تناقض در نیویورک؛ چرا نتانیاهو در خفا با قطر می‌نشیند و در علن حمله می‌کند؟

افشای نشست محرمانه نماینده ویژه نخست‌وزیر اسرائیل با نماینده امیر قطر در نیویورک، درست ساعاتی پیش از سخنرانی تند و اتهام‌زنی‌های علنی نتانیاهو به دوحه در مجمع عمومی سازمان ملل، پرده از یک دوگانگی نهادینه‌شده در دیپلماسی تل‌آویو برداشت.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
تناقض در نیویورک؛ چرا نتانیاهو در خفا با قطر می‌نشیند و در علن حمله می‌کند؟
صفحه سیاست-

تناقض میان مذاکره پشت درهای بسته بر سر آینده غزه و حمله تبلیغاتی روی تریبون ملل متحد، بیش از آنکه یک ناهماهنگی ساده باشد، تاکتیکی هوشمندانه و چندلایه برای مدیریت همزمان ائتلاف شکننده داخلی، فشارهای واشنگتن و واقعیت‌های انکارناپذیر میدان غزه است.

بر اساس افشاگری شبکه N12 اسرائیل، مایکل آیزنبرگ، نماینده ویژه بنیامین نتانیاهو در امور غزه، روز چهارشنبه در دیداری نیم‌ساعته در نیویورک با علی الثوادی، نماینده امیر قطر، گفتگو کرد؛ دیداری که محور اصلی آن بررسی سازوکارهای اجرایی طرح دونالد ترامپ برای غزه، اقدامات بشردوستانه و پیگیری مصوبات «شورای صلح» بود.

اما آنچه این رویداد را به یک سوژه داغ تحلیل سیاسی تبدیل می‌کند، فاصله کوتاه ۲۴ ساعته این گفت‌وگوی دیپلماتیک با حملات بی‌پروا و بی‌سابقه نتانیاهو به قطر در صحن مجمع عمومی سازمان ملل متحد است.

بازی در دو زمین متفاوت؛ لفاظی روی تریبون، چانه‌زنی زیر میز

بنیامین نتانیاهو در سخنرانی رسمی خود، دوحه را به میزبانی از رهبران حماس و سرمایه‌گذاری سنگین در آنچه «صنعت دروغ‌پردازی و جبهه هشتم رسانه‌ای علیه اسرائیل» نامید، متهم کرد. با این حال، افشای نشست آیزنبرگ و الثوادی نشان می‌دهد که رفتار دیپلماتیک رژیم صهیونیستی تا چه حد بر پایه جداسازی کامل «نمایش عمومی» از «نیازهای ملموس امنیتی» استوار شده است.

از یک سو، نتانیاهو برای بقای سیاسی خود در داخل سرزمین‌های اشغالی به شدت محتاج سوخت‌رسانی به بدنه رای‌دهندگان راست‌گرا و راضی نگه‌داشتن وزیران افراطی کابینه خود نظیر بن‌گویر و اسموتریچ است. هرگونه ژست خاضعانه یا پذیرش علنی نقش قطر به عنوان یک شریک، می‌تواند به قیمت فروپاشی ائتلاف کابینه او تمام شود. از این رو، حمله به قطر در سازمان ملل دقیقاً با هدف مصرف داخلی و خنثی‌سازی اتهام «باج‌دهی به حامیان حماس» طراحی شده است تا نتانیاهو تصویر یک رهبر غیرقابل‌انعطاف و تهاجمی را از خود به نمایش بگذارد.

از سوی دیگر، واقعیت‌های سخت میدانی در غزه، تل‌آویو را مجاب کرده است که هیچ طرحی، چه مربوط به آتش‌بس، چه تبادل اسرا و چه تنفس‌های بشردوستانه و بازسازی اولیه، بدون اهرم‌های مالی، لجستیکی و دیپلماتیک دوحه قابلیت اجرا ندارد.

قطر تنها بازیگری است که همزمان کانال ارتباطی مستقیم با کادر سیاسی و نظامی حماس را حفظ کرده و هم نقش کلیدی در موازنه مالی منطقه ایفا می‌کند. حضور علی الثوادی در این نشست محرمانه، فردی که سابقه حضور در تماس‌های تلفنی حساس میان نخست‌وزیر قطر و نتانیاهو در کاخ سفید را دارد، تایید می‌کند که شریان‌های ارتباطی پنهان میان دو طرف نه تنها قطع نشده، بلکه در سطوح عالی کارشناسی فعال است.

فشار واشنگتن و الزامات طرح‌های منطقه‌ای

بعد دیگر این تناقض به مناسبات تل‌آویو و واشنگتن بازمی‌گردد. با توجه به پیگیری طرح‌های مدنظر ترامپ برای مدیریت پسابحران در غزه و شکل‌گیری نهادهایی نظیر «شورای صلح»، نتانیاهو نمی‌تواند به طور کامل از میز مذاکراتی که آمریکا پایه‌های آن را چیده عقب‌نشینی کند. کاخ سفید قطر را به عنوان رکن ناگزیر هرگونه توافق باثبات در خاورمیانه می‌داند و فشار ایالات متحده، تل‌آویو را مجبور می‌سازد تا در سطح عملیاتی و فارغ از جنجال‌های رسانه‌ای، نمایندگان خود را به جلسات مشترک با قطری‌ها بفرستد.

در واقع، نتانیاهو تلاش می‌کند با تفکیک فضای رسانه‌ای از فضای دیپلماسی پنهان، از هر دو ظرفیت بهره‌برداری کند: با حملات کلامی به شبکه الجزیره و سیاست‌های قطر، پرونده جبهه رسانه‌ای را در صحنه بین‌الملل اتهام‌زدایی می‌کند و همزمان، در اتاق‌های دربسته نیویورک، تضمین‌های لازم برای پیشبرد فرآیندهای بشردوستانه و امنیتی را از دوحه می‌گیرد.

قطر؛ پل ارتباطی ناگزیر با تهران و تنش‌زدایی منطقه‌ای

ابعاد نیازمندی پنهان تل‌آویو و واشنگتن به قطر، فراتر از پرونده غزه و حماس است؛ دوحه در سال‌های اخیر نقش یکی از اصلی‌ترین کانال‌های پشتی (Back-channel) و پل‌های ارتباطی میان غرب و ایران را ایفا کرده است. در بحران‌های منطقه‌ای اخیر و تبادل پیام‌های حساس میان تهران و واشنگتن، مقامات قطری همواره یکی از معدود واسطه‌های مورد اعتماد طرفین برای انتقال پیام‌های فوری سیاسی و جلوگیری از محاسبه نادرست یا وقوع نبردهای ناخواسته بوده‌اند.

نتانیاهو به خوبی واقف است که هرگونه تنش و منازعه با ایران یا محور مقاومت در سطح منطقه، بدون حضور یک واسطه قدرتمند سیاسی که امکان گفت‌وگوی بی‌واسطه با مقامات ایرانی را دارد، مدیریت‌پذیر نیست. بنابراین، هنگامی که نمایندگان اسرائیل در نیویورک با مقامات دوحه پشت درهای بسته می‌نشینند، در واقع مشغول تثبیت همان شریان ارتباطی و مجرای تنش‌زدایی هستند که در بزنگاه‌های امنیتی، پیوند میان تل‌آویو، واشنگتن و تهران را حفظ می‌کند.

واقع‌گرایی عریان در پس شعارهای تند

افشای نشست محرمانه نیویورک بار دیگر اثبات کرد که در معادلات خاورمیانه، مواضع علنی مقامات سیاسی غالباً پوسته خشن و کارکردی تبلیغاتی دارند. بنیامین نتانیاهو به خوبی می‌داند که حمله به «جبهه هشتم» و اتهام‌زنی به قطر روی تریبون سازمان ملل، مانع از انحراف چرخ‌دنده‌های دیپلماسی پنهان نخواهد شد. تا زمانی که پرونده غزه و آینده سیاسی آن در هاله ابهام قرار دارد، تل‌آویو ناچار است به این رقص دوگانه ادامه دهد؛ تهاجم سخت در برابر دوربین‌ها، و چانه‌زنی‌های صبورانه و ناگزیر با طرف قطری پشت درهای بسته.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر