توافق دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان در شرایطی شکل گرفته که معادلات امنیتی غرب آسیا با تحولات متعددی روبهرو است. در این میان، وضعیت یمن اهمیت ویژهای دارد؛ کشوری که اگرچه طی سالهای اخیر از شدت جنگ تمامعیار فاصله گرفته، اما هنوز به صلحی پایدار دست نیافته است.
بازگشت حملات و افزایش تنشها بار دیگر این نگرانی را ایجاد کرده که وضعیت موسوم به «نه جنگ، نه صلح» در یمن در حال پایان یافتن باشد. برای عربستان، این تحول اهمیت مضاعفی دارد؛ چرا که تجربه جنگ سالهای گذشته نشان داده تهدیدهای برخاسته از یمن میتواند مستقیماً امنیت سرزمینی، زیرساختهای اقتصادی و حتی مسیرهای تجاری و انرژی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
آیا توافق مکه با احتمال بازگشت جنگ یمن ارتباط دارد؟
پاسخ را باید در مفهوم بازدارندگی جستوجو کرد.
بر اساس مفاد اعلامشده، حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد. فارغ از اینکه این تعهد در صورت وقوع بحران تا چه اندازه در میدان عمل اجرایی شود، نفس درج چنین بندی یک پیام روشن دارد: عربستان نمیخواهد در صورت ورود دوباره به یک بحران نظامی، مانند گذشته با تهدیدی مواجه شود که بخش عمده بار امنیتی آن بر دوش ریاض قرار گیرد.
این مسئله از آن جهت مهم است که تجربه جنگ یمن نشان داده برتری تسلیحاتی متعارف بهتنهایی برای حذف تهدید انصارالله کافی نیست. این جنبش با استفاده از توان موشکی و پهپادی خود توانسته است هزینههایی نامتقارن به رقبایش تحمیل کند.
بنابراین، مسئله اصلی برای ریاض تنها شکست یک نیروی نظامی در میدان نبرد نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل شدن خاک و زیرساختهای عربستان به عمق راهبردی یک جنگ فرسایشی است.
اهمیت توافق مکه فراتر از یک پیمان دفاعی
نصر طه مصطفی، روزنامهنگار و وزیر اطلاعرسانی پیشین یمن، در تحلیلی که در الجزیره منتشر کرده، توافق مکه را در ارتباط با شرایط جدید یمن مورد بررسی قرار داده است. از نگاه او، زمان و مکان امضای توافق نیز معنادار است و انتخاب مکه و روز جمعه، به این پیمان بار نمادین و سیاسی ویژهای داده است.
با این حال، اهمیت اصلی توافق را باید فراتر از نمادها جستوجو کرد.
سه کشور امضاکننده هرکدام از ظرفیتهای متفاوتی برخوردارند. عربستان یک قدرت اقتصادی و نظامی مهم در خلیج فارس است، ترکیه از قدرت نظامی و نفوذ منطقهای قابل توجهی برخوردار است و پاکستان نیز بهعنوان یک قدرت نظامی و هستهای، وزن ویژهای در معادلات امنیتی جهان اسلام دارد.
کنار هم قرار گرفتن این سه کشور میتواند به معنای تلاش ریاض برای ایجاد یک پشتوانه امنیتی متنوعتر باشد؛ بهویژه در شرایطی که عربستان نمیخواهد تمام محاسبات دفاعی خود را به تضمینهای امنیتی قدرتهای غربی وابسته کند.
یمن؛ آتشبس شکننده و بازدارندگی پابرجا
یکی از مهمترین واقعیتهای بحران یمن این است که کاهش درگیریها به معنای پایان مناقشه نبوده است.
در سالهای اخیر، انصارالله توان نظامی و سیاسی خود را حفظ کرده و همچنان یک بازیگر تعیینکننده در معادلات یمن باقی مانده است. توان این جنبش برای تأثیرگذاری بر امنیت دریای سرخ نیز نشان داده که دامنه اثرگذاری آن از مرزهای یمن فراتر رفته است.
در چنین شرایطی، آتشبس ۲۰۲۲ را نمیتوان بهتنهایی معادل یک توافق صلح پایدار دانست. تا زمانی که اختلافات سیاسی و امنیتی اصلی حل نشده باشد، خطر بازگشت به درگیری گسترده همچنان وجود دارد.
این همان نقطهای است که توافق مکه اهمیت پیدا میکند: ریاض ظاهراً میخواهد پیش از آنکه بحران به مرحلهای غیرقابلکنترل برسد، محاسبات بازدارندگی خود را بازتنظیم کند.
تغییر محاسبات عربستان در قبال انصارالله
توافق مکه میتواند نشانهای از این ارزیابی در ریاض باشد که سیاست صرفاً مدیریت بحران در یمن دیگر کافی نیست.
عربستان طی سالهای گذشته تلاش کرده است از جنگ مستقیم فاصله بگیرد و به سمت کاهش تنش و مذاکره حرکت کند. اما تداوم قدرت نظامی و سیاسی انصارالله نشان داده که حذف این بازیگر از معادله یمن امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، هرگونه بازگشت به جنگ نیز برای عربستان هزینهبر خواهد بود. تجربه گذشته نشان داده جنگ یمن میتواند منابع مالی و نظامی قابل توجهی مصرف کند، امنیت زیرساختهای حیاتی را تحت تأثیر قرار دهد و حتی بازار انرژی و تجارت منطقه را با شوک مواجه کند.
در نتیجه، ریاض با یک دوگانه دشوار روبهرو است: نه میتواند قدرت انصارالله را نادیده بگیرد و نه میتواند بدون محاسبه هزینهها وارد جنگی تازه شود.
عربستان به دنبال معماری امنیتی جدید
در سالهای اخیر، سیاست خارجی عربستان شاهد تلاش برای متنوعسازی روابط امنیتی و سیاسی بوده است. ریاض ضمن حفظ روابط راهبردی با غرب، مناسبات خود را با قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای نیز گسترش داده است.
همکاری دفاعی با ترکیه و پاکستان را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.
توافق مکه ممکن است بخشی از تلاش عربستان برای ایجاد شبکهای چندلایه از روابط امنیتی باشد؛ شبکهای که در صورت بروز بحران، گزینههای بیشتری را در اختیار ریاض قرار دهد و وابستگی آن به یک شریک امنیتی واحد را کاهش دهد.
از این منظر، توافق مکه صرفاً پاسخی به تحولات یمن نیست؛ بلکه میتواند بخشی از روند شکلگیری نظم امنیتی جدید در غرب آسیا باشد.
آزمون واقعی توافق مکه چه زمانی فرا میرسد؟
اعتبار واقعی این توافق زمانی مشخص خواهد شد که یکی از اعضای آن با یک تهدید جدی نظامی مواجه شود.
اگر درگیری در یمن تشدید شود و عربستان هدف حملات انصارالله قرار گیرد، پرسش اصلی این خواهد بود که آیا تعهد دفاعی مکه صرفاً جنبه سیاسی و نمادین دارد یا واقعاً میتواند واکنش هماهنگ سه کشور را رقم بزند.
در صورتی که این پیمان صرفاً در سطح بیانیه و همکاری سیاسی باقی بماند، اثر بازدارندگی آن محدود خواهد بود. اما اگر انصارالله به این نتیجه برسد که حمله به عربستان میتواند واکنش مشترک ریاض، آنکارا و اسلامآباد را به دنبال داشته باشد، محاسبات امنیتی این جنبش نیز ممکن است تغییر کند.
با این حال، تشکیل چنین ائتلافی لزوماً به معنای تضعیف انصارالله نیست. حتی میتوان از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه کرد: شکلگیری یک پیمان دفاعی جدید میان سه کشور، خود میتواند نشانهای از افزایش وزن انصارالله در محاسبات امنیتی منطقه باشد.
معادله جدید؛ یمن دیگر فقط مسئله عربستان نیست
یکی از مهمترین تحولات سالهای اخیر این است که بحران یمن از یک مناقشه داخلی و سپس یک رقابت دوجانبه میان عربستان و انصارالله، به بخشی از یک معادله بزرگتر امنیتی تبدیل شده است.
تحولات دریای سرخ، رقابتهای منطقهای، مناسبات ایران و عربستان و تحولات امنیتی غرب آسیا همگی بر محاسبات بازیگران یمنی اثر میگذارند. بنابراین، هرگونه بحران جدید در یمن میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد.
در چنین شرایطی، توافق مکه را باید بخشی از تلاش عربستان برای آماده شدن در برابر سناریوهای مختلف آینده دانست؛ از مدیریت تنش و مذاکره گرفته تا احتمال بازگشت درگیری نظامی.
ریاض از جنگ گذشته چه آموخته است؟
توافق مکه را میتوان بیش از آنکه صرفاً یک پیمان دفاعی دانست، نشانهای از تغییر محیط امنیتی پیرامون عربستان ارزیابی کرد.
ریاض احتمالاً به این جمعبندی رسیده است که در صورت بازگشت جنگ یمن، اتکا به توان نظامی داخلی بهتنهایی کافی نیست. به همین دلیل، ایجاد یک چارچوب دفاعی مشترک با ترکیه و پاکستان میتواند تلاشی برای افزایش عمق راهبردی و قدرت بازدارندگی عربستان باشد.
در مقابل، آینده یمن همچنان میان دو مسیر در نوسان است: بازگشت به جنگ یا حرکت به سمت یک توافق سیاسی فراگیر.
اگر درگیریها دوباره شعلهور شود، توافق مکه نیز خیلی زود با نخستین آزمون جدی خود مواجه خواهد شد. آن زمان مشخص میشود که این پیمان صرفاً بیانیهای برای نمایش همبستگی سیاسی است یا میتواند واقعاً محاسبات امنیتی بازیگران منطقه را تغییر دهد.
در هر دو حالت، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: قدرت انصارالله به اندازهای در معادلات امنیتی غرب آسیا تثبیت شده که عربستان برای مواجهه با سناریوی جنگ جدید، دیگر صرفاً به توان نظامی خود اتکا نمیکند و به دنبال ساختن ائتلافی تازه برای افزایش قدرت بازدارندگی است.