در شرایط تحریم، صادرات نفت و مهمتر از اون «وصول درآمدهای ارزی»، از مسیر واسطههایی انجام میشه که بهشون «تراستی» میگن. پلتفرمی ضروری برای دور زدن تحریمها، اما همراه با ریسکهای بزرگ مدیریتی و نظارتی!
حالا با افت بارگیری نفت و گره خوردن بازگشت بخشی از پولها، مجلس طرحهای تحقیق و تفحص از نحوه فروش نفت و عملکرد شرکتهای واسطه رو به جریان انداخته.
مسئله فقط عملکرد شخص وزیر نیست؛ چالش اصلی، عدم شفافیت ساختاری و اصطکاک در بدنه مدیریتیه.
وقتی حجم قابلتوجهی از فروش نفت به بخشهای تخصصی و واسطهها تفویض میشه، کنترل دقیق بر تکتک قراردادها، بهویژه با مشتریان بزرگی مثل چین، برای راس وزارتخانه فوقالعاده پیچیده میشه.
از یک طرف فشار نهادهای نظارتی برای تسریع در بازگشت ارز وجود داره، و از طرف دیگه اختلال در زنجیره صادرات؛ فشاری دوطرفه که قدرت مانور مدیریتی را در شرایط بحرانی فرسوده میکند.
تغییر در راس وزارت نفت شاید یک تصمیم سریع باشد، اما گره اصلی یعنی «اصلاح شبکه فروش و وصول مطالبات ارزی» همچنان باقی است.
به نظرت در شرایط محاصره اقتصادی، سیستم «تراستیها» یک ضرورت انکارناپذیره یا نیازمند بازنگری و نظارت مستقیمتر؟ نظرت رو برام کامنت کن؟