گزارش تحلیلی صفحه سیاست؛

شکاف در کاخ سفید بر سر ایران؛ ونس پایان جنگ را می‌خواهد، تندروها به دنبال حمله دوباره‌اند

افشای اختلاف‌نظر در حلقه نزدیکان دونالد ترامپ درباره نحوه مواجهه با ایران، از شکل‌گیری شکافی جدی در کاخ سفید بر سر ادامه جنگ یا حرکت به سمت توافق با تهران حکایت دارد؛ شکافی که اکنون علاوه بر محاسبات نظامی و امنیتی، تحت تأثیر هزینه‌های سیاسی جنگ و نگرانی جمهوری‌خواهان از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره قرار گرفته است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
شکاف در کاخ سفید بر سر ایران؛ ونس پایان جنگ را می‌خواهد، تندروها به دنبال حمله دوباره‌اند
صفحه سیاست-

وبگاه آمریکایی «آکسیوس» در گزارشی به نقل از مقام‌های مطلع آمریکایی مدعی شده است که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، طی ماه‌های گذشته تلاش کرده ترامپ را به سمت پایان دادن به جنگ با ایران سوق دهد. به نوشته این رسانه، ونس در گفت‌وگوهای خصوصی با رئیس‌جمهور آمریکا هشدار داده است که ادامه درگیری نظامی می‌تواند به شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره منجر شود.

این موضع‌گیری نشان می‌دهد که برخلاف تصویر یکپارچه‌ای که کاخ سفید تلاش می‌کند از سیاست خارجی خود ارائه دهد، در داخل دولت آمریکا درباره هزینه‌ها و پیامدهای تقابل نظامی با ایران اختلاف‌نظر وجود دارد؛ اختلافی که یک سوی آن بر ضرورت مهار بحران و جلوگیری از تبعات داخلی جنگ تأکید دارد و سوی دیگر همچنان به گزینه نظامی و فشار حداکثری متمایل است.

ونس در برابر نتانیاهو؛ اختلاف بر سر آینده جنگ با ایران

photo_2026-07-28_20-57-00

یکی از بخش‌های قابل توجه گزارش آکسیوس، انتقاد صریح منتسب به جی‌دی ونس از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی است. بر اساس این گزارش، معاون ترامپ معتقد بوده نتانیاهو درباره مسائل مرتبط با ایران دچار اشتباه محاسباتی است و هشدار داده که واشنگتن نباید تصمیمات راهبردی خود را صرفاً بر اساس ارزیابی‌های تل‌آویو تنظیم کند.

ونس ظاهراً معتقد است ادامه جنگ نه‌تنها دستاورد تضمین‌شده‌ای برای آمریکا ندارد، بلکه می‌تواند این کشور را درگیر بحرانی طولانی‌مدت با هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی سنگین کند.

در مقابل، گزارش آکسیوس از تمایل ترامپ به تأثیرپذیری از پیشنهادها و ملاحظات نتانیاهو حکایت دارد؛ موضوعی که بار دیگر مسئله میزان تأثیرگذاری رژیم صهیونیستی بر تصمیمات امنیتی و نظامی واشنگتن را به مرکز توجه بازگردانده است.

این اختلاف را می‌توان فراتر از یک جدال شخصی میان مقام‌های آمریکایی ارزیابی کرد؛ زیرا در واقع دو رویکرد متفاوت درباره منافع آمریکا در منطقه را نمایندگی می‌کند: رویکردی که مهار بحران و جلوگیری از فرسایش قدرت آمریکا را در اولویت قرار می‌دهد و رویکردی که همچنان به تشدید فشار نظامی برای تغییر معادلات منطقه‌ای امید بسته است.

انتخابات میان‌دوره‌ای؛ پاشنه آشیل سیاست جنگ‌طلبانه ترامپ

هشدار منتسب به ونس درباره احتمال شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، یکی از مهم‌ترین ابعاد سیاسی این گزارش است.

جنگ با ایران، در صورت تداوم، دیگر صرفاً یک پرونده سیاست خارجی برای دولت ترامپ نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به موضوعی تعیین‌کننده در رقابت‌های داخلی آمریکا تبدیل شود. افزایش هزینه‌های نظامی، نگرانی از پیامدهای اقتصادی در بازار انرژی، احتمال گسترش درگیری و نارضایتی افکار عمومی، مجموعه عواملی هستند که می‌توانند موقعیت انتخاباتی جمهوری‌خواهان را تحت فشار قرار دهند.

برای بخشی از سیاستمداران آمریکایی، مسئله اصلی ممکن است نه دستیابی به یک پیروزی راهبردی در برابر ایران، بلکه جلوگیری از تبدیل جنگ به بحرانی سیاسی در داخل ایالات متحده باشد.

از این منظر، تلاش ونس برای متقاعد کردن ترامپ به توافق با تهران را می‌توان تلاشی برای محدود کردن هزینه‌های سیاسی و اقتصادی جنگ نیز ارزیابی کرد؛ به‌ویژه آنکه ادامه درگیری می‌تواند وعده‌های انتخاباتی ترامپ درباره اولویت دادن به مسائل داخلی آمریکا را با چالش مواجه کند.

دو پیام متناقض از واشنگتن؛ مذاکره در یک سو، آماده‌سازی نظامی در سوی دیگر

در حالی که آکسیوس از تلاش‌های پشت‌پرده برای دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن خبر داده، بخش دیگری از همین گزارش به آماده‌سازی ارتش آمریکا برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه ایران اشاره می‌کند.

بر اساس این گزارش، ارتش آمریکا در حال تکمیل مقدمات احتمالی عملیات جدید، از جمله اعزام تجهیزات بیشتر به منطقه است.

همچنین وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع مطلع گزارش داده است که شماری از مقام‌های کاخ سفید خواستار انجام حملات جدید علیه ایران هستند.

هم‌زمانی این اخبار نشان می‌دهد که سیاست واشنگتن در قبال تهران همچنان با دو مسیر موازی دنبال می‌شود: از یک طرف، تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از بازگشت به جنگ و از طرف دیگر، حفظ آمادگی نظامی و افزایش فشار برای تقویت موقعیت آمریکا در هرگونه مذاکره احتمالی.

این وضعیت را نمی‌توان لزوماً نشانه تصمیم قطعی ترامپ برای حمله یا توافق دانست؛ بلکه بیشتر بیانگر تداوم اختلافات داخلی و تلاش هر یک از جریان‌های تأثیرگذار برای جهت‌دهی به تصمیم نهایی کاخ سفید است.

میانجی‌گری قطر؛ تلاش برای جلوگیری از بازگشت به نقطه صفر

در این میان، نقش قطر به‌عنوان میانجی منطقه‌ای نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

آکسیوس به نقل از منابع منطقه‌ای گزارش داده که میانجی‌گران قطری در تلاش هستند حمایت تهران و واشنگتن را برای پیش‌نویس توافقی با هدف جلوگیری از بازگشت به درگیری نظامی جلب کنند؛ توافقی که می‌تواند زمینه ازسرگیری مذاکرات مستقیم میان دو طرف را در روزهای آینده فراهم کند.

اهمیت این تلاش زمانی بیشتر می‌شود که در نظر بگیریم هرگونه شکست در مسیر دیپلماسی، می‌تواند بار دیگر منطقه را در معرض تشدید تنش‌های نظامی قرار دهد.

با این حال، دستیابی به توافق صرفاً به اراده میانجی‌گران وابسته نیست. میزان پایبندی واشنگتن به تعهدات احتمالی، مطالبات دو طرف و تجربه بی‌اعتمادی تهران نسبت به سیاست‌های آمریکا، از جمله متغیرهایی هستند که می‌توانند مسیر مذاکرات را پیچیده کنند.

چرا نتیجه انتخابات آمریکا برای ایران اهمیت پیدا کرده است؟

نکته قابل تأمل دیگر در گزارش آکسیوس، ادعای برخی دیپلمات‌ها و کارشناسان درباره تأثیر ابراز خوشحالی ایران از نتایج انتخابات آمریکا بر احتمال بازگشت واشنگتن به جنگ است.

این ادعا نشان می‌دهد که تحولات سیاسی داخلی آمریکا تا چه اندازه با محاسبات سیاست خارجی این کشور گره خورده است. در واقع، حتی واکنش‌های سیاسی تهران به تحولات انتخاباتی واشنگتن نیز ممکن است از سوی برخی جریان‌های آمریکایی در چارچوب رقابت و تقابل دو کشور تفسیر شود.

با این حال، نباید فراموش کرد که شکست یا پیروزی یک حزب در انتخابات آمریکا به‌تنهایی تعیین‌کننده سیاست واشنگتن در قبال ایران نیست. اختلافات ساختاری، منافع راهبردی، نقش لابی‌های تأثیرگذار و محاسبات امنیتی نیز در تصمیم‌گیری‌های کاخ سفید نقش دارند.

جمع‌بندی؛ ترامپ میان هزینه جنگ و فشار متحدانش گرفتار شده است

مجموع گزارش‌های آکسیوس و وال‌استریت ژورنال تصویری از یک واشنگتن دوپاره در قبال ایران ارائه می‌دهد؛ دولتی که در آن بخشی از نزدیکان ترامپ، پایان دادن به جنگ و حرکت به سمت توافق را راهی برای جلوگیری از هزینه‌های بیشتر می‌دانند و گروهی دیگر همچنان بر تشدید فشار نظامی تأکید دارند.

برای ترامپ، مسئله فقط انتخاب میان جنگ و مذاکره نیست؛ بلکه تصمیمی چندلایه درباره اعتبار سیاسی دولت، آینده انتخاباتی جمهوری‌خواهان، روابط با رژیم صهیونیستی و جایگاه آمریکا در معادلات منطقه‌ای است.

با این حال، یک نکته در این میان اهمیت دارد: اختلافات داخلی واشنگتن به معنای تغییر قطعی سیاست آمریکا یا کنار گذاشتن گزینه نظامی نیست. آماده‌سازی نظامی در کنار تحرکات دیپلماتیک نشان می‌دهد که واشنگتن همچنان می‌خواهد گزینه فشار را حفظ کند.

در چنین شرایطی، تهران با درک این شکاف‌ها باید میان تحرکات تبلیغاتی و اختلافات جناحی در آمریکا از یک سو و تصمیمات واقعی و عملیاتی واشنگتن از سوی دیگر تمایز قائل شود. آنچه در نهایت معادله را تعیین خواهد کرد، نه مواضع رسانه‌ای مقام‌های آمریکایی، بلکه میزان پایبندی آنها به تعهدات، واقعیت‌های میدانی و محاسبات راهبردی ایران خواهد بود.

 

اخبار مرتبط
  • جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، مدعی شد واشنگتن به‌دنبال دریافت تعهدی قطعی از ایران برای بازسازی نکردن برنامه هسته‌ای است؛ اظهاراتی که در ادامه مواضع زیاده‌خواهانه مقام‌های آمریکایی مطرح شده است.

  • دولت دونالد ترامپ در شرایط افزایش هزینه‌های انرژی و تداوم تنش‌ها با ایران، هم‌زمان دو مسیر متفاوت را بررسی می‌کند: از یک سو، احتمال کاهش محدودیت‌های برخی نفتکش‌های موسوم به «ناوگان سایه» با هدف افزایش ظرفیت حمل‌ونقل نفت و فرآورده‌های نفتی مطرح شده و از سوی دیگر، گزارش‌ها حاکی از آن است که کاخ سفید و پنتاگون گزینه استفاده از بمب عظیم غیرهسته‌ای موسوم به «مادر همه بمب‌ها» علیه اهداف نظامی در ایران را بررسی کرده‌اند؛ گزینه‌ای که اجرای آن به صدور دستور رئیس‌جمهور آمریکا وابسته است.

  • در حالی که واشنگتن از آمادگی برای توافق با تهران سخن می‌گوید، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، بار دیگر از کاهش «معنادار» ظرفیت غنی‌سازی ایران به‌عنوان شرط توافق حرف زده است؛ موضعی که بیش از آنکه نشانه‌ای از یک پیشنهاد متوازن برای پایان جنگ باشد، یادآور همان سیاست قدیمی فشار، تهدید و مطالبه امتیاز از ایران است. پرسش اینجاست: وقتی آمریکا از یک سو به دنبال مذاکره است و از سوی دیگر برای طرف مقابل پیش‌شرط تعیین می‌کند، دقیقاً از «توافق» چه تعریفی دارد؟

ارسال نظر