بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، تهران در تلاش است با تقویت خطوط دفاعی، بسیج نیروهای وفادار و هشدار درباره گسترش دامنه پاسخ نظامی، هزینه هرگونه حمله احتمالی آمریکا را افزایش دهد. مقامهای ایرانی نیز در اظهارات عمومی و گفتوگو با مسئولان منطقهای هشدار دادهاند که ازسرگیری حملات آمریکا میتواند به تشدید درگیریها در سراسر خاورمیانه منجر شود.
تصاویر ماهوارهای مورد استناد این گزارش، از اجرای اقداماتی برای تقویت حفاظت از مراکز حساس، از جمله تأسیسات هستهای و مناطق مرزی، حکایت دارد. با این حال، توان دفاعی ایران در برابر برخی حملات هوایی پیشرفته آمریکا با محدودیتهایی روبهروست؛ موضوعی که اهمیت راهبرد بازدارندگی و تهدید به گسترش دامنه جنگ را برای تهران افزایش میدهد.
صنم وکیل، مدیر بخش خاورمیانه در اندیشکده چتمهاوس لندن، معتقد است شرایط جنگی و بنبست در جبهههای دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسی میتواند در مقطع کنونی به سود ایران عمل کند.
در همین حال، برخی منابع آگاه از هشدارهای ایران مدعی شدهاند که تهران احتمال گسترش پاسخ نظامی به اهدافی فراتر از میدان نبرد مستقیم را نیز مطرح کرده است. تهدید زیرساختهای دیجیتال منطقه، از جمله مراکز داده و کابلهای اینترنتی، از جمله مواردی است که در گزارش والاستریت ژورنال به آن اشاره شده است.
هشدار تهران به کشورهای خلیج فارس؛ انرژی منطقه در معرض خطر

یکی از مهمترین ابعاد تقابل احتمالی ایران و آمریکا، پیامدهای آن برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. بر اساس گزارش منتشرشده، مقامهای ایرانی به برخی مسئولان عرب هشدار دادهاند که در صورت آغاز مجدد جنگ، تأسیسات نفتی عربستان سعودی و دیگر اهداف منطقهای ممکن است در معرض حمله قرار گیرند.
چنین تهدیدهایی میتواند نگرانیها درباره امنیت زیرساختهای انرژی، مسیرهای کشتیرانی و ثبات اقتصادی منطقه را افزایش دهد. هرگونه گسترش درگیری در خلیج فارس، بهویژه در محدوده تنگه هرمز، ظرفیت اثرگذاری بر بازار جهانی نفت و هزینه حملونقل دریایی را دارد.
در این میان، گزارش والاستریت ژورنال از افزایش تهدیدها علیه اهداف منطقهای حکایت دارد؛ هرچند جزئیات برخی حوادث و ادعاهای مطرحشده درباره حملات اخیر، نیازمند بررسی مستقل است و نباید بدون تأیید منابع معتبر بهعنوان واقعیت قطعی تلقی شود.
افزایش تحرکات نظامی آمریکا؛ پیام واشینگتن به تهران چیست؟
در سوی مقابل، ارتش آمریکا نیز برای احتمال بازگشت به درگیری آماده میشود. طبق گزارش والاستریت ژورنال، سومین گروه ضربت ناو هواپیمابر و یک یگان اعزامی دیگر از تفنگداران دریایی به سمت خاورمیانه در حرکتاند. پنتاگون همچنین گزینه تقویت تجهیزات پدافند هوایی و ذخایر مهمات پایگاههای منطقهای را بررسی میکند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هفته گذشته احتمال حمله پیش از انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر را رد کرد، اما همزمان از احتمال حمله به تأسیسات هستهای ایران، از جمله سایت کوه کلنگ، سخن گفته است. مقامهای آمریکایی نیز از آمادهبودن مجموعهای از گزینههای نظامی خبر دادهاند.
این تحرکات دو پیام همزمان دارد: واشینگتن میخواهد توان عملیاتی خود را برای سناریوهای احتمالی حفظ کند و در عین حال با نمایش آمادگی نظامی، فشار بر تهران را افزایش دهد. با این حال، افزایش حضور نظامی لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست و میتواند بخشی از راهبرد فشار و بازدارندگی نیز باشد.
چرا بنبست نظامی و دیپلماتیک ادامه دارد؟

به نوشته والاستریت ژورنال، هر دو طرف در تلاشاند موازنه موجود را به سود خود تغییر دهند. آمریکا فشار اقتصادی را تشدید کرده و برای حفظ جریان کشتیرانی در تنگه هرمز تلاش میکند. در مقابل، ایران با تأکید بر توان پاسخگویی نظامی و تهدید به گسترش دامنه درگیری، میکوشد هزینه اقدامات واشینگتن را افزایش دهد.
گزارشها همچنین از هدف قرار گرفتن چند کشتی تجاری در محدوده تنگه هرمز و اطراف آن حکایت دارند. در یکی از این حوادث، یک نفتکش اماراتی در نزدیکی عمان هدف حمله پهپادی قرار گرفت و دو ملوان آن مفقود شدند؛ ادعایی که جزئیات آن باید با گزارشهای مستقل دریایی تطبیق داده شود.
در چنین شرایطی، امنیت تنگه هرمز به یکی از مهمترین اهرمهای فشار در تقابل دو کشور تبدیل شده است. هرگونه اختلال گسترده در این مسیر میتواند علاوه بر افزایش ریسک بازار انرژی، کشورهای منطقه و قدرتهای اقتصادی جهان را نیز درگیر پیامدهای بحران کند.
چرا ترامپ از اجرای حمله گسترده عقب نشست؟
یکی از پرسشهای اصلی درباره وضعیت کنونی، علت توقف برنامههای حمله گسترده آمریکا در مقطع پیشین است. بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، نگرانی از محدودیت ذخایر موشکهای رهگیر مورد نیاز برای حفاظت از اهداف آمریکایی و متحدان واشینگتن در منطقه، یکی از عوامل مؤثر در این تصمیم بوده است.
در صورت صحت این ارزیابی، مسئله فقط توان آمریکا برای اجرای حمله نیست؛ بلکه توانایی دفاع از نیروها و تأسیسات خود در برابر پاسخ احتمالی ایران نیز اهمیت دارد. حمله به ایران میتواند به مجموعهای از عملیات متقابل منجر شود که مدیریت آن، بهویژه در چند جبهه همزمان، هزینه نظامی و سیاسی قابلتوجهی برای واشینگتن ایجاد کند.
از سوی دیگر، وقفه در درگیریها فرصتی برای بازسازی بخشی از توان موشکی و پهپادی ایران فراهم کرده است. همین مسئله میتواند محاسبات دو طرف را پیچیدهتر کند و تصمیمگیری درباره ازسرگیری جنگ را تحت تأثیر قرار دهد.
تقویت سایتهای هستهای؛ تهران چه سناریویی را محتمل میداند؟
یکی از نشانههای آمادگی ایران برای احتمال حملات تازه، افزایش تدابیر حفاظتی در اطراف مراکز حساس هستهای است. مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی، مستقر در واشینگتن، با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داده است که ایران در اطراف سایتهای کوه کلنگ و نطنز اقداماتی از جمله ایجاد خاکریزهای موقت انجام داده است.
بر اساس این ارزیابی، بخشی از این اقدامات میتواند با هدف دشوارتر کردن عملیات زمینی احتمالی علیه این مراکز انجام شده باشد. بهنام بن طالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، نیز اقدامات تهران را ترکیبی از بازدارندگی و برنامهریزی برای احتمال جنگ توصیف کرده است.
با این حال، تصاویر ماهوارهای بهتنهایی نمیتوانند زمان احتمالی حمله، تصمیم قطعی طرفین برای آغاز درگیری یا میزان آمادگی عملیاتی آنها را مشخص کنند. این دادهها بیشتر نشان میدهند که سناریوی حمله احتمالی در محاسبات امنیتی تهران جدی گرفته شده است.
سناریوهای پیش روی ایران و آمریکا؛ جنگ اجتنابناپذیر نیست
مجموع تحولات نظامی و امنیتی نشان میدهد که روابط تهران و واشینگتن همچنان در وضعیتی شکننده قرار دارد. تقویت مواضع دفاعی ایران، افزایش حضور نظامی آمریکا و تهدید زیرساختهای منطقهای، همگی میتوانند نشانههایی از تلاش دو طرف برای بهبود موقعیت خود در صورت شکست مسیرهای سیاسی باشند.
با این حال، از این تحرکات نمیتوان نتیجه گرفت که ازسرگیری جنگ قطعی است. نخستین سناریو، ادامه فشارهای نظامی و اقتصادی بدون ورود به درگیری مستقیم گسترده است؛ وضعیتی که در آن، هر دو طرف از تهدید و نمایش قدرت برای تغییر محاسبات طرف مقابل استفاده میکنند.
سناریوی دوم، وقوع حملات محدود و پاسخهای متقابل است؛ مسیری که میتواند بهتدریج دامنه درگیری را گسترش دهد و کنترل بحران را دشوارتر کند. سناریوی سوم نیز ازسرگیری یک جنگ گستردهتر است که پیامدهای آن ممکن است به زیرساختهای انرژی، کشتیرانی و امنیت کشورهای منطقه محدود نماند.
در نهایت، مسئله تعیینکننده صرفاً میزان تجهیزات نظامی یا استحکامات دفاعی دو طرف نیست، بلکه محاسبه هزینههای جنگ، ظرفیت تحمل خسارت و امکان دستیابی به توافقی سیاسی نیز اهمیت دارد. تا زمانی که مسیر دیپلماسی از بنبست خارج نشود، خطر محاسبه اشتباه و تشدید ناخواسته تنشها باقی خواهد ماند؛ اما این خطر را نباید با تصمیم قطعی برای آغاز جنگ یکسان دانست.