رامی جی خوری، تحلیلگر و پژوهشگر ارشد سیاست عمومی در دانشگاه آمریکایی بیروت، در یادداشتی در الجزیره به بررسی تأثیر جنگ ایران بر نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا پرداخته و معتقد است دونالد ترامپ برخلاف تصور اولیه خود نتوانست ایران را به تسلیم وادار کند؛ بلکه پیامدهای اقتصادی جنگ به خانههای شهروندان آمریکایی رسید و نارضایتی از دولت او را تشدید کرد.
به نوشته این تحلیلگر، پاسخ ایران به حملات آمریکا و اسرائیل به یکی از چشمگیرترین تحولات سیاسی در تاریخ معاصر آمریکا منجر شد. با این حال، شکست جمهوریخواهان صرفاً نتیجه ناکامی نظامی ترامپ در جنگ با ایران نبود، بلکه این جنگ مجموعهای از نارضایتیهای موجود در جامعه آمریکا را تشدید کرد و زمینه را برای حمایت بیشتر رأیدهندگان از دموکراتها فراهم آورد.
خوری معتقد است ترامپ تصور میکرد جنگ علیه ایران میتواند این کشور را به زانو درآورد و آن را به دولتی وابسته به آمریکا و اسرائیل تبدیل کند؛ اما ایران در برابر حملات مقاومت کرد و با پاسخهای خود، هزینههای اقتصادی و نظامی جنگ را به آمریکا و کشورهای منطقه تحمیل کرد.

تنگه هرمز؛ مسیری که هزینه جنگ را به خانه آمریکاییها رساند
به اعتقاد نویسنده، یکی از مهمترین اقدامات ایران که مستقیماً بر زندگی روزمره شهروندان آمریکایی تأثیر گذاشت، محدود کردن تردد کشتیها در تنگه هرمز بود؛ اقدامی که افزایش قیمت مواد غذایی، بنزین، گازوئیل، سفر، کالاهای وارداتی و سایر نیازهای روزمره را به دنبال داشت.
در این گزارش آمده است که حدود ۹۰ درصد رأیدهندگان آمریکایی اعلام کرده بودند هزینههای زندگی یکی از عوامل مهم یا تعیینکننده در تصمیم آنها برای رأی دادن بوده است.
خوری تأکید میکند که پیامدهای اقتصادی جنگ، نارضایتی عمومی از دولت ترامپ را تشدید کرد؛ زیرا شهروندان آمریکایی در حالی با افزایش هزینههای زندگی مواجه شدند که دولت این کشور نتوانسته بود اهداف اعلامشده خود در جنگ علیه ایران را محقق کند.
به نوشته این تحلیلگر، آمریکا و اسرائیل حتی پس از ماهها حمله به زیرساختها، مراکز نظامی، اقتصادی و اهداف مرتبط با ساختار سیاسی ایران نیز نتوانستند تهران را به تسلیم وادار کنند.
در مقابل، حملات متقابل ایران موجب شد برخی پایگاههای آمریکا در شبهجزیره عربستان و اردن از کار بیفتند یا تخلیه شوند. همچنین خسارات گستردهای به زیرساختهای انرژی و حملونقل کشورهای عربی وارد شد و جریان انتقال انرژی در جهان با اختلال مواجه شد.
نویسنده معتقد است از همان هفتههای نخست جنگ مشخص شد که هزینههای تحمیلشده به ایران، بدون پاسخ باقی نخواهد ماند و شهروندان آمریکایی و کشورهای مشارکتکننده در حملات نیز پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن را تجربه خواهند کرد.
سه عاملی که نگاه آمریکاییها به جنگ ایران را تغییر داد
خوری در ادامه به سه موضوع اشاره میکند که به اعتقاد او، ضعفهای سیاست نظامی آمریکا در جنگ با ایران را برای افکار عمومی این کشور آشکار کرد.
- ۱. مخالفت افکار عمومی و نادیده گرفتن نقش کنگره
به نوشته این تحلیلگر، ترامپ بدون توجه به مخالفتهای مکرر شهروندان آمریکایی با حمله به ایران، وارد جنگ شد؛ در حالی که طبق قانون اساسی آمریکا، آغاز جنگ به مجوز کنگره نیاز دارد.
نویسنده با اشاره به نظرسنجیهای خروج از حوزههای رأیگیری شبکه سیبیاس مینویسد رأیدهندگان به دلیل بیفایده دانستن جنگ و پیامدهای اقتصادی آن با این درگیری مخالفت کرده بودند.
از نگاه خوری، نادیده گرفتن دیدگاه شهروندان و الزامات قانونی، خشم بخشی از رأیدهندگان را برانگیخت؛ بهویژه آنکه ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۴ وعده داده بود به جنگهای خارجی بینتیجه پایان دهد.
- ۲. نبود اهداف راهبردی مشخص در جنگ
نویسنده معتقد است دولت ترامپ بدون داشتن اهداف راهبردی روشن، منسجم و قابلباور، حمله به ایران را آغاز کرد.
به نوشته او، مهمترین توجیه اعلامشده ترامپ برای این حملات، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بود؛ ادعایی که مقامهای اسرائیلی بارها آن را بهعنوان تهدیدی قریبالوقوع مطرح کرده بودند، اما ارزیابیهای اطلاعاتی و بازرسیهای آمریکا و نهادهای بینالمللی، به گفته نویسنده، شواهدی در تأیید آن ارائه نکرده بودند.
- ۳. نقش اسرائیل در تصمیم آمریکا برای ورود به جنگ
خوری در بخش دیگری از یادداشت خود به برداشت بخشی از جامعه آمریکا درباره نقش اسرائیل در آغاز جنگ اشاره میکند.
به نوشته او، هنگامی که شماری از شهروندان آمریکایی به این نتیجه رسیدند که ترامپ عمدتاً تحت تأثیر فشار اسرائیل وارد جنگ شده است، دو نوع واکنش منفی شکل گرفت: نخست، احساس تحقیر از اینکه قدرت نظامی گسترده آمریکا نتوانسته به اهداف اعلامشده خود دست پیدا کند و دوم، خشم از اینکه یک کشور خارجی توانسته با استفاده از نفوذ سیاسی و لابیگری گسترده در واشنگتن، تصمیمی را تحت تأثیر قرار دهد که هزینههای آن بر دوش خانوادههای آمریکایی افتاده است.

اعتراف معنادار معاون دونالد ترامپ؛ دلیل شکست ما جنگ بود
یکی از بخشهای قابلتوجه این تحولات، موضعگیری جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای بود. ونس یک روز پس از انتخابات در شبکههای اجتماعی نوشت: «دلیل شکست ما جنگ است.»
او همچنین چهار مطالبه اصلی رأیدهندگانی را که از جمهوریخواهان رویگردان شده بودند، اینگونه برشمرد: پایان دادن به جنگ، تمرکز بر هزینههای زندگی و تورم، در اولویت قرار دادن منافع آمریکا و تغییر در روابط واشنگتن با اسرائیل.
خوری این اظهارات را نشانهای از اهمیت جنگ ایران در شکلگیری نارضایتی انتخاباتی میداند؛ بهویژه آنکه اشاره صریح معاون رئیسجمهور به ضرورت تغییر در روابط آمریکا و اسرائیل، در فضای سیاسی این کشور قابلتوجه بود.
جنگ ایران و مسئله حمایت آمریکا از اسرائیل
نویسنده در بخش پایانی یادداشت خود، موضوع فلسطین و حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل را نیز از عوامل تأثیرگذار بر فضای انتخاباتی معرفی میکند.
به نوشته خوری، موضوع آنچه او نسلکشی فلسطینیان از سوی اسرائیل مینامد و نقش حمایتی آمریکا در آن، به یکی از محورهای مهم فعالیت انتخاباتی بخشی از دموکراتهای ترقیخواه تبدیل شده بود.
او همچنین به وعده ترامپ در روز انتخابات برای پایان دادن به کمک نظامی نزدیک به چهار میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل اشاره میکند و این وعده را تلاشی برای جلب نظر رأیدهندگان میداند؛ هرچند معتقد است این کمکها قرار نبود متوقف شوند و صرفاً ممکن بود از مسیرهای دیگری ادامه پیدا کنند.
از نگاه این تحلیلگر، تحولات فلسطین و جنگ غزه و همچنین نقش آمریکا در حمایت از اسرائیل، تأثیر قابلتوجهی بر نگرش بخشی از رأیدهندگان آمریکایی گذاشته است.
در نهایت، خوری معتقد است جنگ ایران به موضوعی فراتر از یک درگیری نظامی در خاورمیانه تبدیل شد. این جنگ نهتنها هزینههای اقتصادی و امنیتی قابلتوجهی برای آمریکا به همراه داشت، بلکه شکاف میان وعدههای انتخاباتی ترامپ و عملکرد دولت او را نیز آشکار کرد؛ شکافی که در انتخابات میاندورهای به زیان جمهوریخواهان تمام شد.