مسعود پزشکیان حدود دو ماه پیش، در پاسخ به پرسشی درباره ترمیم کابینه، تأکید کرده بود که مشکلات کشور صرفاً با تغییر افراد حل نمیشود و اصلاح خودِ مسائل و سازوکارهای تصمیمگیری اهمیت بیشتری دارد.
این استدلال، در اصل قابل دفاع است؛ اما اکنون که محسن پاکنژاد از وزارت نفت کنار رفته، یک پرسش اساسی پیش روی دولت قرار دارد:
اگر عملکرد یک دستگاه با ابهامها و انتقادهایی مواجه شده باشد، آیا اصلاح ساختارها بدون تغییر در سطح مدیریت کافی است؟
وزارت نفت یکی از راهبردیترین دستگاههای اجرایی کشور است و تصمیمهای آن مستقیماً با صادرات نفت، درآمدهای ارزی و تأمین منابع اقتصادی کشور ارتباط دارد. بنابراین استعفای وزیر نباید پایان بررسی عملکرد این وزارتخانه تلقی شود.
اکنون افکار عمومی انتظار دارد درباره مهمترین تصمیمهای دوره گذشته توضیح داده شود؛ از نحوه انتخاب طرفهای قرارداد و واسطههای فروش نفت تا وضعیت مطالبات و سازوکار تضمین بازگشت درآمدهای نفتی.
فروش نفت در شرایط تحریم؛ مسئله واسطهها یا مسئله نظارت؟
فروش نفت در شرایط تحریم، به دلیل محدودیتهای بانکی، بیمهای و کشتیرانی، با پیچیدگیهای قابلتوجهی همراه است. استفاده از واسطهها نیز در چنین شرایطی موضوعی شناختهشده است.
بنابراین نمیتوان صرف حضور واسطهها را بهعنوان نشانه ضعف مدیریتی تلقی کرد. مسئله اصلی، نحوه احراز صلاحیت آنها، میزان تضامین دریافتی، شرایط قرارداد و سازوکار اطمینان از بازگشت منابع است.
در گزارش تفصیلی منتشرشده در «فرهیختگان» با عنوان «ابربدهکار نفتی پشت صحنه افشاگریها» نیز به همین مسئله پرداخته شده است.
بر اساس اطلاعات مطرحشده در آن گزارش، از مهر تا نیمه اسفند ۱۴۰۴ حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت به ارزش ۵ میلیارد و ۹۵۰ میلیون دلار به فردی با عنوان اختصاری «ح. آ» تحویل شده و گفته شده است که این طرف قرارداد نزدیک به ۲ میلیارد دلار بدهی دارد.
این ارقام و جزئیات، طبیعتاً نیازمند توضیح رسمی وزارت نفت و شرکت ملی نفت هستند. بهویژه باید مشخص شود مبنای قرارداد چه بوده، چه تضامینی دریافت شده و وضعیت فعلی مطالبات چگونه است.
در چنین پروندههایی، پیش از هرگونه قضاوت درباره تخلف یا سوءمدیریت، شفاف شدن اسناد قرارداد و مسیر تصمیمگیری ضروری است.
کارگروه مقابله با تحریم نفتی چرا متوقف شد؟
موضوع دیگری که در گزارشهای منتشرشده مطرح شده، وضعیت «کارگروه مقابله با تحریم نفتی» است.
بر اساس روایت مطرحشده، این کارگروه به دلیل «اتمام دوره قانونی و عدم تمدید» از فرآیند تصمیمگیری کنار گذاشته شده است. همچنین برخی نمایندگان مجلس از برگزار نشدن جلسات آن برای مدت طولانی سخن گفتهاند.
در اینجا نیز نمیتوان بدون ارائه اسناد، توقف فعالیت کارگروه را علت مستقیم مشکلات احتمالی در فروش نفت دانست. اما یک سؤال مدیریتی قابل طرح است:
اگر این کارگروه نقش نظارتی و کارشناسی داشته، پس از پایان دوره قانونی آن چه سازوکار جایگزینی برای انجام همان وظایف ایجاد شده است؟
وزارت نفت میتواند با ارائه توضیح درباره تاریخ پایان فعالیت کارگروه، دلایل تمدید نشدن آن و سازوکار جایگزین، بخش مهمی از این ابهام را برطرف کند.
ادعای تحویل نفت بدون دریافت وجه؛ وزارت نفت باید توضیح دهد
در بخش دیگری از گزارشهای منتشرشده، درباره تحویل حدود ۲ میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه نفت در فاصله شهریور تا دیماه ۱۴۰۴ مطالبی مطرح شده است؛ از جمله اینکه این محمولهها پیش از دریافت وجه یا تضمین مورد انتظار تحویل شدهاند.
این ادعا، در صورت صحت، موضوعی مهم است؛ اما برای داوری دقیق باید متن قراردادها، مجوزهای تحویل، نوع تضامین و وضعیت فعلی مطالبات بررسی شود.
به همین دلیل انتظار از وزارت نفت روشن است:
برای هر محموله، چه تضمینی دریافت شده، مجوز تحویل را چه مرجعی صادر کرده و اکنون وضعیت وصول وجه در چه مرحلهای قرار دارد؟
پاسخ به این پرسشها میتواند مشخص کند که آیا با یک اختلاف تجاری معمول، ضعف در فرآیندهای قراردادی یا مسئلهای جدیتر مواجه هستیم.
ماجرای ۹۰۰ میلیون دلار؛ یک ابهام که نیازمند سند است
در مورد دیگری نیز ادعا شده که وصول حدود ۹۰۰ میلیون دلار از درآمد حاصل از فروش نفت اعلام شده، در حالی که این منابع در آن مقطع هنوز به شکل مورد انتظار در دسترس نبودهاند.
این موضوع نیز پیش از هر قضاوتی نیازمند بررسی اسناد بانکی و مالی است.
اگر واقعاً رقمی بهعنوان «وصولشده» اعلام شده، اما منابع آن هنوز قابل استفاده نبوده، باید مشخص شود تعریف «وصول» در این فرآیند چه بوده و آیا این اعلام در تصمیمهای بعدی درباره تحویل نفت، تخصیص ارز یا سایر تعهدات مالی اثر گذاشته است یا خیر.
این توضیحات، بهویژه برای جلوگیری از شکلگیری روایتهای متناقض درباره درآمدهای نفتی، اهمیت دارد.
کاهش درآمدهای نفتی؛ چه عواملی در میان بوده است؟
در برخی گزارشها همچنین به کاهش قابلتوجه درآمدهای نفتی از حدود ۲.۷ تا ۳ میلیارد دلار در مهرماه ۱۴۰۴ به حدود ۱۵۰ میلیون دلار در پاییز همان سال اشاره شده است.
با این حال، نسبت دادن چنین تغییری به عملکرد یک وزیر یا یک وزارتخانه بدون بررسی عوامل متعدد، از نظر تحلیلی دقیق نیست.
تحریمها، شرایط بازار جهانی نفت، میزان صادرات، قیمت نفت، هزینههای انتقال منابع و مشکلات بازگشت ارز، همگی میتوانند در میزان درآمد نهایی اثرگذار باشند.
بنابراین سؤال دقیقتر این نیست که «چه کسی باعث کاهش درآمد شد؟»؛ بلکه این است:
سهم هر یک از این عوامل چه بوده و وزارت نفت برای کاهش اثر آنها چه اقداماتی انجام داده است؟
این همان جایی است که عملکرد مدیریتی باید با عدد و سند ارزیابی شود.
ترمیم کابینه پزشکیان؛ تغییر مدیر یا اصلاح فرآیند؟
استعفای وزیر نفت بار دیگر بحث ترمیم کابینه دولت پزشکیان را مطرح کرده است.
رئیسجمهور درست میگوید که تغییر افراد بهتنهایی مشکلات کشور را حل نمیکند. اما از سوی دیگر، نمیتوان این گزاره را به این معنا تفسیر کرد که تغییر مدیران ناکارآمد هیچگاه ضروری نیست.
دولت باید میان «ثبات» و «کارآمدی» توازن برقرار کند.
ثبات مدیریتی زمانی ارزشمند است که به تداوم سیاستهای موفق منجر شود. اگر یک سیاست نتیجه مطلوب نمیدهد، فرآیند تصمیمگیری ایراد دارد یا مدیری در دستیابی به اهداف تعیینشده موفق نیست، بازنگری در آن نباید صرفاً به دلیل نگرانی از تغییر کنار گذاشته شود.
از این منظر، استعفای پاکنژاد میتواند یک آزمون برای دولت باشد: آیا قرار است تنها فرد رأس وزارتخانه تغییر کند یا فرآیندهای مسئلهدار نیز مورد بازبینی قرار میگیرند؟
بحران، ضرورت اصلاح را بیشتر میکند
یکی از استدلالهای رایج علیه تغییرات مدیریتی، شرایط حساس کشور است. اما تجربه دولتها و نظامهای سیاسی مختلف نشان میدهد بحران لزوماً به معنای توقف اصلاحات مدیریتی نیست.
حتی در شرایط جنگی نیز ممکن است دولتها به این جمعبندی برسند که برخی مدیران یا سیاستها نیازمند تغییر هستند.
البته این تجربهها را نمیتوان مستقیماً با شرایط ایران مقایسه کرد و تصمیمهای دولتهای دیگر نیز الزاماً قابل تأیید نیست. اما از منظر مدیریتی یک نکته روشن است:
شرایط بحرانی، هم به ثبات نیاز دارد و هم به اصلاح؛ مسئله اصلی تشخیص زمان و میزان تغییر است.
پاکنژاد رفت؛ حالا نوبت پاسخگویی دولت است
استعفای محسن پاکنژاد نباید پایان بحث درباره عملکرد وزارت نفت باشد.
اگر درباره قراردادهای نفتی، مطالبات وصولنشده، تضامین، وضعیت واسطهها یا سازوکارهای نظارتی پرسشی مطرح شده، دولت باید با ارائه اسناد و آمار پاسخ دهد.
از سوی دیگر، اگر بررسیها نشان دهد که بخش مهمی از این انتقادها ناشی از شرایط تحریم یا عوامل خارج از اختیار وزارت نفت بوده، دولت نیز باید همین موضوع را شفاف و مستند برای افکار عمومی توضیح دهد.
مسئله اصلی، قضاوت پیش از بررسی نیست؛ مسئله، نبود پاسخ روشن است.
دولت پزشکیان اگر واقعاً معتقد است مشکل کشور با تعویض افراد حل نمیشود، اکنون فرصت مناسبی دارد تا این دیدگاه را در عمل نشان دهد: همزمان با انتخاب وزیر جدید، فرآیندهای فروش نفت، سازوکارهای نظارتی و نحوه مدیریت مطالبات را نیز شفاف و اصلاح کند.
ترمیم دولت نباید به «پاک کردن صورت مسئله» تبدیل شود. تغییر مدیر، زمانی ارزشمند است که همراه با اصلاح سیاست و فرآیند باشد؛ و اصلاح فرآیند نیز زمانی معنا دارد که در نهایت به کارآمدی بیشتر، شفافیت بالاتر و پاسخگویی جدیتر منجر شود.
در غیر این صورت، فقط یک نام از کابینه حذف شده و مسئله همچنان سر جای خود باقی است.