محمدرضا اسدی درباره نحوه متناسبسازی مستمری بازنشستگان تأمین اجتماعی توضیح داده است که این موضوع صرفاً یک افزایش مقطعی در حقوق بازنشستگان نیست، بلکه مستقیماً با تعهدات بلندمدت سازمان تأمین اجتماعی و توازن منابع و مصارف آن ارتباط دارد.
بر اساس جزء ۲ بند «ر» ماده ۲۸ قانون برنامه هفتم، در مورد بازنشستگان مشمول تأمین اجتماعی، نسبت مستمری بازنشسته به حداقل دستمزد باید به ۹۰ درصد نسبت نخستین مستمری فرد به حداقل دستمزد در زمان برقراری مستمری نزدیک شود.
سازمان تأمین اجتماعی نیز در توضیحات مربوط به اجرای مرحله نهایی متناسبسازی اعلام کرده است که این فرمول برای مستمریبگیران غیرحداقلبگیر اجرا شده است.
آیا افزایش بیشتر حقوق بازنشستگان نیاز به منبع مالی جدید دارد؟
یکی از مهمترین مباحث مطرحشده درباره متناسبسازی، نحوه تأمین منابع مالی آن است.
اسدی معتقد است در صورتی که سیاستگذار بخواهد سطح مستمری بازنشستگان را فراتر از ظرفیت محاسبات بیمهای افزایش دهد، باید منابع مورد نیاز این افزایش نیز به شکل مشخص تعیین شود.
به گفته او، افزایش مستمری در یک سال تنها هزینه همان سال نیست؛ زیرا مبلغ جدید در سالهای بعد نیز به تعهدات سازمان اضافه میشود. بنابراین پیش از ایجاد هر تعهد جدید، باید هزینه سالانه و آثار بلندمدت آن بر منابع و مصارف سازمان محاسبه شود.
چرا محاسبه مستمری تأمین اجتماعی با حقوق شاغلان متفاوت است؟
یکی از نکات مهم در بررسی متناسبسازی، تفاوت میان ساختار صندوقهای بازنشستگی است.
در سازمان تأمین اجتماعی، مستمری بر اساس مقررات بیمهای و با توجه به سابقه بیمه و متوسط مزد مشمول کسر حق بیمه در دو سال پایانی اشتغال محاسبه میشود. به همین دلیل، مبنای محاسبه مستمری در این سازمان با سازوکاری که حقوق بازنشسته را مستقیماً با حقوق شاغل مشابه مقایسه میکند، یکسان نیست.
اسدی با اشاره به ماده ۷۷ قانون تأمین اجتماعی تأکید کرده است که این تفاوت در زمان طراحی سیاستهای افزایش مستمری باید مورد توجه قرار گیرد.
نسبت ۹۰ درصد در متناسبسازی به چه معناست؟
بر اساس فرمول تعیینشده در برنامه هفتم، هدف این است که نسبت مستمری بازنشسته به حداقل دستمزد سال جاری، به ۹۰ درصد نسبت نخستین مستمری فرد به حداقل دستمزد در سال برقراری مستمری برسد.
به این ترتیب، سابقه و میزان مستمری فرد در زمان بازنشستگی در محاسبات متناسبسازی نقش دارد و صرفاً مقایسه حقوق بازنشسته با حقوق شاغلان ملاک قرار نمیگیرد.
سازمان تأمین اجتماعی در توضیحات خود درباره مرحله نهایی متناسبسازی نیز اعلام کرده است که اجرای این فرمول برای مستمریبگیران غیرحداقلبگیر در سال ۱۴۰۵ تکمیل شده است.
تورم و هزینه زندگی چه نقشی در افزایش مستمری دارد؟
در کنار فرمول متناسبسازی، موضوع افزایش هزینههای زندگی نیز در تعیین و افزایش مستمریها اهمیت دارد.
اسدی با اشاره به ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی، بر ضرورت توجه به شاخصهایی مانند تورم، هزینه زندگی، رشد دستمزد مشمول بیمه و توان مالی صندوق تأکید کرده است.
بر این اساس، بررسی میزان افزایش مستمری تنها با یک شاخص نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت مالی بازنشستگان و صندوق ارائه دهد.
ناترازی تأمین اجتماعی و اثر افزایش مستمریها
یکی دیگر از محورهای مهم این بحث، وضعیت منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی است.
اسدی عوامل مختلفی از جمله نسبت بیمهشدگان فعال به مستمریبگیران، تغییرات جمعیتی، بازنشستگیهای پیش از موعد، تعهدات قانونی، مطالبات سازمان از دولت، وضعیت اشتغال، رشد دستمزد مشمول بیمه، نرخ حق بیمه و بازده سرمایهگذاریها را در وضعیت مالی سازمان مؤثر دانسته است.
از این منظر، متناسبسازی تنها یکی از عوامل مؤثر بر هزینههای سازمان است و برای ارزیابی وضعیت مالی تأمین اجتماعی باید مجموعه عوامل درآمدی و هزینهای به صورت همزمان بررسی شود.
بدهی دولت به تأمین اجتماعی جدا از منابع متناسبسازی است
اسدی با اشاره به برنامه هفتم، بر ضرورت تفکیک میان تسویه بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی و تأمین منابع سیاستهای حمایتی و افزایش مستمری تأکید کرده است.
به گفته او، هر یک از این موارد باید منبع مالی مشخص و قابل ردیابی داشته باشد تا مشخص شود هزینه اجرای سیاستهای جدید بازنشستگی از چه محلی تأمین میشود.
این موضوع بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که افزایش مستمری، یک تعهد مستمر ایجاد میکند و منابع آن باید در سالهای بعد نیز قابل تأمین باشد.
مرحله سوم متناسبسازی حقوق بازنشستگان در سال ۱۴۰۵
مرحله سوم متناسبسازی در سال ۱۴۰۵ اجرا شده است. سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرده که با اجرای این مرحله، نسبت مستمری مشمولان غیرحداقلبگیر به ۹۰ درصد نسبت مستمری زمان برقراری فرد به حداقل دستمزد سال برقراری رسیده است.
با این حال، بحث درباره آثار مالی این سیاست همچنان اهمیت دارد؛ زیرا هزینه متناسبسازی باید در کنار سایر تعهدات سازمان و منابع حاصل از حق بیمه و دیگر درآمدها بررسی شود.
آیا امکان افزایش بیشتر حقوق بازنشستگان وجود دارد؟
افزایش بیشتر مستمری بازنشستگان موضوعی جدا از اجرای فرمول فعلی متناسبسازی است. بر اساس دیدگاه مطرحشده در این گزارش، اگر قرار باشد سطح پرداختیها فراتر از چارچوب بیمهای موجود افزایش پیدا کند، باید منبع مالی پایدار و مشخصی برای آن تعیین شود.
در نتیجه، میزان افزایشهای آینده را نمیتوان صرفاً با استناد به فرمول ۹۰ درصد تعیین کرد و برای تصمیمگیری درباره تعهدات جدید، محاسبات بیمهای، منابع سازمان و تصمیمات قانونی و بودجهای نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
جدول خلاصه متناسبسازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی
| موضوع | توضیح |
|---|---|
| مبنای متناسبسازی | نسبت مستمری به حداقل دستمزد |
| نسبت هدف | ۹۰ درصد نسبت نخستین مستمری به حداقل دستمزد زمان برقراری |
| قانون مرتبط | جزء ۲ بند «ر» ماده ۲۸ قانون برنامه هفتم |
| گروه مشمول مرحله نهایی | مستمریبگیران غیرحداقلبگیر |
| مبنای محاسبه مستمری | سابقه بیمه و متوسط مزد مشمول حق بیمه طبق ماده ۷۷ |
| عوامل مؤثر بر افزایشهای آینده | تورم، هزینه زندگی، رشد دستمزد، منابع و تعهدات سازمان |
| شرط ایجاد تعهد جدید | پیشبینی منبع مالی پایدار و محاسبات بیمهای |
جمعبندی: متناسبسازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی در برنامه هفتم بر مبنای یک فرمول مشخص و نسبت ۹۰ درصدی طراحی شده و مرحله نهایی آن در سال ۱۴۰۵ برای مستمریبگیران غیرحداقلبگیر اجرا شده است. با این حال، هر افزایش جدید یا فراتر از چارچوب فعلی، نیازمند بررسی منابع مالی، آثار بلندمدت و سازگاری آن با ساختار بیمهای سازمان تأمین اجتماعی خواهد بود.