تهدید بدون سند؛ بازتولید جنگ روانی علیه ایران

ترامپ، «کوه کلنگ» و تکرار سیاست شکست‌خورده فشار؛ تهدید هسته‌ای یا اعتراف به بن‌بست راهبردی؟

تهدید تازه دونالد ترامپ علیه منطقه موسوم به «کوه کلنگ» در نزدیکی مجتمع هسته‌ای نطنز، بار دیگر سیاست قدیمی واشنگتن یعنی استفاده همزمان از تهدید نظامی و فشار سیاسی را به نمایش گذاشت. نکته قابل توجه آن است که رئیس‌جمهور آمریکا در حالی از احتمال حمله به این منطقه سخن می‌گوید که خود اذعان کرده هیچ سند اطلاعاتی معتبری درباره انتقال تجهیزات هسته‌ای ایران به این محل در اختیار ندارد. این تناقض، پرسش‌های جدی درباره اهداف واقعی کاخ سفید، سکوت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و آینده معادلات امنیتی منطقه ایجاد کرده است.

ترامپ، «کوه کلنگ» و تکرار سیاست شکست‌خورده فشار؛ تهدید هسته‌ای یا اعتراف به بن‌بست راهبردی؟
0 دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

اظهارات اخیر دونالد ترامپ را نمی‌توان صرفاً یک موضع‌گیری رسانه‌ای یا بخشی از رقابت‌های سیاسی داخلی آمریکا دانست. آنچه اهمیت دارد، پذیرش صریح این موضوع از سوی رئیس‌جمهور آمریکا است که واشنگتن هیچ اطلاعات قطعی درباره انتقال سانتریفیوژها یا تجهیزات هسته‌ای ایران به منطقه «کوه کلنگ» در اختیار ندارد و تنها بر اساس گزارش‌هایی که خود آنها را «اخبار جعلی» توصیف کرده، احتمال حمله را مطرح می‌کند.

این رویکرد نشان می‌دهد که تهدید نظامی همچنان بخشی از ابزار فشار روانی واشنگتن علیه تهران است؛ ابزاری که بیش از آنکه بر داده‌های اطلاعاتی استوار باشد، در خدمت افزایش فشار سیاسی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی قرار دارد. چنین سیاستی در سال‌های گذشته نیز بارها تجربه شده و همواره با هدف تغییر محاسبات راهبردی ایران دنبال شده است.

تهدید علیه تأسیسات هسته‌ای؛ چالش تازه برای حقوق بین‌الملل

منطقه «کوه کلنگ» به دلیل همجواری با مجتمع هسته‌ای نطنز، در کانون توجه رسانه‌های غربی قرار گرفته است. صرف‌نظر از صحت یا نادرستی ادعاهای مطرح‌شده درباره این منطقه، تهدید به حمله علیه محدوده‌ای که در مجاورت یک تأسیسات هسته‌ای قرار دارد، از منظر حقوق بین‌الملل و امنیت هسته‌ای دارای پیامدهای مهمی است.

حمله یا حتی تهدید به حمله علیه زیرساخت‌های هسته‌ای یک کشور عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، موضوعی فراتر از اختلافات دوجانبه است و می‌تواند امنیت منطقه‌ای و حتی اعتبار رژیم جهانی منع اشاعه را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی انتظار می‌رود نهادهای بین‌المللی نسبت به اینگونه تهدیدها موضع‌گیری روشنی داشته باشند.

سکوت آژانس؛ آزمونی برای اعتبار نظام منع اشاعه

یکی از مهم‌ترین ابعاد این پرونده، سکوت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و بسیاری از دولت‌های غربی در برابر تهدید آشکار آمریکا است.

طی دو دهه گذشته، کوچک‌ترین تحول در برنامه هسته‌ای ایران با واکنش‌های گسترده، گزارش‌های متعدد و نشست‌های اضطراری همراه بوده است؛ اما اکنون که تهدید مستقیم علیه یک منطقه مجاور تأسیسات هسته‌ای مطرح شده، واکنش محسوسی از سوی نهادهای مسئول مشاهده نمی‌شود.

این وضعیت، بار دیگر بحث استانداردهای دوگانه در اجرای قواعد بین‌المللی را برجسته کرده است. اگر هدف اصلی آژانس، حفظ امنیت تأسیسات هسته‌ای و جلوگیری از وقوع بحران‌های هسته‌ای است، انتظار می‌رود این اصل درباره همه بازیگران بدون تبعیض اجرا شود.

راهبرد «تهدید و مذاکره»؛ سیاستی که نتیجه‌ای نداشت

همزمان با افزایش ادبیات تهدیدآمیز، مقام‌های آمریکایی همچنان از آمادگی برای مذاکره سخن می‌گویند. این دوگانگی، ادامه همان راهبردی است که طی سال‌های گذشته بارها از سوی واشنگتن دنبال شده؛ یعنی استفاده همزمان از فشار نظامی، تحریم، عملیات روانی و پیشنهاد گفت‌وگو.

هدف این سیاست، افزایش هزینه‌های تصمیم‌گیری برای تهران و سوق دادن ایران به مذاکراتی است که از منظر آمریکا با امتیازدهی یکجانبه همراه باشد. با این حال، تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که ترکیب تهدید و مذاکره نتوانسته اهداف اعلامی واشنگتن را محقق کند و در بسیاری موارد حتی به تشدید بی‌اعتمادی میان طرفین انجامیده است.

تهدیدهای تازه؛ تلاشی برای تغییر روایت میدان

تحولات میدانی منطقه نیز در تحلیل این اظهارات اهمیت ویژه‌ای دارد. در حالی که گزارش‌های مختلف از افزایش هزینه‌های حضور آمریکا در منطقه، فشار بر منافع این کشور و استمرار تنش‌های امنیتی حکایت دارد، برجسته شدن موضوع «کوه کلنگ» می‌تواند تلاشی برای تغییر دستور کار رسانه‌ای و انتقال افکار عمومی از چالش‌های موجود باشد.

در تجربه‌های گذشته نیز هر زمان واشنگتن با دشواری‌های راهبردی یا افزایش هزینه‌های منطقه‌ای روبه‌رو شده، نمایش قدرت و تشدید ادبیات تهدید جایگزین دستاوردهای میدانی شده است. از این منظر، تهدیدهای اخیر بیش از آنکه نشانه برتری راهبردی آمریکا باشد، می‌تواند بازتاب تلاش برای مدیریت فضای روانی و رسانه‌ای تلقی شود.

آزمون اروپا و نهادهای بین‌المللی

اظهارات ترامپ اکنون آزمونی مهم برای کشورهای اروپایی و نهادهای بین‌المللی محسوب می‌شود. اگر این بازیگران مدعی دفاع از نظام منع اشاعه و امنیت هسته‌ای هستند، انتظار می‌رود نسبت به هرگونه تهدید علیه تأسیسات هسته‌ای نیز موضعی روشن اتخاذ کنند.

در غیر این صورت، این سکوت می‌تواند بار دیگر انتقادها نسبت به برخوردهای گزینشی و استانداردهای دوگانه در نظام بین‌الملل را تقویت کند؛ موضوعی که طی سال‌های گذشته بارها از سوی تحلیلگران و بسیاری از کشورها مطرح شده است.

تحلیل صفحه سیاست

تهدید تازه دونالد ترامپ علیه منطقه «کوه کلنگ» را باید فراتر از یک اظهار نظر رسانه‌ای ارزیابی کرد. این موضع، از یک سو استمرار سیاست فشار حداکثری و جنگ روانی علیه ایران را نشان می‌دهد و از سوی دیگر، پرسش‌های جدی درباره کارآمدی نهادهای بین‌المللی در حفاظت از امنیت هسته‌ای و اجرای بی‌طرفانه قواعد حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند.

در شرایط کنونی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، واکنش جامعه بین‌المللی به اصل تهدید علیه تأسیسات هسته‌ای است؛ زیرا سکوت در برابر چنین رویکردی، می‌تواند پیامدهایی فراتر از پرونده ایران داشته و بر اعتبار نظام جهانی منع اشاعه و امنیت بین‌المللی تأثیر بگذارد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر