صفحه سیاست گزارش می دهد؛

عقب‌نشینی آمریکا؛ جنگی که معادلات قدرت را علیه واشنگتن تغییر داد

گزارش روزنامه نیویورک‌تایمز از خروج ۱۲ بمب‌افکن آمریکایی از پایگاه «فرفورد» انگلیس، تصویری متفاوت از ادعای واشنگتن درباره تثبیت بازدارندگی در منطقه ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن، گسترش جنگ با ایران نه‌تنها به افزایش قدرت مانور آمریکا منجر نشده، بلکه محدودیت‌های عملیاتی و آسیب‌پذیری پایگاه‌های این کشور را آشکار کرده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
عقب‌نشینی آمریکا؛ جنگی که معادلات قدرت را علیه واشنگتن تغییر داد
صفحه سیاست-

آنچه واشنگتن تلاش می‌کند «بازآرایی معمول نیروها» معرفی کند، از نگاه نیویورک‌تایمز در چارچوب تحولات ماه‌های اخیر معنای دیگری دارد. خروج بمب‌افکن‌های B-1 از انگلیس، در شرایطی انجام شده که گزارش‌ها از تهدید پهپادی علیه نیروها و تجهیزات آمریکایی حکایت دارد.

اهمیت این تحول صرفاً به جابه‌جایی ۱۲ هواپیما محدود نیست؛ مسئله اصلی این است که میدان نبرد، تعریف سنتی آمریکا از عمق استراتژیک را زیر سؤال برده است. دیگر فاصله جغرافیایی یک پایگاه از منطقه جنگی به‌تنهایی امنیت آن را تضمین نمی‌کند و پهپاد، موشک و جنگ سایبری عمق عملیاتی آمریکا را هدف قرار داده‌اند.

پایگاه‌هایی که دیگر نقطه اتکا نیستند

بر اساس گزارش این روزنامه، نیروهای آمریکایی از شماری از پایگاه‌های خود در بحرین، کویت، قطر و امارات عقب کشیده شده‌اند؛ پایگاه‌هایی که در تیررس حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته‌اند.

این اتفاق یک پیام مهم برای محاسبات نظامی واشنگتن دارد: شبکه پایگاه‌های منطقه‌ای که سال‌ها ستون اصلی قدرت‌نمایی آمریکا در خاورمیانه بود، اکنون خود به یکی از نقاط آسیب‌پذیر این کشور تبدیل شده است.

حتی مسئله بازسازی این پایگاه‌ها نیز به چالش تبدیل شده است. برآوردهای اولیه قانون‌گذاران آمریکایی از هزینه‌هایی در حد ده‌ها میلیارد دلار حکایت دارد و پنتاگون هنوز حاضر به ارائه رقم دقیق هزینه‌های تعمیر و بازسازی نیست.

جنگی که قرار بود کوتاه باشد

مشکل اصلی برای دولت ترامپ، فاصله میان محاسبات اولیه و واقعیت میدان است. بنا بر روایت نیویورک‌تایمز، انتظار واشنگتن این بود که جنگ در چند روز یا نهایتاً چند هفته به پایان برسد؛ اما طولانی شدن درگیری، آمریکا را وارد مرحله‌ای از فرسایش کرده که مستلزم جابه‌جایی نیرو، تغییر آرایش پایگاه‌ها و بازنگری در برنامه‌ریزی نظامی است.

در این میان، هدف قرار گرفتن نیروهایی که در برخی مراکز غیرمستحکم و حتی هتل‌ها مستقر شده بودند، نگرانی‌های جدی درباره سطح آمادگی آمریکا برای جنگی با این ابعاد ایجاد کرده است.

پیامد راهبردی؛ تغییر محاسبه بازدارندگی

مهم‌ترین بخش ماجرا شاید نه تعداد هواپیماهای خارج‌شده از انگلیس و نه تعداد پایگاه‌های آسیب‌دیده، بلکه پیامی باشد که این روند به رقبای آمریکا منتقل می‌کند.

اگر واشنگتن در گذشته تلاش می‌کرد حضور گسترده نظامی را به‌عنوان تضمین‌کننده بازدارندگی خود نشان دهد، اکنون عقب‌نشینی از برخی مواضع می‌تواند این برداشت را تقویت کند که حتی زیرساخت‌های نظامی آمریکا در فاصله‌ای دور از میدان اصلی جنگ نیز در برابر حملات آسیب‌پذیرند.

از این منظر، جنگی که قرار بود نمایش قدرت آمریکا و تثبیت نفوذ آن باشد، اکنون به آزمونی برای محدودیت‌های قدرت این کشور تبدیل شده است؛ آزمونی که نتیجه آن می‌تواند محاسبات ایران و دیگر رقبای واشنگتن درباره میزان شکنندگی شبکه نظامی آمریکا در منطقه را تغییر دهد.

هزینه عقب‌نشینی برای واشنگتن

ترامپ اکنون با دو مسئله هم‌زمان روبه‌رو است؛ از یک سو باید هزینه‌های سنگین حفظ نیرو و بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده را مدیریت کند و از سوی دیگر، عقب‌نشینی‌های مکرر می‌تواند بر اعتبار بازدارندگی آمریکا اثر بگذارد.

به همین دلیل، خروج بمب‌افکن‌های B-1 از انگلیس را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی نظامی دانست. این اقدام، در کنار تخلیه یا کاهش حضور در پایگاه‌های منطقه‌ای، نشانه‌ای از بازتعریف اجباری نحوه حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و حتی اروپا است؛ بازتعریفی که به نوشته نیویورک‌تایمز، یکی از مهم‌ترین پیامدهای ناخواسته جنگی است که دولت ترامپ با هدف نمایش قدرت آغاز کرد.

 

اخبار مرتبط
  • اعزام ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» و گروه رزمی «میکن آیلند» همراه با نزدیک به ۱۰ هزار نیروی تازه، دوباره توجه رسانه‌های جهان رو جلب کرده. ترکیبی سنگین از یگان‌های تفنگدار دریایی و شناورهای پشتیبانی که راهی آب‌های آزاد منطقه شدند. اما تحلیل‌گران نظامی پشت این جابه‌جایی سنگین چه می‌بینند؟

  • تحولات تازه در پرونده ایران و آمریکا نشان می‌دهد که هم‌زمان با ادامه رایزنی‌های غیرمستقیم، سطح آماده‌باش نظامی نیز در منطقه بالا باقی مانده است. در چنین شرایطی، تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای ایران به دو محور اصلی اختلاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شده‌اند؛ دو موضوعی که به نظر می‌رسد بدون تعیین تکلیف آنها، مسیر رسیدن به یک توافق پایدار همچنان با بن‌بست روبه‌رو خواهد بود.

  • در حالی که واشنگتن از آمادگی برای توافق با تهران سخن می‌گوید، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، بار دیگر از کاهش «معنادار» ظرفیت غنی‌سازی ایران به‌عنوان شرط توافق حرف زده است؛ موضعی که بیش از آنکه نشانه‌ای از یک پیشنهاد متوازن برای پایان جنگ باشد، یادآور همان سیاست قدیمی فشار، تهدید و مطالبه امتیاز از ایران است. پرسش اینجاست: وقتی آمریکا از یک سو به دنبال مذاکره است و از سوی دیگر برای طرف مقابل پیش‌شرط تعیین می‌کند، دقیقاً از «توافق» چه تعریفی دارد؟

ارسال نظر