عملیات روانی یا Psychological Operations (PSYOP) به مجموعه اقداماتی گفته میشود که با هدف اثرگذاری بر ادراک و رفتار یک گروه مشخص انجام میشود. انتشار اطلاعات گزینشی، تبلیغات، شایعه، فریب تاکتیکی، ایجاد روایت رسانهای و تلاش برای تغییر برداشت افکار عمومی از جمله ابزارهای این حوزه هستند.
یکی از روشهای شناختهشده در عملیات مخفی نیز «عملیات پرچم دروغین» یا False Flag است؛ به این معنا که یک اقدام بهگونهای طراحی شود که مسئولیت آن به طرف دیگری نسبت داده شود.
ماجرای لاون؛ نمونه تاریخی عملیات سوزاناه
یکی از شناختهشدهترین نمونههای تاریخی مرتبط با عملیات مخفی و فریب، عملیات سوزاناه در مصر در سال ۱۹۵۴ است که بعدها به «ماجرای لاون» شهرت یافت.
بر اساس اسناد منتشرشده از آرشیو وزارت دفاع اسرائیل، اطلاعات نظامی اسرائیل گروهی از یهودیان مصری را برای بمبگذاری در برخی مراکز مصری، آمریکایی و بریتانیایی در قاهره و اسکندریه به کار گرفت. قرار بود این اقدامات به گروههایی مانند اخوانالمسلمین، کمونیستها یا ملیگرایان محلی نسبت داده شود.
هدف این عملیات، ایجاد فضای بیثباتی و تأثیرگذاری بر روابط مصر با کشورهای غربی و موضوع حضور نظامی بریتانیا در منطقه کانال سوئز عنوان شده بود. بمبها نیز بهگونهای طراحی شده بودند که در ساعات تعطیلی مراکز منفجر شوند.
این عملیات در نهایت افشا و عوامل آن دستگیر شدند. دو نفر از متهمان اعدام شدند و تعدادی دیگر به حبسهای طولانیمدت محکوم شدند. این پرونده در داخل اسرائیل به یک بحران سیاسی تبدیل شد و در نهایت استعفای پینحاس لاون، وزیر دفاع وقت، را به دنبال داشت.
با این حال، درباره اینکه دقیقاً چه فرد یا مقام ارشدی دستور عملیات را صادر کرده بود، اختلافات تاریخی و سیاسی ادامه یافت و تحقیقات بعدی نیز روایتهای متفاوتی درباره مسئولیت مستقیم لاون مطرح کردند.
جنگ ۲۰۰۶ لبنان و استفاده از ابزارهای روانی
در جنگ لبنان در سال ۲۰۰۶ نیز جنگ روانی در کنار عملیات نظامی مورد استفاده قرار گرفت. گزارشهای مربوط به این جنگ از پخش گسترده اعلامیههای هوایی، ارسال پیامهای صوتی و تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی لبنان حکایت دارد.
در یکی از نمونهها، نیروی هوایی اسرائیل اعلامیههایی را در مناطق مختلف لبنان پخش کرد که در آنها حزبالله مسئول شرایط ایجادشده در لبنان معرفی میشد و از شهروندان خواسته میشد در برابر این گروه موضع بگیرند.
هدف چنین اقداماتی را میتوان در چارچوب تلاش برای تبدیل برتری نظامی به فشار سیاسی و اجتماعی تحلیل کرد؛ هرچند میزان موفقیت این اقدامات محل بحث میان تحلیلگران است.
جنگ اطلاعاتی در فضای مجازی
با گسترش شبکههای اجتماعی، میدان جنگ روانی نیز از رسانههای سنتی به فضای دیجیتال منتقل شده است. در سالهای اخیر، استفاده از حسابهای ناشناس، تبلیغات هدفمند، روایتسازی و انتشار محتوای تأییدنشده به یکی از چالشهای اصلی جنگهای اطلاعاتی تبدیل شده است.
در همین چارچوب، ادعاهایی درباره فعالیت حسابهای جعلی و شبکههای هماهنگ رسانهای مرتبط با اسرائیل در جریان درگیریهای غزه مطرح شده است. با این حال، درباره هر نمونه مشخص باید میان اطلاعات تأییدشده، ادعاهای طرفهای درگیر و تحلیلهای رسانهای تفکیک قائل شد.
خبرهای تأییدنشده و نقش جنگ روایتها
در روزهای اخیر نیز انتشار برخی خبرها درباره حوادث امنیتی در منطقه، از جمله ادعاهایی درباره «عملیات انتحاری در مسجدالحرام»، در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.
بررسیهای رسانهای نشان میدهد بخشی از مطالب منتشرشده درباره این موضوع به اخبار یا تصاویر قدیمی ارتباط داشتهاند. بنابراین، پیش از نسبت دادن چنین رویدادهایی به یک سرویس اطلاعاتی یا دولت مشخص، بررسی منبع اولیه، زمان انتشار، تصاویر و شواهد مستقل ضروری است.
همزمان با افزایش تنشهای منطقهای، انتشار سریع اخبار تأییدنشده میتواند به تشدید فضای روانی و امنیتی منجر شود؛ موضوعی که باعث شده راستیآزمایی اخبار و شناسایی منشأ اطلاعات اهمیت بیشتری پیدا کند.
آیا جنگ روانی بخشی از رقابت امنیتی منطقه است؟
برخی تحلیلگران معتقدند در سالهای اخیر، جنگ اطلاعاتی و عملیات ادراکی در کنار اقدامات نظامی و دیپلماتیک به یکی از ابزارهای رقابت میان بازیگران منطقهای تبدیل شده است. از این منظر، هدف عملیات روانی صرفاً انتشار یک خبر یا شایعه نیست، بلکه تلاش برای شکل دادن به برداشت مخاطب از یک بحران و تأثیرگذاری بر تصمیمگیری دولتها و افکار عمومی است.
در این میان، هرگونه ادعا درباره وجود یک «کمپین مشترک» یا عملیات سازمانیافته علیه ایران نیازمند ارائه شواهد مستقل و قابل بررسی است و نمیتوان صرفاً بر اساس همزمانی چند حادثه، مسئولیت یک سرویس اطلاعاتی را نتیجه گرفت.
آنچه در نمونههای تاریخی مانند عملیات سوزاناه مستند شده، نشان میدهد که فریب، عملیات مخفی و تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی سابقهای طولانی در منازعات خاورمیانه دارد؛ اما تعمیم این نمونههای تاریخی به حوادث جاری، بدون شواهد مستقل، میتواند خود به بخشی از جنگ روایتها تبدیل شود.