صفحه سیاست گزارش می دهد؛

ترامپ میان جنگ و صلح؛ چرا نوسان در سیاست ایران می‌تواند به «جنگی بی‌پایان» منجر شود؟

رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران بار دیگر زیر ذره‌بین رسانه‌های آمریکایی قرار گرفته است؛ رویکردی که از یک سو با تهدید به حملات گسترده و از سوی دیگر با پیشنهاد مذاکره و عقب‌نشینی همراه شده است. روزنامه واشنگتن‌پست این نوسان دائمی میان جنگ و صلح را عامل تضعیف سیاست آمریکا دانسته و هشدار داده است که ادامه این وضعیت نه به توافقی پایدار منجر می‌شود و نه می‌تواند اهداف واشنگتن را از مسیر نظامی محقق کند.

ترامپ میان جنگ و صلح؛ چرا نوسان در سیاست ایران می‌تواند به «جنگی بی‌پایان» منجر شود؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

واشنگتن‌پست در تحلیل خود، سیاست فعلی رئیس‌جمهوری آمریکا در قبال ایران را رویکردی متناقض توصیف کرده است؛ رویکردی که در آن تهدید نظامی، عقب‌نشینی، مذاکره و دوباره تهدید، به صورت متناوب تکرار می‌شود.

از نگاه این روزنامه، دونالد ترامپ در ماه‌های گذشته بارها از حملات گسترده علیه ایران سخن گفته، اما در مقاطع مختلف از اجرای تهدیدهای خود عقب نشسته و فرصت تازه‌ای برای مذاکره مطرح کرده است.

آخرین نمونه نیز در اول اوت رخ داد؛ زمانی که ترامپ از آمادگی نظامی آمریکا برای اقدام علیه ایران سخن گفت، اما همزمان اعلام کرد که فعلاً حمله‌ای انجام نخواهد شد، زیرا به ادعای او چارچوب‌هایی برای یک توافق شکل گرفته است.

این رفتار متناقض، به اعتقاد واشنگتن‌پست، نه‌تنها فشار مؤثری بر تهران ایجاد نکرده، بلکه اعتبار تهدیدهای آمریکا را نیز با پرسش مواجه کرده است.

تنگه هرمز؛ گره اصلی اختلاف تهران و واشنگتن

یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف میان ایران و آمریکا، مسئله مدیریت و عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز است.

بر اساس آنچه در گزارش واشنگتن‌پست مطرح شده، توافق احتمالی میان ایران و عمان می‌تواند زمینه افزایش عبور کشتی‌ها از این آبراه راهبردی را فراهم کند. با این حال، اختلاف بر سر اینکه چه کشوری و با چه سازوکاری باید بر عبور و مرور کشتی‌ها نظارت داشته باشد، همچنان پابرجاست.

در این میان، تهران بر مفاد تفاهم قبلی با واشنگتن و نقش خود در مدیریت تنگه هرمز تأکید دارد؛ در حالی که آمریکا تلاش کرده مسیر کشتیرانی را به سمت آب‌های عمان منتقل کند.

همین اختلاف، به یکی از نقاط اصلی شکست تفاهم میان دو طرف تبدیل شده است؛ زیرا مسئله هرمز صرفاً یک موضوع دریایی نیست و با امنیت انرژی، تجارت جهانی و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در منطقه ارتباط مستقیم دارد.

چرا تفاهم قبلی تهران و واشنگتن اهمیت دارد؟

ترامپ

بر اساس روایت مطرح‌شده در این گزارش، یادداشت تفاهم پیشین میان ایران و آمریکا قرار بود مجموعه‌ای از اقدامات متقابل را دربرگیرد؛ از پایان جنگ و کاهش فشارهای اقتصادی گرفته تا لغو یا تعلیق بخشی از تحریم‌های نفتی، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و رفع محدودیت‌های دریایی.

از نگاه تهران، اجرای ناقص یا توقف این تعهدات، یکی از عوامل اصلی از بین رفتن اعتماد به واشنگتن بوده است.

در چنین شرایطی، مسئله فقط رسیدن به یک توافق جدید نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که اگر توافق تازه‌ای شکل بگیرد، چه تضمینی برای اجرای آن وجود خواهد داشت؟

این مسئله می‌تواند یکی از دشوارترین موانع پیش روی مذاکرات آینده ایران و آمریکا باشد.

واشنگتن‌پست: ترامپ اعتماد تهران را از دست داده است

یکی از نکات مهم تحلیل واشنگتن‌پست، تفاوت میان «ترس» و «اعتماد» است.

این روزنامه معتقد است تهران ممکن است از تهدیدهای ترامپ هراس نداشته باشد، اما مهم‌تر از آن، اعتماد خود را به امکان دستیابی به یک توافق پایدار با دولت آمریکا از دست داده است.

تغییر مداوم مواضع ترامپ، به‌ویژه زمانی که تحت فشار جریان‌های سیاسی داخلی آمریکا قرار می‌گیرد، می‌تواند این تصور را تقویت کند که حتی توافق‌های حاصل‌شده نیز ممکن است مدت کوتاهی بعد با شروط تازه مواجه شوند.

از این منظر، مشکل اصلی مذاکرات آینده تنها اختلافات میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه مسئله اعتبار تعهدات طرف آمریکایی نیز به یک چالش جدی تبدیل شده است.

هزینه‌های ادامه جنگ برای آمریکا

واشنگتن‌پست در بخش دیگری از تحلیل خود، به هزینه‌های سیاسی و اقتصادی ادامه درگیری اشاره می‌کند.

جنگ طولانی‌مدت با ایران می‌تواند فشار قابل توجهی بر بودجه و توان نظامی آمریکا وارد کند و همزمان با افزایش قیمت انرژی، تبعات اقتصادی آن به شهروندان آمریکایی منتقل شود.

این موضوع از منظر سیاسی نیز برای دولت ترامپ اهمیت دارد؛ به‌خصوص در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره.

هرچه درگیری طولانی‌تر شود و هزینه‌های انسانی و اقتصادی افزایش پیدا کند، حفظ حمایت افکار عمومی آمریکا دشوارتر خواهد شد.

در همین چارچوب، واشنگتن‌پست به نتایج یک نظرسنجی از سوی سی‌ان‌ان اشاره کرده که بر اساس آن، تنها ۲۸ درصد آمریکایی‌ها از نحوه مدیریت جنگ ایران توسط ترامپ رضایت داشته‌اند.

تنگه هرمز؛ برگ برنده یا پاشنه آشیل آمریکا؟

تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی اهمیت ویژه‌ای دارد و هرگونه اختلال طولانی‌مدت در عبور نفتکش‌ها می‌تواند بازار انرژی را با شوک مواجه کند.

از همین رو، ادامه فشار دریایی علیه ایران یک شمشیر دولبه برای واشنگتن است. آمریکا می‌تواند از محدودیت کشتیرانی به عنوان ابزاری برای فشار اقتصادی بر تهران استفاده کند، اما همزمان باید پیامدهای افزایش قیمت نفت، رشد تورم و فشار بر مصرف‌کنندگان آمریکایی را نیز بپذیرد.

به همین دلیل، مسئله هرمز از یک اختلاف دوجانبه میان ایران و آمریکا فراتر رفته و به موضوعی با ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهانی تبدیل شده است.

چرا «فشار حداکثری» دوباره تکرار نمی‌شود؟

یکی دیگر از محورهای قابل توجه این تحلیل، اشاره به تجربه سیاست فشار حداکثری است.

استدلال طرفداران رویکرد سخت‌گیرانه این است که افزایش فشار اقتصادی می‌تواند تهران را به پذیرش خواسته‌های آمریکا وادار کند. اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که فشار اقتصادی به‌تنهایی الزاماً به تغییر رفتار سیاسی ایران منجر نمی‌شود.

از این منظر، بازگشت به فشار حداکثری، بدون ارائه یک مسیر روشن برای توافق، می‌تواند صرفاً هزینه‌های اقتصادی و امنیتی بحران را افزایش دهد.

ترامپ؛ بزرگ‌ترین مانع سیاست خودش؟

جمع‌بندی واشنگتن‌پست این است که مشکل اصلی سیاست آمریکا در قبال ایران، نه صرفاً انتخاب میان جنگ و مذاکره، بلکه ناتوانی در انتخاب یک مسیر مشخص و پایدار است.

اگر واشنگتن واقعاً به دنبال توافق باشد، باید برای مدت کافی به مسیر دیپلماسی متعهد بماند و از تغییر مداوم مواضع خودداری کند. اگر هم گزینه نظامی را انتخاب کند، باید آماده پذیرش هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی آن باشد.

در چنین شرایطی، نوسان دائمی میان تهدید و مذاکره می‌تواند هر دو گزینه را تضعیف کند.

جمع‌بندی؛ مسئله فقط جنگ یا صلح نیست

تحلیل واشنگتن‌پست را می‌توان از یک زاویه مهم‌تر نیز بررسی کرد: بحران کنونی ایران و آمریکا بیش از آنکه صرفاً ناشی از نبود مذاکره باشد، نتیجه فقدان یک چارچوب پایدار برای مدیریت اختلافات است.

تجربه ماه‌های گذشته نشان داده است که تهدید نظامی بدون مسیر دیپلماتیک مشخص، الزاماً تهران را به عقب‌نشینی وادار نمی‌کند و مذاکره بدون تضمین اجرای تعهدات نیز نمی‌تواند اعتماد لازم را ایجاد کند.

در این میان، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین نقاط تعیین‌کننده آینده این بحران تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که هم برای ایران اهمیت امنیتی و راهبردی دارد و هم برای آمریکا و اقتصاد جهانی پیامدهای مستقیم اقتصادی ایجاد می‌کند.

از این منظر، اگر واشنگتن میان جنگ و مذاکره همچنان در نوسان بماند، خطر اصلی نه فقط شکست یک سیاست خارجی، بلکه گرفتار شدن در چرخه‌ای است که خروج از آن برای هر دو طرف پرهزینه خواهد بود؛ همان چیزی که واشنگتن‌پست از آن با تعبیر «جنگی بی‌پایان و بی‌نتیجه» یاد کرده است.

 

اخبار مرتبط
  • ادعای پیروزی دونالد ترامپ و پیت هگست در رویارویی نظامی با ایران، در حالی با تبلیغات گسترده رسانه‌ای از سوی واشنگتن دنبال می‌شود که ارزیابی نتایج جنگ، هزینه‌های سنگین آن و اهداف اعلام‌شده آمریکا، پرسش‌های جدی درباره میزان تحقق دستاوردهای مورد ادعای کاخ سفید ایجاد کرده است؛ پرسش‌هایی که همزمان با شکل‌گیری ائتلاف جدید منطقه‌ای موسوم به «پیمان دفاع مشترک مکه»، اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

  • ۱۶۱ روز از آغاز جنگ می‌گذرد؛ جنگی که در یکی از مهم‌ترین نقاط عطف خود، پس از ۴۸ سال به رویارویی مستقیم نظامی ایران و آمریکا منجر شد و حملات هوایی گسترده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران را در پی داشت. اکنون با توقف حملات متقابل و انتشار اخبار مربوط به دور جدید مذاکرات، این پرسش اساسی مطرح است که آیا جنگ واقعاً به پایان رسیده یا صرفاً وارد مرحله‌ای متفاوت شده است؟

  • تحلیل تازه روزنامه نیویورک‌تایمز از چهار دهه روابط پرتنش ایران و آمریکا نشان می‌دهد که مشکل اصلی واشنگتن در مواجهه با تهران، صرفاً اختلاف بر سر پرونده‌های سیاسی و امنیتی نیست؛ بلکه ناتوانی در فهم ساختار قدرت، منطق تصمیم‌گیری و محاسبات راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. از جیمی کارتر تا دونالد ترامپ، رؤسای جمهور آمریکا بارها تلاش کرده‌اند با ترکیبی از فشار، مذاکره یا تغییر رفتار، تهران را به مسیر مورد نظر خود هدایت کنند؛ اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد ایران در بسیاری از مقاطع توانسته است از زمان، اختلافات داخلی آمریکا و پیچیدگی‌های سیاست واشنگتن به عنوان ابزار چانه‌زنی استفاده کند.

ارسال نظر