مسیر دانسته است. او تأکید کرده که باید مشخص شود تیم سیاسی تا چه اندازه از مواضع میدانی حمایت میکند و آیا در برابر تهدیدهای آمریکا مقاومت خواهد کرد یا با پذیرش الگوهایی مانند نهاد امنیتی منطقهای، شبکه امنیتی یا ائتلاف کشورهای حاشیه خلیج فارس، از تثبیت نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز عقبنشینی میکند.
در پایان این یادداشت آمده است که پذیرش الگوهای مشارکتی، شبکهای، منطقهای، ائتلافی یا سازمانی برای حاکمیت بر تنگه، از دیدگاه نویسنده به معنای تداوم نظم موجود و حفظ نقش آمریکا بهعنوان قدرت ناظر در منطقه خواهد بود؛ ارزیابیای که نویسنده آن را مانعی برای تغییر نظم غرب آسیا و کاهش نقش آمریکا در منطقه میداند.