آمریکاییها زمانی دموکراسی را به عنوان یک نظام سیاسی در اروپا ترویج میکردند و بر اساس آن درک کلی، همه سیاستمدارن منتخب چپ میانه و راست میانه را مشروع میدانستند. اما دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و چهرههای برجسته تجاری نزدیک به آن اکنون سیاست متفاوتی را دنبال میکنند که در برخی موارد، منافع احزابی را پیش میبرند که معتقدند از نظر ایدئولوژیک به جنبش ماگا (پایگاه حامیان ترامپ با شعار "عظمت را به آمریکا بازگردانیم") همسو هستند، از جمله افرادی که آشکارا گرایشهایی به روسیه دارند.
به نظر میرسد دیگر چهرههای سیاسی اروپا نیز مورد لطف دولت ترامپ واقع شدهاند یا برای آن تلاش میکنند، چراکه از این طریق، میتوانند منافع تجاری مورد حمایت افراد نزدیک به دولت را پیش ببرند. دستکم در سه مورد گفته میشود که آمریکاییها تلاش کردهاند رهبران منتخب اروپایی را متقاعد کنند شرکای ائتلافی کنونی خود را رها کنند و به جای آن شرکای جدیدی را انتخاب کنند که بیشتر مورد پسند کاخ سفید باشند.
نشریه آتلانتیک در یادداشتی با این مقدمه نوشت: روشنترین مورد در لهستان است. رسانههای لهستانی، از جمله رسانههای راست افراطی، بهطور گسترده گزارش دادهاند که ترامپ بهشدت به ولادیسلاو کوسینیاک کامیش، وزیر دفاع و رهبر حزب خلق لهستان- یکی از دو حزب دیگر ائتلاف حاکم است، اشاره کرده که باید با طرف دیگری ائتلاف کند.
او در بهار در واشنگتن بود تا در مراسم مدال افتخار برای یک سرباز آمریکایی که جان یک سرباز لهستانی را در افغانستان نجات داده بود، شرکت کند. بر اساس گزارشها، ترامپ بلافاصله پس از این رویداد که توسط فعالان لهستانی که با جنبش ماگا ارتباطاتی دارند، سازماندهی شده بود، کوسینیاک را به کناری کشیده و به او گفته بود، اگر ائتلاف دولتی را ترک کند، وجهه بهتری در واشنگتن خواهد داشت و او باید به جای آن با احزاب ملیگرای لهستانی و راست افراطی توافق کند. با این حال، او به توصیه ترامپ عمل نکرد.
این اولین بار نبود که دولت ترامپ به دنبال همسویی ورشو با سیاستهای خود بود. کارول ناوروتسکی، نامزد راست افراطی در جریان کارزار انتخابات ریاستجمهوری لهستان در سال گذشته به واشنگتن سفر کرد و ترامپ از نامزدی او حمایت کرد. رئیسجمهور آمریکا پس از پیروزی ناوروتسکی، بارها این پیروزی را به خود نسبت داد، همانطور که او و همراهانش پیروزیهای انتخاباتی در آمریکای لاتین را به خود نسبت دادهاند.
این نشریه با مطرح کردن این پرسش که «آیا یک رئیسجمهور آمریکا از یک سیاستمدار در یک کشور متحد خارجی میخواهد ائتلافش را تغییر دهد؟»، نوشته «از روزگاری که رهبران شوروی تصمیم میگرفتند کدام کمونیستهای لهستانی حکومت کنند، چنین چیزی در لهستان رخ نداده است.»
در ادامه این یادداشت با اشاره به رفتارهای کیمبرلی گیلفویل، سفیر جنجالی دولت ترامپ در یونان که عملا از سوی کاخ سفید برکنار شد، آمده است: گیلفویل، سفیر پیشین آمریکا در یونان در آتن با افتخار به فروپاشی ائتلاف حاکم رومانی اشاره کرد و گفت که «ما میتوانیم این کار را با هر کشوری که بخواهیم، انجام دهیم؛ حتی همینجا». این اظهارات نشان میداد که او گمان میکرد میکرد میتواند بر سیاست ائتلافی دولتهای منتخب دموکراتیک اروپایی-همه متحدان امریکا و اعضای ناتو-اثر بگذارد. البته این رویکرد محدود به گیلفویل نبود و مقامات دیگری در دولت ترامپ نیز آن را در پیش گرفتهاند. او بعدا به دلیل درخواست واریز ۱۰۰ هزار دلار به حساب شخصیاش از سوی یک اهداکننده جمهوریخواه رسوایی بهبار آورد و مجبور به استعفا شد. اما اروپاییها بیشتر از طمع او، از خودستاییهای سیاسیاش به وحشت افتادند.
آتلانتیک در ادامه با اشاره به مداخلات سیاسی دولت ترامپ در آلمان نوشت: در آلمان که حزب اتحادیه دموکرات مسیحی محافظهکار دولت را با سوسیال دموکراتهای چپ میانه به عنوان شریک کوچکتر اداره میکند، برخی سیاستمداران آلمانی معتقدند دولت ترامپ میخواهد حزب اتحادیه دموکرات مسیحی با حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان ائتلاف کند. آلترناتیو برای آلمان آشکارا به روسیه گرایش دارد و برخی از سیاستمداران آن وابستگیهای نئونازی داشتهاند. برای بسیاری از اعضای حزب اتحادیه دموکرات مسیحی که در دوران پس از جنگ جهانی به عنوان سدی در برابر افراطگرایان تاسیس شد، پیوستن به آلترناتیو برای آلمان گسستی تقریبا دور از ذهن با ارزشهایشان است.
با این حال، دولت ترامپ آشکارا از این حزب راست افراطی حمایت میکند؛ ترامپ پیروزیهای آن را در شبکه اجتماعی تروث سوشال جشن میگیرد، ایلان ماسک، میلیاردر حوزه فناوری و وزیر پیشین وزارت بهینهسازی دولت ترامپ تبلیغاتی بزرگ و رایگان برای آن فراهم میکند و به قانونگذاران آلمانی احزاب مختلف که اخیرا به واشنگتن سفر کرده بودند، گفته شد که تنها نمایندگان آلترناتیو برای آلمان و حزب دموکرات مسیحی میتوانند وارد مقر پنتاگون و وزارت امور خارجه شوند.
این رفتار نشاندهنده تحقیر دموکراسی آلمان از سوی دولت ترامپ و در تناقض با درخواست آمریکا از اروپاییها برای تقویت توانمندیهای دفاعی این بلوک قرار دارد، چراکه دولت ترامپ از احزابی حمایت میکند که با هزینه دفاعی بیشتر مخالفند، به روسیه گرایش دارند یا به دفاع از اروپا و مرزهایش پایبند نیستند.
در بخش پایانی این مطلب با اشاره به سردرگمی اروپا نسبت به چنین رویکردی آن را شکستخورده توصیف کرده و مطرح کرد: بیشتر اروپاییها زمانی معتقد بودند که آمریکا دموکراسی را ترویج میکند-نظام سیاسی، نه احزاب خاص-و قاطعانه با رژیمهای اقتدارگرا مخالف است. اکنون به نظر میرسد مقامات دولت ترامپ این معادله را وارونه کردهاند. آیا آمریکا در پی این است که اروپاییها ارتشهای بزرگی بسازند و سپس نهادهای اروپایی را از هم بپاشد و آن ارتشها را به ملیگرایان بسپارد؟ این سیاست در قرن بیستم آزموده شد و بهطرز چشمگیری شکست خورد.