سخنان اخیر محمدباقر قالیباف درباره ضرورت تبدیل چرخه «جنگ، مذاکره و صلح» به معادله «جنگ، مذاکره و بازدارندگی»، پرسشی مهم درباره نسبت قدرت نظامی، دیپلماسی و امنیت پایدار مطرح میکند: چگونه میتوان از تکرار جنگ جلوگیری کرد، بیآنکه کشور در چرخهای فرسایشی از تنش و نااطمینانی گرفتار شود؟
بازدارندگی زمانی محقق میشود که طرف مقابل، هزینه اقدام خصمانه را بیشتر از منافع احتمالی آن ارزیابی کند. دستیابی به این هدف صرفاً به توان نظامی وابسته نیست؛ بلکه به اعتبار سیاست خارجی، توان اقتصادی، انسجام اجتماعی و ظرفیت مدیریت بحران نیز بستگی دارد. از این منظر، قدرت دفاعی یکی از مؤلفههای امنیت ملی است، نه تمام آن.
قدرت نظامی بدون پشتوانه ملی کافی نیست
اقتصاد باثبات، توان فناورانه و اعتماد عمومی از عواملی هستند که میتوانند قدرت دفاعی کشور را در بلندمدت حفظ کنند. در مقابل، فرسایش اقتصادی و نااطمینانی اجتماعی ممکن است توان کشور برای تقویت ظرفیتهای راهبردی خود را محدود کند. بنابراین، بازدارندگی پایدار زمانی معنا پیدا میکند که علاوه بر افزایش توان مقابله با تهدیدها، زمینه حفظ منابع و ظرفیتهای توسعه کشور را نیز فراهم آورد.
در این چارچوب، باید میان آمادگی برای مقابله با جنگ و گرفتار شدن در وضعیت دائمی تنش تفاوت گذاشت. هدف بازدارندگی، صرفاً افزایش آمادگی نظامی نیست؛ بلکه باید احتمال درگیری را کاهش دهد و امکان مدیریت بحران را تقویت کند. از همین رو، ارزیابی موفقیت این راهبرد به شاخصهایی فراتر از توان تسلیحاتی نیاز دارد؛ از جمله کاهش خطر درگیری، کنترل هزینههای تنش و حفظ ثبات اقتصادی.
دیپلماسی؛ مکمل قدرت دفاعی
مذاکره و توان نظامی لزوماً دو مسیر متضاد نیستند. توان دفاعی میتواند هزینه اقدام خصمانه را افزایش دهد و دیپلماسی نیز با ایجاد تعهدات روشن، امکان راستیآزمایی و مدیریت اختلافها، به کاهش خطر رویارویی کمک کند. البته هیچ توافقی بهتنهایی تضمینکننده صلح پایدار نیست؛ همانطور که افزایش قدرت نظامی نیز لزوماً به معنای از میان رفتن همه تهدیدها نخواهد بود.
از این منظر، مسئله اصلی انتخاب میان مذاکره و مقاومت نیست، بلکه چگونگی استفاده هماهنگ از ابزارهای مختلف برای حفظ منافع ملی و جلوگیری از تکرار بحران است. توافقی که پشتوانه اجرایی نداشته باشد، ممکن است آسیبپذیر بماند و تقابلی که هزینههای آن از دستاوردهایش فراتر رود، الزاماً امنیت بیشتری ایجاد نمیکند.
در نهایت، معیار سنجش بازدارندگی فقط توان پاسخ به حمله نیست؛ بلکه میزان موفقیت آن در جلوگیری از جنگ، حفظ ظرفیتهای ملی و فراهم کردن فرصت توسعه است. **قدرت زمانی به امنیت پایدار منجر میشود که بتواند احتمال درگیری را کاهش دهد و در کنار حفاظت از کشور، امکان ثبات و پیشرفت را نیز حفظ کند.