روزنامه اطلاعات در یادداشتی با اشاره به شرایط دشوار کشور، بر ضرورت افزایش سطح هوشیاری و آمادگی دفاعی تأکید کرده و همزمان نسبت به نحوه مواجهه با مسائل داخلی و برخورد با شهروندان هشدار داده است.
این یادداشت بر یک واقعیت مهم دست میگذارد: در شرایطی که کشور با فشار خارجی، تحریم، تهدید نظامی و جنگ روانی مواجه است، مدیریت اختلافات داخلی باید با دقت و ملاحظه بیشتری انجام شود.
دشمن خارجی نباید جای خود را به دشمنسازی داخلی بدهد
در شرایط جنگی و بحرانی، طبیعی است که دستگاههای امنیتی و قضایی نسبت به رفتارهایی که مستقیماً امنیت کشور را تهدید میکنند حساس باشند. اما میان برخورد با تهدید امنیتی و تبدیل اختلافنظرهای سیاسی و اجتماعی به مسئله امنیتی تفاوت جدی وجود دارد.
جامعه ایران یکدست و متشکل از یک جریان فکری یا سیاسی خاص نیست. شهروندان با دیدگاهها، انتقادها و سبکهای زندگی متفاوت، در نهایت بخشی از همان جامعهای هستند که در برابر تهدید خارجی قرار گرفته است.
از این منظر، ادبیات مسئولان در مواجهه با مردم اهمیت زیادی پیدا میکند. تهدید، توهین یا برخوردهای تند با بخشهایی از جامعه میتواند شکافهایی ایجاد کند که در شرایط عادی شاید قابل مدیریت باشد، اما در دوره بحران و جنگ، هزینه آن برای امنیت ملی بسیار بیشتر خواهد بود.
تجربه جنگ ۱۲ روزه و ضرورت بازخوانی تصمیمهای داخلی
یکی از نکات مهم مطرحشده در این یادداشت، ضرورت بازخوانی برخی تصمیمها و سیاستهایی است که در ماهها و هفتههای منتهی به جنگ ۱۲ روزه، موجب افزایش نارضایتی بخشی از جامعه شد.
این موضوع صرفاً یک بحث سیاسی نیست؛ بلکه از منظر امنیت ملی نیز اهمیت دارد. هر اقدامی که موجب کاهش اعتماد عمومی شود، در شرایط تهدید خارجی میتواند بر توان کشور برای بسیج اجتماعی و مقابله با فشارهای دشمن اثر بگذارد.
البته این به معنای تعطیل شدن قانون، کنار گذاشتن مسئولیتهای حاکمیتی یا نادیده گرفتن تخلفات نیست. مسئله اصلی، اولویتبندی است: در شرایطی که کشور با تهدید خارجی مواجه است، سیاستگذاری داخلی باید به گونهای باشد که به جای افزایش شکافها، ظرفیت همبستگی ملی را تقویت کند.
سرمایه اجتماعی؛ حلقه تکمیلکننده قدرت دفاعی ایران
قدرت دفاعی ایران در سالهای گذشته بر مجموعهای از توانمندیهای نظامی، موشکی، پهپادی، اطلاعاتی و عملیاتی استوار شده است. اما در یک بحران گسترده، هیچکدام از این مؤلفهها به تنهایی کافی نیستند.
مردم، بخشی از قدرت ملی هستند.
جامعهای که احساس کند در تصمیمهای مهم دیده میشود، صدایش شنیده میشود و شأن و امنیتش مورد احترام است، ظرفیت بیشتری برای ایستادگی در برابر فشار خارجی خواهد داشت.
به همین دلیل، افزایش آمادگی دفاعی باید همزمان با تقویت اعتماد عمومی دنبال شود. اگر هدف، ایجاد یک جبهه ملی در برابر تهدید خارجی است، این جبهه نمیتواند تنها در ساختارهای نظامی شکل بگیرد؛ بلکه باید در متن جامعه نیز شکل بگیرد.
«زمان جنگ» اقتضائات متفاوتی دارد
در شرایطی که احتمال تشدید تنش یا حتی درگیری نظامی جدید مطرح است، اولویت نخست باید دفع تهدید خارجی، حفظ تمامیت ارضی و تقویت انسجام ملی باشد.
مسائل سلبی و اختلافات داخلی را نمیتوان برای همیشه کنار گذاشت؛ اما زمان و شیوه طرح آنها اهمیت دارد. در شرایط بحرانی، برخوردهای شتابزده و ادبیات سنگین علیه گروههایی از جامعه میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و به جای افزایش امنیت، به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود.
این همان نقطهای است که میان «اقتدار» و «نحوه اعمال اقتدار» باید تفکیک قائل شد. اقتدار ملی زمانی پایدارتر است که در کنار قدرت سخت، از پشتوانه اعتماد عمومی نیز برخوردار باشد.
ایران به یک جبهه داخلی منسجم نیاز دارد
تهدیدهای خارجی علیه ایران، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی داخلی، یک واقعیت قابل توجه در معادلات منطقهای است. بنابراین در چنین شرایطی، حفظ آمادگی دفاعی و امنیتی باید با جدیت دنبال شود؛ اما همزمان نباید اجازه داد اختلافات داخلی به عاملی برای فرسایش توان ملی تبدیل شود.
ایران برای عبور از بحرانهای پیشرو به هم آمادگی نظامی و هم آرامش اجتماعی نیاز دارد.
اگر قرار است مردم پشتوانه نیروهای مسلح و ساختار دفاعی کشور باشند، باید آنها را نه صرفاً به عنوان مخاطب سیاستهای امنیتی، بلکه به عنوان بخشی از ظرفیت قدرت ملی دید.
در نهایت، یکی از مهمترین درسهای شرایط کنونی این است که در برابر تهدید خارجی، هرچه جامعه منسجمتر باشد، هزینه محاسبات دشمن بالاتر میرود. بنابراین حفظ آمادگی دفاعی در کنار تقویت اعتماد عمومی، میتواند دو ضلع مکمل راهبرد امنیت ملی ایران باشد.