صفحه سیاست گزارش می دهد؛

سود نفتی از جنگ ایران؛ افشاگری سناتور آمریکایی درباره پیوند منافع نفتی و سیاست‌های ترامپ

اظهارات اخیر الیزابت وارن، سناتور دموکرات ایالات متحده، بار دیگر بحث درباره رابطه میان سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ، منافع شرکت‌های بزرگ نفتی و هزینه‌های اقتصادی جنگ ایران برای شهروندان آمریکایی را به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در فضای سیاسی واشنگتن تبدیل کرده است.

سود نفتی از جنگ ایران؛ افشاگری سناتور آمریکایی درباره پیوند منافع نفتی و سیاست‌های ترامپ
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

به گزارش الجزیره، وارن روز شنبه در یک برنامه انتخاباتی در حمایت از یک سناتور جوان از ماساچوست، با انتقاد از آغاز جنگ آمریکا با ایران گفت این درگیری به سود حامیان نفتی ترامپ تمام شده است. او با اشاره به کمک‌های مالی این حامیان به کارزار انتخاباتی ترامپ، خواستار آن شد که نقش شرکت‌های نفتی در تحولات جنگ و پیامدهای اقتصادی آن مورد توجه قرار گیرد.

جنگی که برای برخی سودآور شد

استدلال وارن بر یک تناقض مهم استوار است: جنگ و افزایش تنش در خاورمیانه برای اقتصاد و مصرف‌کننده آمریکایی هزینه ایجاد می‌کند، اما همزمان می‌تواند برای برخی شرکت‌های انرژی فرصت درآمدزایی ایجاد کند.

با افزایش نگرانی‌ها درباره عرضه جهانی نفت و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، قیمت نفت می‌تواند تحت تأثیر ریسک‌های ژئوپلیتیکی قرار گیرد. افزایش قیمت انرژی نیز در نهایت خود را در هزینه سوخت، حمل‌ونقل و سایر کالاها نشان می‌دهد.

در چنین شرایطی، شرکت‌های نفت و گاز که تولید یا دارایی‌های قابل‌توجهی در اختیار دارند، ممکن است از افزایش قیمت‌ها منتفع شوند؛ موضوعی که به گفته منتقدان دولت ترامپ، پرسش‌هایی درباره تضاد میان منافع عمومی و منافع صاحبان صنایع انرژی ایجاد کرده است.

انتقاد حتی از سوی ترامپ

این بحث زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم انتقاد از سودهای شرکت‌های نفتی تنها به مخالفان ترامپ محدود نشده است. بر اساس گزارش واشنگتن‌پست که در متن مورد استناد الجزیره قرار گرفته، شرکت‌های بزرگ نفتی پس از انتشار گزارش‌های مالی و ثبت درآمدهای چندمیلیارد دلاری، با استقبال بازارهای مالی مواجه شدند.

در واقع، صورت مسئله از نگاه منتقدان روشن است: اگر جنگ باعث افزایش قیمت انرژی شود، مصرف‌کننده آمریکایی هزینه بیشتری برای بنزین می‌پردازد، در حالی که بخشی از صنعت انرژی از همین افزایش قیمت‌ها درآمد بیشتری کسب می‌کند.

این وضعیت می‌تواند به یک مسئله سیاسی مهم برای کاخ سفید تبدیل شود؛ به‌ویژه در آستانه انتخابات و زمانی که قیمت بنزین یکی از شاخص‌های مهم سنجش عملکرد اقتصادی دولت از سوی افکار عمومی آمریکاست.

ادعای ادامه معاملات نفتی ترامپ

از سوی دیگر، سی‌بی‌اس نیوز گزارش داده است که اسناد مالی نشان می‌دهد ترامپ همچنان به خرید و فروش سهام شرکت‌های نفت و گاز طبیعی ادامه داده است. کاخ سفید در واکنش اعلام کرده که ترامپ در این معاملات نقشی ندارد.

همین موضوع به یکی از محورهای انتقاد مخالفان تبدیل شده است. آنها معتقدند حتی اگر رئیس‌جمهور مستقیماً در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری دخالت نداشته باشد، وجود ارتباط مالی میان رئیس‌جمهور و دارایی‌های مرتبط با صنایع انرژی می‌تواند از منظر سیاسی و افکار عمومی مسئله‌ساز باشد.

بنابراین، بحث صرفاً درباره میزان سود شرکت‌های نفتی نیست؛ بلکه موضوع اصلی، اعتماد عمومی و احتمال شکل‌گیری تعارض منافع در سیاست‌گذاری است.

بنزین ارزان؛ پاشنه آشیل سیاست جنگی ترامپ

الیزابت وارن در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد اگر هدف دولت آمریکا کاهش قیمت بنزین است، راهکار اصلی پایان دادن به جنگ ایران است.

این گزاره از منظر سیاسی اهمیت زیادی دارد. ترامپ بارها بر اهمیت قیمت انرژی برای اقتصاد آمریکا تأکید کرده است، اما ادامه یک درگیری نظامی در خاورمیانه می‌تواند دقیقاً در نقطه مقابل این هدف حرکت کند.

افزایش ریسک ژئوپلیتیکی در منطقه، بازار نفت را نسبت به هرگونه اختلال در عرضه حساس می‌کند. در نتیجه، حتی پیش از آنکه کمبود واقعی در بازار اتفاق بیفتد، صرف افزایش نگرانی درباره عرضه نفت می‌تواند قیمت‌ها را بالا ببرد.

از این منظر، جنگ ایران برای دولت آمریکا تنها یک پرونده نظامی و سیاست خارجی نیست؛ بلکه مستقیماً با تورم، قیمت بنزین، قدرت خرید خانوارها و رضایت رأی‌دهندگان آمریکایی گره خورده است.

پشت پرده یک مناقشه بزرگ‌تر

آنچه در اظهارات وارن برجسته شده، در واقع بخشی از یک مناقشه قدیمی‌تر در سیاست آمریکا است: آیا منافع اقتصادی صنایع بزرگ می‌تواند بر تصمیمات سیاست خارجی واشنگتن تأثیر بگذارد؟

منتقدان ترامپ تلاش می‌کنند با برجسته کردن کمک‌های مالی شرکت‌ها و صاحبان صنایع انرژی به سیاستمداران، این فرضیه را تقویت کنند که گروه‌های ذی‌نفوذ اقتصادی می‌توانند از سیاست‌های جنگی و افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی منتفع شوند.

البته صرف برخورداری یک صنعت از افزایش قیمت‌ها یا وجود کمک مالی به یک کارزار انتخاباتی، به‌تنهایی اثبات‌کننده این نیست که جنگ با هدف افزایش سود شرکت‌های نفتی آغاز شده است. برای چنین نتیجه‌ای به شواهد مستقیم و مستند درباره فرآیند تصمیم‌گیری دولت نیاز است.

اما از منظر سیاسی، همین شائبه تضاد منافع می‌تواند برای دولت ترامپ هزینه‌زا باشد؛ زیرا افکار عمومی ممکن است این پرسش را مطرح کند که چه کسانی از جنگ سود می‌برند و چه کسانی هزینه آن را می‌پردازند.

تحلیل صفحه سیاست

جنگ ایران برای آمریکا یک معادله چندلایه ایجاد کرده است. از یک سو، دولت با اهداف امنیتی و ژئوپلیتیکی خود وارد میدان شده و از سوی دیگر، افزایش ریسک در بازار انرژی می‌تواند قیمت نفت و بنزین را بالا ببرد.

در این میان، شرکت‌های بزرگ نفتی می‌توانند از افزایش قیمت انرژی منتفع شوند، در حالی که رانندگان آمریکایی هزینه بیشتری برای سوخت پرداخت می‌کنند.

به همین دلیل، سخنان الیزابت وارن را می‌توان بیش از یک حمله سیاسی به ترامپ دانست؛ این اظهارات نشانه تلاش بخشی از جریان سیاسی آمریکا برای تبدیل «سود جنگ برای شرکت‌های نفتی» به یک مسئله انتخاباتی است.

اگر قیمت بنزین همچنان بالا بماند، این پرسش می‌تواند در فضای سیاسی آمریکا پررنگ‌تر شود: جنگی که قرار بود امنیت آمریکا را تقویت کند، در نهایت چه کسانی را ثروتمندتر و چه کسانی را متحمل هزینه بیشتر کرده است؟

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر