جبهه پایداری انقلاب اسلامی، یکی از جریانهای سیاسی اصولگرا در ایران است که از اوایل دهه ۱۳۹۰ وارد فضای رسمیتر سیاست شد و در بسیاری از موضوعات، مواضعی صریحتر و متفاوتتر از برخی جریانهای دیگر اصولگرا اتخاذ کرده است.
در روزهای اخیر، همزمان با برگزاری برخی تجمعات شبانه و طرح شعارهایی علیه چهرههایی از جریانهای مختلف سیاسی، از جمله محمد خاتمی، مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، حسن روحانی و محمدجواد ظریف، انتقادهایی درباره آثار این شعارها بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور مطرح شده است.
علی نظری، سردبیر مستقل آنلاین، در اظهاراتی با انتقاد از این روند مدعی شده است که چنین شعارهایی در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی مواجه است، میتواند به تشدید اختلافات داخلی و ایجاد شکاف در جامعه منجر شود.
ادعای جنجالی درباره جبهه پایداری
نظری در ادامه، با اشاره به پیامدهای احتمالی این وضعیت برای انسجام داخلی، جبهه پایداری را با تعبیری جنجالی «یار دوازدهم موساد» توصیف کرده و مدعی شده است که تشدید شکافهای سیاسی داخلی در نهایت میتواند به سود اسرائیل تمام شود.
این اظهارنظر با توجه به حساسیت موضوع، نیازمند تفکیک میان انتقاد سیاسی، تحلیل پیامدهای اجتماعی تجمعات و ادعای ارتباط سازمانیافته با یک سرویس اطلاعاتی خارجی است.
در متنی که این اظهارات در آن مطرح شده، مدرک مستقلی برای اثبات ارتباط سازمانیافته جبهه پایداری یا تجمعات مورد اشاره با موساد ارائه نشده است و این بخش صرفاً در سطح ادعا و تحلیل سیاسی مطرح شده است.
اختلاف سیاسی یا تشدید شکاف اجتماعی؟
فارغ از صحت یا رد این ادعا، موضوع اصلی مطرحشده در این بحث، تأثیر منازعات سیاسی داخلی بر انسجام اجتماعی در شرایط بحران و تهدید خارجی است.
منتقدان این نوع تجمعات معتقدند انتقال اختلافات سیاسی به خیابان و طرح شعارهای تند علیه جریانها و چهرههای مختلف میتواند فضای سیاسی کشور را قطبیتر کند. در مقابل، حامیان چنین تجمعاتی ممکن است آن را بخشی از کنش سیاسی و بیان اعتراض خود بدانند.
در نهایت، نسبت دادن هرگونه ارتباط میان یک جریان سیاسی داخلی و موساد نیازمند شواهد و اسناد قابل بررسی است و نمیتوان صرفاً بر اساس شباهت یا همزمانی مواضع و رویدادها چنین ارتباطی را اثباتشده تلقی کرد.